با کدام معیار، باید سراغ انتخاب «شریک زندگی‏» رفت، یا به درخواست و پیشنهاد یک ازدواج، “آری‏” گفت؟ آری گفتنی که بار سنگین یک عمر را بر دوش انسان می‏گذارد! “

براستی معیارهای درست  یک ازدواج خوب و موفق و ماندگار چیست؟

چرا اکثریت انتخاب های ما در جامعه امروزی  نادرست و نامناسبند و  روابطی را که حتی بر اساس عشق بنا کرده ایم شکننده و متزلزلند ؟

چرا اکثریت روابط امروزی به شکست و جدایی منجر می شوند؟

چرا با وجودی که همه ما تشنه عشق هستیم و ان را بعنوان ضرروری ترین عنصر ازدواج می دانیم و محترم می شماریم اما این عشق  در زندگی با گذشت زمان ؛ دیر یا زود محو و کمرنگ می شود؟

به عقیده شما مهمترین معیار یا معیارهای یک ازدواج / رابطه موفق و ایده آل و ماندگار چیست؟

اکثر افراد تنها عشق – عشقی که در آن جایگاهی برای عقل و خرد وجود ندارد یا بعبارتی دیگر عشقی که بدون اگاهی و شناخت صورت می پذیرد – را مهمترین معیار انتخاب همسر آینده خود در نظر می گیرند. عشقی که بر پایه احساسات و هیجانات زودگذر  بنا شده است. اکثر اوقات عشق و علاقه ، چشم بصرت ما را از دیدن واضح ترین چیزها و آشکارترین عیب ها و کاستی ها و نقصان ها غافل می سازد و به همین دلیل است که بجای این که عشق مایه سعادت و خوشبختی ما شود باعث تباهی و سرخوردگی و رنج ما خواهد شد.

زمانی که عاشق می شویم و دیگری را عاشقانه دوست داریم؛ تصور می کنیم که این عشق مایه آرامش و شادی و سعادت زندگی مشترک ما خواهد بود. خود را عاشق ترین و وفادارترین عشاق  قلمداد می کنیم و می پنداریم که به پشتوانه این عشق قادر خواهیم بود بر هر نوع مشکل و مانعی فائق می آئیم و خود را خوشبخت ترین موجود روی زمین می دانیم اما غافل از این هستیم که هیچ تضمینی برای عشق امروز و دیروز ما که تنها بر اساس احساسات شکل گرفته است، نیست.

همه ما بخوبی  این واقعیت را صحه می گذاریم که اکثر روابط عاشقانه امروزی حتی در کوتاه مدت از بین رفته و هیچ تعهد و اعتبار و تضمینی برای آن وجود ندارد. آنوقت است که مات و مبهوت می مانیم و تنها نظاره گر ان هستیم و شاید بسیاری از ما از خود بارها و بارها بپرسیم که براستی آن همه عشق و شور و تعهد بکیباره بکجا رفت؟

اکثر روابط عاشقانه ای که به جدایی و بن بست ختم می شوند در ابتدا بسیار پرشور بوده اند. اما آیا تا بحال شده است که دلایل  جدایی و ناسازگاری و شکست روابطمان را بازبینی و تجزیه و تحلیل کنیم و و دلایل ان را ریشه یابی کنیم؟

عشق و عشق ورزیدن یک هنر است و باید فنون و ابزار این هنر را شناخت؛ هم از جنبه نظری و هم از جنبه عملی ان. اما اکثر ما متاسفانه بدون آن که با هنر پویا و زایای عشق ورزیدن آگاهی و شناخت کامل داشته باشیم ، عشق می ورزیم. فراموش نکنیم که  جامعه امروزی  و بعبارتی دیگر زندگی کنونی ما با گذشته تفاوت های فاحش بسیاری دارد. نوع کنونی زندگی حتی بر نوع و نحوه عشق ورزیدن ما تاثیر بسزایی گذاشته و  معیارهای ما را دچار دستخوش و تغییر و تحول شگرف و عظیمی نموده است. بنابراین  لازمه این که عشق بتواند مایه خوشبختی و سعادت و آرامش ما را فراهم نماید این است که در وهله اول با هنر عشق ورزیدن آشنا شویم و عشق ما با شناخت و بصورت آگاهانه  صورت پذیرد و در وهله دوم عناصر و معیارهای مهم و ضروری دیگری را نیز چاشنی این عشق کنیم. معیارها و عناصری که بدون در نظر گرفتن آنها مسلما روابط عاشقانه ما را به بن بست و شکست مواجه می نماید.

زمانی که  احساسات و هیجانات متزلزل و زودگذر ، معیارهای غلط  ، هوس های زودگذر  و شناخت های ناقص با انگیزه های مادی و سودجویانه در این مسئله مهم ازدواج نقش اصلی را ایفا می کنند، مسلما کار به همان جایی ختم می شود که همه ما شاهد آن هستیم و نمونه های بسیاری را در گوشه و کنار خود می بینیم. عشق باید مایه رشد، تعالی، آرامش، شادی، ارضاء ، عزت نفس و سعادت ما شود و این تنها زمانی میسر است که با شناخت و اگاهی صورت پذیرد و  معیارهای دیگر را نیز با شناخت و آگاهی در نظر بگیریم در غیر اینصورت این عشق مایه تباهی و سرخوردگی و شکست و رنج و عذاب ما خواهد بود.

روابط عاشقانه  پرشور بسیاری از ما  به شکست و جدایی  انجامیده و یا بکلی در کوتاه مدت یا دراز مدت از بین رفته و آسیب های روحی و روانی  جدی و چشمگیری بر ما وارد ساخته است. و یا اینکه در صورت تداوم مجبوریم که یک عمر در زیر یک سقف با کسی سر کنیم که دیگر هیچ گونه شور و عشق و علاقه ای بین ما حکمفرما نیست و مسلما در این صورت درگیر عواقب و اثرات سوء و مخرب ان خواهیم بود.

بسیاری از افراد  زیبایی و جذابیت های ظاهری را اولین و مهمترین معیار  ازدواج  در نظر می گیرند. زیبایی یک ملاک مهم است در صورتی که این زیبایی با پاکدامنی و نجابت و تعهد همراه باشد و در تعارض با آن نباشد. این را هم فراموش نکنیم که زیبایی و جذابیت های ظاهری  افراد به مرور زمان رو به زوال است و بسان یک گل  به پژمردگی می گراید. شایسته است علاوه بر زیبایی های ظاهری و جسمانی هر کس زیبایی های معنوی و روحانی را نیز در نظر بگیرد.

زيبائي  خاكي  و جسماني  سايه اي  از زيبائي   روحاني است  و بر آن است كه هر كسي بايد  زيبائي   دنيوي  را  که انعكاس  زيبائي ملكوتي  است در نظر  بگيرد  تا به درك زيبايي  ملكوتي  توفيق يابد . زيبايي  راستين  كه ما تنها انعكاس  سايه اي  از آنرا   مي بينيم  جهاني تر و پر معني تر از زيبائي  جسماني است  چرا كه اين  زيبائي  جسماني تداومي  ندارد  و با مرور  زمان   به زوال و پيري مي گرايد. اسپنسر غزلسرای معروف انگلیسی در یکی از غزلهای زیبای خود در این باره می گوید:

" امروز مردم تورا  زيبا مي نامند  و تو گفته ي  آنان  را باور  مي داري به اين دليل  كه خودت هر روز  چنين مشاهده مي كني .اما من زيبايي  راستين  يعني سيرت  نيكو و متقي را بسيار  بيشتر تمجيد مي كنم . هر زيبايي  ديگري  هر قدر هم  كه زيبا باشد  زوال  مي پذيرد   و ظاهر   شكوهمندي  اش فنا  مي شود . اما  آن زيبايي  جاودان و آزاد از قيد  زوال  شكننده است كه وجودش  پس از جسم  متوارم است .تنها  آن زيبايي  راستين   است و دليل  بر آن است   كه  تو ، مقدسي  و تو را  خاستگاهي آسماني  است . از روح القدوس  آمده اي  هم او  كه از وي كمال  زيبايي  راستين  در روز  ازل سرچشمه  گرفت . تنها  او زيباست  و آنچه را كه  او زيبا  آفريده است . هر زيبائي  ديگري  بسان گلها  زود  پژمرده  مي شود ."

و حضرت محمد (ص) می فرماید:

" کسی که با زنی به خاطر مال و دارایی ازدواج کند، خداوند او را به حال خود واگذار می‏کند و کسی که به خاطر جمال و زیبایی با او ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید! و کسی که به خاطر ایمان و ارزش‏های دینی، با او ازدواج نماید، خداوند همه آن امتیازات مادی و ظاهری را برای وی فراهم می‏کند."

متاسفانه یکی از  اساسی ترین و مهمترین فاکتورهایی که در جامعه و زندگی کنونی  روز به روز نادیده  انگاشته می شود و کمرنگ و تار شده است ارزش ها و خصائص اخلاقی ،  معنویت و انسانیت است. ذکر این نکته حائز اهمیت است که مذهبی بودن با معنوی بودن کاملا متفاوت است.

به عقیده من، شناخت و تفاهم معنوی و فرهنگی  و در نظر گرفتن فضائل  اخلاقی و انسانی، خوش خلقی ، اصالت خانوادگی و امثال آنها از عناصر و فاکتورها و معیارهای مهم زندگی مشترک و ازدواج هستند. افرادی که نسبت به ارزشها، باورها و اعتقادات، دیانت و معنویت و فضائل اخلاقی سهل انگارو یا بی بند و بارترند مسلما به مراتب بیشتر از بقیه افراد روابط سست و متزلزلی خواهند داشت و ازدواج کردن با چنین افرادی به شکست و تباهی منجر خواهد شد.

تنها به زیبایی و جذابیت های ظاهری افراد، سوابق تحصیلی و مادیات آنها دلخوش و اکتفا نکنید چرا که عشق را تنها عشق کافی است و عشقی که بخاطر  اهداف سودجویانه یا معیارهای نادرست و غلط بنا شده باشد دیری نمی پاید که از بین می رود.

دیانت و معنویت و باورها و اعتقادات و اصالت خانوادگی افراد نقش مهمی در انتخاب همسر دارد. افراد بی بند و بار  - انهایی که پاییندبه اصوا و فضائل انسانی و معنویت و دیانت و اعتقادات نیستند  - فرد مناسبی برای انتخاب همسر نیستند. فردی را انتخاب کنید که علاوه بر این که به او صادقانه عشق می ورزید شناخت و تفاهم کافی ( از لحاظ معنوی...اقتصادی...فرهنگی ...ظاهری...سن و تحصیلات...خلق و خوی و غیره) نیز نسبت به او داشته باشید.

شایسته است از لحاظ سن و تحصیلات ، معلومات و مادیات نیز  زن و مرد در تناسب باشند. اگر چه بواسطه عشقی واقعی و آگاهانه می توان  بر بسیاری از موانع فائق آمد و از عدم تفاهم ها و سلایق و عقاید جزئی چشم پوشی نمود اما در بسیاری از مواقع عدم تفاهم فرهنگی، مادی، سنی و تحصیلی مشکلاتی را بوجود خواهد آورد.

 با کسی ازدواج کنید که به مفهوم واقعی کلمه به او عشق ورزید و نسبت به روابط خود متعهد باشید. تعهد  و وفاداری شرط بقای روابط است و بدون آن  روابط از هم پاشیده خواهد شد.

دیدگاه و نظر شما دوستان عزیز درباره معیارهای ازدواج و روابط عاشقانه ماندگار چیست؟