۴. زنان هنگامیکه نیازهایشان را از مردان مطالبه می کنند، مانند دختر بچه ها رفتار می کنند:

 

 شما زنها بهنگام ناراحتی و عصبانیت طوری رفتار می کنید که گویی رنجیده  هستید. ایا بهنگام عصبانیت گریه می کنید؟ ایا به جای اینکه به همسرتان بگویید رفتارش احمقانه و بد بوده است، عصبانی هستید و لب و لوچه تان را اویزان می کنید؟

 

این که گویی نمی دانید چه می خواهید و احساس واقعی شما چیست و اینکه نمی دانید چه باید بکنید و خودتان را از لحاظ روحی عاجز و درمانده نشان می دهید تا شاید مردی پیدا شود و شما را نجات دهد، از بدترین عادات زنانه است.

 

زنان گیجی و سردرگمی را بعنوان سرپوش و استتار احساسات و عواطف بزرگتر و ناخوشایندی نظیر خشم، انزجار، گناه، رنجش و ترس بکار می برند. زن در این هنگام خودش را به گیجی می زند زیرا دیگر مجبور نخواهد بود هیچ تصمیمی بگیرد و یا مسئولیت و سرانجام زندگیش را بپذیرد.

 

رفتار بچگانه داشتن باعث می شود مرد زندگیتان برای شما احترام قائل نشود. در این هنگام  انها احساس برتری و رئیس بودن می کنند و به این روش معتاد خواهند شد و باعث انزجار انها می شود .

 

شما با مردان خود طوری رفتار می کنید که گویی پدرتان است. البته هیچ اشکالی ندارد گاهی اوقات به مردی که دوستتان دارد و به شما عشق می ورزد، اجازه دهیم بطریقی پدرانه از ما مواضبت کند، اما اگر اغلب اوقات بمانند پدرتان با همسرتان رفتار کنید، رابطه شما یقینا دچار مشکل خواهد شد.

 

با مرد زندگیتان با صدای توام با گریه صحبت نکنید و مانند دختر بچه ها با او حرف نزنید. صدای قوی و زنانه داشته باشید. اغتشاش و سردرگمی در زندگیتان ایجاد نکنید تا این که مردی به کمکتان بشتابد و نجاتتان دهد.

  ۵. زنها عاشق توانایی های یک مرد می شوند:

 

     زنان به ماموریت نجات روحی می روند و مردهایی را می یابند که مایل نیستند بخود کمک کنند، اما سعی می کنید به انها کمک کنید.

      مردهایی را می یابید که دوستتان ندارند و یا با شما خوش رفتار نیستند، اما همچنان به رابطه با انها ادامه می دهید.

حقیقت این است که اگر مردی بقدر کافی خودش دوست داشته باشد، حتما تغییر خواهد کرد. زنهایی که عاشق پتانسیل های یک مرد می شوند، اغلب اعتماد به نفس چندانی ندارند و احساس خوبی نسبت بخود ندارند.

 

داشتن رابطه سالم با یک مرد به معنای عشق ورزیدن به کسی است که در زمان حال می باشد، نه عشق ورزیدن به کسی که در اینده به ان تبدیل خواهد شد.

 

مردی را پیدا کنید که مسئولیت سر و سامان دادن به زندگیش را خودش بعهده بگیرد. اشکالی ندارد به همسرتان در تغییراتی که مایل به انجام است، کمک کنید. هنگامیکه دو نفر یکدیگر را دوست دارند، توانایی بالقوه انها به بالفعل تبدیل می شوند، اما نکته ای که در این جا حائز اهمیت است، این است که حتما بمانند یک تیم کار کنید و مردتان نیز بهمان اندازه شما متعهد به کار کردن بر روی خود و رشد شخصیتش باشد.

 

۶. زنان  استعدادها و توانایی های خود را دست کم گرفته و یا گاهی اوقات انها را مخفی می کنند:

 

راجع به خودتان با کلمات تحقیر امیز صحبت کرده و خودتان را بخاطر کوچک ترین اشتباهی که مرتکب شده اید، پایین می اورید. طوری رفتار می کنید که گویی خودتان را دوست ندارید.

استعداد و توانایی هایتان را از مردان زندگیتان پنهان می کنید به این دلیل که تصور می کنید با این کار انها شما را بیشتر دوست خواهند داشت یا اینکه در نظر دیگران خیلی مغرور جلوه می کنید.

 پنهان کردن توانایی ها و استعدادهای شما، عشق و شور و حرارت رابطه تان را می کشد. مردها بیشتر به سمت توانایی ها و استعدادها جذب می شوند و ضعف و عدم توانایی، انها را سرد میکند. چرا که خود اموزش دیده اند که باید لایق، توانا، و با استعداد باشند و چنانچه همین خصایص را در شخص دیگری ببیند، جذب او خواهد شد.

 هنگامی که عادت دارید استعدادهای خود را از نامزد یا همسر خود پنهان کنید، در نهایت ان استعدادها را از خودتان نیز پنهان خواهید کرد: " از دل برود هر ان که از دیده برفت. "

 زنها با زبانی با مردها صحبت می کنند که گویی یک کلمه از ان را هم نمی فهمند. گاهی اوقات درخواست انها واضح و روشن نیست و گنگ و مبهم هستند. دو زن می توانند براحتی بنشینند و بگویند: " بیا با هم حرف بزنیم. " و اصلا ناراحت نمی شوند اگر ندانند راجع به چه موضوعی میخواهند صحبت کنند یا که هدف از صحبت چیست. انها از فرایند ابراز کردن خودشان لذت می برند، اما از نظر بسیاری از مردها، این فقدان ساختار بسیار نگران کننده و آزاردهنده می باشد.

 

ممکن است همسرتان علاقه ای به تعقیب این نوع گفتگوها از خودشان نشان ندهند، ممکن است در مقابل صحبت کردن با شما، از خود مقاومت نشان دهد. ممکن است درتلاش برای منصرف کردن شما از ادامه مکالمه با شما مشاجره کند؛ این امکان وجود دارد که صحبت کردن با شما را مرتبا بتعویق بیاندازد.

 

هنگامیکه میخواهید با نامزد یا همسرتان به صحبت بنشینید، به او خط بدهید و بگویید : می خواهید راجع به چه موضوعی با او صحبت کنید، به چه نتیجه ای برسید و این که چه انتظاری از او دارید.

 

در مورد مشکلات و اختلافاتی که دارید، صادقانه و بدون ترس با او صحبت و گفتگو کنید و به او بگویید که از این راه می توانید احساس امنیت بیشتری داشته باشید، نقاط ضعف و قوت یکدیگر را ارزیابی کنید و درک کنید که  در مورد چه زمینه هایی نیاز به تلاش بیشتری دارید. وقتی مرد شما موضوع مکالمه و صحبت شما را به وضوح بداند، یقین داشته باشید که احساس آرامش بیشتری خواهد داشت.

 

از خط دادن و صحبت با همسر خود بعنوان روشی برای  مطالبه خواسته های خود استفاده نکنید، رک و راست و صادقانه صحبت کنید. یکی از عادات بد زنها این است که رک و راست و صادقانه با همسر خود صحبت نمی کنند. در پرده ابهام صحبت کردن و او را امتحان کردن روش درستی نیست.

 

مردها ترجیح میدهند هنگامی خود را ابراز کنند که پاسخ و یا راه حل را از قبل بدانند. با صدای بلند با مرد زندگی خود صحبت نکنید و با صدای بلند فکر نکنید.

 

گاهی اوقات حاشیه رفتن و طولانی تر کردن کلام مردان را خسته می کند. زمان ابراز احساسات و خواسته های خود اصل مطلب را بگویید و بیان کنید. یکی دیگر از عادات بد زنها نق نقو بودن انهاست و عادت دارند مرتبا گلایه و شکایت کنند و حتی برای جزیی ترین مسایل و چیزها مرتبا نق بزنند. نق زدن باعث خشم و عصبانیت و بی حوصلگی مرد میشود.  بعضی از زنها بخاطر عادت به نق زدن مرتبا در عرض چند دقیقه روی یک مسئله ولو ناچیز و بی ارزش بارها تاکید می کنند و همین جور ان را بر زبان میاورند.

 

هنگامیکه راجع به مشکلی با همسرتان صحبت می کنید ، به او وقت دهید تا به راه حلی برسد. عجول بودن کارها را برهم میزند و اوضاع را اشفته تر میکند. فراموش نکنید که زنها با مردها از لحاظ روحی و عاطفی و طی ساختارهای فیزیکی و فکری  کاملا متفاوت هستند. زنها معمولا احساسی هستند در صورتیکه مردها کمتر از خود احساسات بروز می دهند. اغلب مردها چنین شرطی شده اند که در سر خود باشند نه در قلبشان.

 

مردها تبهر و مهارت چندانی در ابراز احساسات خود ندارند. زنها این عادت و نااشنایی مردان نسبت به احساسات و عواطف را به غلط به حساب لجبازی و مقاومت انها میگذارند و بخاطر بی احساس بودنشان انها را سرزنش می کنند. مردها نیز درست اندازه زنها و حتی در برخی موارد بسیار نیز احساسی تر هستند اما انها بسادگی زنها به احساسات خود دسترسی و تماس ندارند. بنابراین چنین بنظر میرسد که احساس ندارند و تهی از احساس هستند.

 

زنها از مردان انتظار دارند با همان سرعت خود با احساسات تماس برقرار کنند. ناطق بودن مردها از لحاظ فکری دال بر این نیست که  به لحاظ احساسی نیز گویا و ناطق باشند.

 

احساسات خود را بیکباره بر سر نامزد یا همسر خود نریزید و او را تحت فشار قرار ندهید، تا سریعا به شما پاسخ بگویند. اندکی زمان بدهید، صبورتر باشید و واضح تر صحبت کنید.

 

هنگامیکه نامزد یا همسرتان به سختی احساساتش را ابراز کرده یا بسختی به احساسات شما گوش فرا میدهد ، او را در سکوت و آرامش در اغوش بگیرید، نوازش دهید تا بتواند از سر خود بیرون امده و به دل و احساسات خود رجوع کند.

 

همیشه شنونده خوبی برای همسرتان باشید و صحبت های او را قطع نکنید. انها نیاز دارند به هنگام صحبت تمرکز داشته باشند تا بتوانند به احساسات خود دسترسی و تماس داشته باشند.

 

هر احساسی از 6 لایه تشکیل شده است:

  1. خشم، سرزنش و انزجار
  2. رنجش، غم و یاس
  3. ترس، نگرانی و ناامنی
  4. تاسف، درک و مسئولیت
  5. هدف، راه حل و آرزوها
  6. عشق، تحسین و بخشش

خشم، سرزنش و انزجار اولین لایه را تشکیل میدهد. هنگامیکه احساس می کنیم مورد حمله قرار گرفته ایم یا دوستمان ندارند، زیر این لایه، احساسات رنجش، غم و یاس خوابیده اند که اسیب پذیر هستند. در زیر این لایه نیز احساسات اسیب پذیرتری مانند ترس، نگرانی و ناامنی وجود دارند. همین که از این احساسات شدید عبور کردید و به لایه های زیرین نزدیک شدید، بهتر میتوانید با تاسف خود تماس برقرار کرده و مسئولیت درک حقیقت محض را در رابطه با اتقاقی که افتاده است، بعهده بگیرید. در اینجاست که با نیات و خواسته های خود ، بمنظور تغییر واقعی ، تماس برقرار می کنید. در زیر خشم، رنجش ، ترس، پشیمانی، ندامت و عشق خوابیده است.

 

بی صبیری زنان بهنگام شنونده بودن یکی از بزرگترین اشتباهات انهاست. برای یک مرد بدتر و ناراحت کننده تر از این نیست که او را درک نکنند. وقتی همسر خود را درک می کنید ، او احترام بیشتری برای احساسات شما قائل خواهد شد.

 

بسیاری از زنها در تلاش به منظور تعییر مرد زندگیشان، اغلب فراموش می کنند که خود چگونه باید تغییر کنند. این یکی از مخرب ترین و پنهان ترین راه هایی است که زنها را مدام ضعیف و ضعیف تر میکند. انها در این گونه مواقعف فرایند رشد شخصی خود را فراموش می کنند و لذا از کشف روح مونث و فوق العاده ای که در یک یک انها وجود دارد، غافل می مانند. زنها باید بیاموزند که چگونه زنانی قدرتمند باشند و در برابر مشکلات و سختی های زندگی صبور باشند و اقدامی مثبت انجام دهند. زنی که خود را در برابر مشکلات و اختلافات زندگی ضعیف و ناتوان و بی اراده می پندارد ، یقینا اسیب های جبران ناپذیری را محتمل خوهد شد و این امر باعث بی توجهی و دلسردی او به ادامه زندگی با همسرش میشود و چه بسا که بمنظور پر کردن خلاء های زندگی و سیراب کردن عقده های روحی و روانی خود روابط نامشروعی را با دیگر مردان داشته باشد. روابط نامشروع و خیانت نه تنها دردی از درهای او را درمان نخواهد کرد بلکه او را بیشتر و بیشتر به انزوا و نابودی سوق میدهد. ناامید شدن و ضعیف و بی اراده بدون نسبت به حل مسایل زندگی خطر بزرگی برای هم زن و هم مرد خواهد بود و این موضوع را من خود در بعضی از میل هایی که دریافت کردمف بوضوح مشاهده نمودم.

 

چگونه زنی قدرتمند باشیم؟

 

  1. تمامی توصیه ها و راهکردهایی که در طول این چند پست اخیر مشاهده نمودید، یا از طریق روانشناس و یا کتابهای روانشناسی مشاهده نموده اید، مو به مو همراه با همسر خود اجرا کنید( توصیه می کنم حتما کتابهای دکتر باربارا دی انجلیس را مطالعه کنید).

 

  1. لیستی از تمام اشتباهات ارتباطی که مرتکب میشوید و نیز دفترچه ای از قوانین ارتباطی تهیه کنید. اندکی بنشینید و به تمامی روابطی که تا کنون با مرد زندگیتان و دیگران داشته اید فکر کنید. چه در زندگی شخصی و چه در زندگی شغلی و حرفه ای خود. تمامی این اشتباهات را بر اساس درک جدیدی که تابحال از طریق این وبلاگ، مشاوره یا کتابهای روانشناسی بدست اورده اید، بنویسید و ارزیابی کنید.

 

دفترچه قوانین ارتباطی شما عبارتند از:

 قانون شماره 1: هرگاه متوجه شدم با زیاد از خودم حرف زدن و کمتر سوال کردن، سعی دارم او را تحت تاثیر قرار دهم، دست از این کار برداشته و در عوض به این فکر میکنم که ایا او می تواند، نامزد یا همسر مناسبی برایم باشد یا نه؟ ( قبل از شروع به جلب علاقه او، به این می اندیشم که برایم مناسب است یا نه).

 

قانون شماره 2: به محض اگاهی از احساسات منفی در خود، انها را با همسرم بازگو کرده و اجازه نمیدهم که این احساسات در من انباشته و تلنبار شوند.

 

قانون شماره 3: با نگاه به این واقعیت که چگونه خود در ناکامی های روابط گذشته ام نیز سهیم بوده ام، سعی میکنم تا احساسات منفی خود را التیام بخشم و در این باره به گونه ای با نامزد / هسرمصحبت نکنم که گویی من یک " قربانی  " بوده ام و او یک  " زجردهنده ".

 

قانون شماره 4 :  هرگاه می رنجم یا احساساتم جریحه دار می شوند، به جای انکه اخم کنم و لبو لوچه ام را اویزان، یا با او تسویه حساب کنم، یا طوری وانمود کنم که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است، یا مثل دختر بچه ها رفتار کنم، به او بگویم که چه احساسی دارم.

 

قانون شماره 5 : هنگامیکه متوجه می شوم مشغول پرکردن جاهای خالی بوده ام، سریعا از این کار دست کشیده و از خودم می پرسم، ایا او نیز به همان اندازه من تلاش کرده یا خیر؟ چنان چه او نیز تلاش کافی نکرده بود، بجای انکه اوضاع را بتنهایی اصلاح نمایم، خواسته هایم را مطالبه می کنم.

 

قانون شماره 6 : هرگاه منوجه شدم بی ان که از من خواسته باشد، مشغول نصیحت کردن و راه حل نشان دادن هستم و مثل پسر بپه ها رفتار میکنم، از این کار دست کشیده، نفس عمیقی می کشم و اجازه می دهم خودش مسایلش را حل کند، مگر ان که از من کمک بخواهد.

 

  1. یک دوست خوب و واقعی بیابید. یک دوست قوی که در طول فرایند تحول و رشد شخصی شما شریک و همراهتان باشد. با کمک و راهنمایی یکدیگر در حل و فصل مسایل زندگی می توانید به ارامش بیشتری دست پیدا کنید.
  2. عزت نفس خود را حفظ کنید. شاید حفظ عزت نفس برای شما می تواند به این معنا باشد که به زندگی با کسی که از لحاظ جنسی بشما پایبند نیست، خاتمه دهید. شاید برایتان به این معنا باشد که نمی بایست اجازه دهید کسی سرتان داد بزند، یا با شما بد رفتاری کند، شاید به این معنا باشد که دیگر احساساتتان را سرکوب نکنید.