خیانت و دلایل آن : قسمت سوم
عدم ارضاء جنسی و بی اهمیت جلوه ادن این امر مهم:
برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایل به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع مهم توجه کنند که این امر باعث فشارها و کمبودات و صدمات روحی و روانی شدیدی می شود و منجر به کج روی و گمراه شدن انان می گردد. و بالعکس مردانی که در روابط زناشویی خود با همسر خود تمایل و رغبت چندانی بروز نمی دهند و ان را بی اهمیت جلوه می دهند یا این که بدتر از ان قادر به ارضاء همسر خود نیستند و ازنظر توانایی جنسی ناتوان هستند نمی توانند همسر خود را به اوج لذت جنسی یا ارگاسم برسانند.
رابطه جنسی بین زن و مرد یکی از اساسی ترین و مهمترین نیازهای انها می باشد و مردان و زنانی که به این مهم توجه کافی ندارند و حتی رغبتی از خود به مرور زمان نشان نمی دهند و حتی شیوه و روش سکس موفق و ارضاء جنسی را نمی دانند از لحاظ روحی و روانی دچار افت شدیدی می شوند و صدمات جبران ناپذیری را برای هر دوی انها بهمراه خواهد داشت. در چنین مواردی وقتی مردی نمی تواند زنش را ارضاء کند و بالعکس، سعی می کند این ضعف و کمبود را از طریق شخص دیگری جبران کند و در نتیجه این امر منجر به خیانت و بی وفایی طرفین می شود.
دكتر تينا تسنيا مي گويد:
" افرادي كه از برقراري رابطه جنسي با يكديگر خودداري مي كنند، ميان خود فاصله بسيار زيادي را بوجود مي آورند و پس از چندي افراد غريبه در نظرشان بيش از شريك قبلي زندگي شان جذاب جلوه مي كنند."

ناتوانی در ارضاء جنسی مردان و زنان و بی اهمیت جلوه دادن ان دلایل مختلفی دارد که مهمترین عامل ان قبل از هر عامل دیگری می تواند عدم عشق و محیت قبل یا بعد از ازدواج و عشق یک طرفه باشد. کسانی که عشق را در قبل از زندگی زناشویی تجربه نکرده اند و بعد از ازدواج نیز عشقی بین انها بوجود نیامده است، کسانی که نه بر اساس تمایل و رغبت خود بلکه بر اساس جبر یا ازدواجی از پیش تعیین شده، ازدواج کرده اند و همه کسانی که ازدواج انها بدون شناخت و اگاهی و یا نه بخاطر عشق بلکه بخاطر مادیات و چیزهای دیگر بوده ، همه و همه بعد از ازدواج به تدریج و مرور زمان با چنین مشکلی مواجه می شوند. اگر در زندگی زناشویی عشق و صمیمیتی قبل یا بعد از ازدواج بوجود نیاید مسلما دیر یا زود چنین ازدواج هایی با شکست مواجه خواهد شد و عواقب ناگوار ان همین خیانت یا روابط مخفیانه است.
یکی دیگر از علل عدم ارضاء جنسی بی توجهی زنان و حتی مردان به خود می باشد. اگر زن به خودش توجه نکند و به زیبایی خود توجه نداشته باشد و بیش از حد اضافه وزن داشته باشد از نظر جنسی جذابیت های خودش را برای مرد از دست می دهد. در این بین اگر خیلی زود شکسته شود و پژمرده شده باشد، مشکل بزرگ تر است. در چنین شرایطی، با این همه نکات منفی، اگر از همسرش صرفا چون همسر رسمی اوست انتظار صداقت داشته باشد، خود را فریب می دهد.
مردانی که به شکلی با زنی که دوست نداشته اند مجبور به ازدواج شده اند و بالعکس، اگر در سالهای اول به این موضوع توجه چندانی نکرده باشند، با گذشت زمان احساس می کنند دوست دارند در کنار فرد دلخواه و مورد علاقه شان باشند و شخص دیگری را دوست داشته باشند. سعی می کنند این ضعف و کمبود را از طریق دیگری پوشش بدهند. در چنین شرایطی ، وقتی مرد یا زن یکدیگر را دوست ندارند صرفا چون بچه دار هستند، نمی توانند یکدیگر را رها کنند. با این وجود، حتی اگر برنامه ریزی در این خصوص نداشته باشد، ممکن است روزی با فرد مورد نظرش روبرو شود. اما به چه قیمتی؟!

اما با همه این وجود، رابطه جنسی ان قدرها که زن ها فکر می کنند، برای مردان مهم نیست. برای یک مرد زیبایی یک زن تنها زیبایی جسمی و مرتبط با جنسیت او نیست. زنی که مردی را جذب می کند ، پیش از وجودش، خصوصیات زنانه در رفتارش است که برای مرد جذاب است. زیبایی فیزیکی و جنسی گاهی جذاب و باعث شادی موضعی و مقطعی است. برای گواه این مطلب کافی است به زندگی مردانی که زنان بسیار زیبایی دارند خوب توجه کنید. مردانی که با وجود زنان زیبا و جذاب، چشم هوس و روابط مخفیانه با دیگر زنان دارند. توصیه من به زنان زیبا این است که هیچ وقت به زیبایی خود دلخوش نباشند و فریب زیبایی خود را نخورند.از دید مرد، زنانگی عبارت از سکس تنها نسیت. زنی که این را نداند، حساب هی خود را با مردش بر اساس وجودش انجام می دهد و اشتباه می کند و در مدت خیلی کوتاهی هم دل شکسته می شود. خصوصیات زنانه ای که یک مرد را جذب می کند، پیش از روابط جنسی، عشق، با احساس بودن، نرمی و لطافت و مهربانی، فهمیده بودن، انتقال حس اطمینان و حمایت است.
مرد میخواهد زنش شیفته ي او باشد و این حس را که پرنس سوار بر اسب سفید رویاهایش زنش است را در مرد بیدار می کند. و برای اینکه زنی بتواند این جذابیت ها را تضمین کند، باید از انجام کارهایی چون نق زدن، شکایت و اعتراض، دعوا و پرخاشگری، و فحاشی کاملا برحذر باشد. چون انجام هر کدام از این ها علاوه بر این که تمام خصوصیات زنانه و حتی جاذبه های جنسی زن را از بین می برد، باعث می شود که مرد رفتار سردی پیدا کند و به مرور عصبانیت، دلخوری، خشم و نفرت و حتی پرخاشگری در رابطه حاکم بشود.
از نظر زنها زمانی که عقل و سایر کارهای مفید در نظر مردها ارزش نداشته باشد، تنها چیزی که در دست انها باقی می ماند و تنها سرمایه ی انها محسوب می شود سرگرم کردن مرد است و تمام قدرت خود را بر روی جلب توجه مرد متمرکز می کنند و وقت خود را صرف ارایش و زیبا به نظر رسیدن می کنند تا شاید بتوانند بر آرزوها و افکار درون خود حاکم شوند.
بعلاوه زن چون روان شناسی مرد را نمی شناسد( بخصوص زمانی که بدون شناخت و اگاهی کافی و بدون عشق و تفاهم با یکدیگر ازدواج می کنند)، عواملی را که منجر به جذابیت یا نفرت می شوند را نیز نمی شناسد. خیلی از زنها در شرایطی که تلاش می کنند توجه مرد را به خود جلب کنند، انها را از خود سرد و دلزده می کنند.
در پایان این بحث به ذکر یک داستان واقعی توجه کنید:
سالهای اول ازدواج مان بود. صاحب یک فرزند شدیم اما به مرور، من خیلی نسبت به همسرم سرد شدم. نمی دانم یک مرد چقدر می تواند تحمل کند؟ اما من مدت خیلی زیادی است که اجازه نمی دهم حتی همسرم به من نزدیک شود. چون از رابطه جنسی با همسرم لذتی نمی برم. برای این که همزمان با او وارد رختخواب نشوم یا پیش از آمدن او می خوابم یا به این بهانه که خوابم نمی اید، بعد از خوابیدن او به رختخواب می روم. گاهی هم بهانه می کنم که شرایط جسمانی ام مناسب نیست و بیش از از همه این موضوع او را عصبانی می کند و مرتب می گوید: " تو چه زود زود مریض می شوی؟ چه قدر هم بیماریهای تو طول می کشد؟ او را به تنگ اورده ام! لعنت به من! اما چه کار کنم؟ دارویی نمانده که مصرف نکرده باشم، دکتری نمانده که نرفته باشم اما فایده ای ندارد.
بعضی وقتها میگوید: " پس راحتم بگذار تا من ازدواج کنم." این حرف را که می زند، خون به مغزم هجوم می اورد و به او می گویم که چشمانت را در می آورم. در واقع او حق دارد، از او متنفر نیستم. می دانم که او مردی نسیت که خطایی بکند. اما فکر یک هوو مرا دیوانه می کند. تحمل جدا شدن از او را هم ندارم. بعلاوه یک بچه هم داریم. نمی دانم چه کار باید بکنم؟

معرفی وبلاگ دوستان:
گفته ها و ناگفته های یک دل تنها
پ۱: پست زیر رو هم که مربوط به نامه یکی از خوانندگان قدیمی وبلاگ منه بخونید. نکات خیلی خوب و جالبی در این نامه هست که میتونه برای همه ما مفید واقع بشه. البته دوست داشتم قسمت های کوتاه دیگه ای رو از نامه های بقیه در اینجا می ذاشتم که در مورد مسئله خیانت و مسائل زناشویی بوده و می تونست سرمشق خوبی برای ما باشه اما از انجایی که اجازه ذکر انها حتی بدون نام و مشخصه ای رو ندارم منصرف شدم. از لطف و توجه همگی شما دوستان خوب و عزیزم ممنونم.![]()
![]()
پ۲:
روی سخن من به همه است. از خودم گرفته تا دیگران. یه وقت سوء تفاهمی پیش نیاد. مبحث خیانت خاص مرد یا زن نیست و هر دو گروه را شامل میشه.همه ما در زندگی ممکنه اشتباه کنیم. اینجا یا هر جای دیگه یاد می گیریم چیزای جدید ، تجربیات تازه تر و دستاوردهای بهتری رو یاد بگیریم تا کمتر اشتباه کنیم و بهتر زندگی کنیم. انسان عاقل و دانا کسیه که از خطا ها و اشتباهاتش درس میگیره ، بلند میشه و دیگه زمین نمی خوره. گاهی وقتها در شرایطی قرار می گیریم که ناگزیر از اجتناب از خطا و گناهیم. چیزی که خیلی اهمیت داره اینه که وقتی یه رابطه نامناسبه یا اینکه در زندگی زناشویی خود با کم و کاستی ها و نیازهای جسمی و روحی و عاطفی و یا مشکلات مواجه می شیم، بدترین و احمقانه ترین راه اینه که بخوایم به شریک جنسی خودمون خیانت کنیم، هر چند این رو می پذیرم که همه ما کم یا زیاد بنوعی با خیانت از نوع عاطفی -احساسی آشنایی داریم.اینکه من بخوام خودم را از دیگران مجزا بدونم و به اصلاح جا نماز به آب بکشم ، اصلا درست نیست.
پ۳: نظرتون درباره اهنگ جدید از شادروان الهه چیه؟ این آهنگ رو با تمام وجودم دوست دارم.




سلام دوستان عزیز و گلم

