مادر شوهر – روابط بین عروس و داماد ، مادر شوهر و از این قبیل افراد
سرچشمه اکثر ماجراها و داستانهای واقعی در بیشتر خانواده ها مادر شوهرها هستند. در بیشتر ازدواج ها مشکلات واقعی بین عروس و داماد از جانب همین مادر شوهر یا خواهر شوهر و امثال اینها صورت می پذیرد.مادر شوهری که دائم در مسائل زندگی پسرش فضولی و دخالت میکند، حسود و مزاحم است، برای عروس می تواند خسته کننده و کسالت بار باشد و برای او این بحران غیر قابل کنترل و حل نشدنی بنظر میرسد و می تواند باعث بدبختی، تشویش و در نهایت تهدیدی برای طلاق باشد.
بسیاری از مادرها، پسران خود را برای زنان اینده در زندگی انها نابود می کنند. انها برای پسران خود هنوز مانند یک پسر بچه مادری میکنند و وابستگی شدیدی بین انها وجود دارد. این کار انها نشانه علاقه و دوست داشتن انهاست اما در حقیقت برای پسران خود مشکل ایجاد می کنند.
برای یک زن در یک زندگی مشترک برخورد با این مسئله سخت و دشوار است و باید در عوض انتقاد از مادر شوهر، در حقیقت برای تربیت مجدد و از مقصر دانستن مادر دست بردارد، این کار موثرتر است اما در بعضی مواقع چنین چیزی غیرممکن می نماید و میتواند بسیار پیچیده باشد.
این مهم است که در ذهن خود بسپاریم مادر شوهران و مادر زنان در وضعیت دشواری هستند زیرا عروس ها معمولا یک رابطه نزدیک با مادران خود دارند و بطور مرتب و مفصل در مورد هر چیز کوچکی بحث و گفتگو خواهند کرد. یک مادر میخواهد در زندگی فرزند خود درگیر باشد. این طبیعی است که یک دختر بیشتر روی مادر خود تکیه کند تا مادر شوهرش و این موضوع می تواند حسادت مادر شوهر یا طرف مقابل را برانگیزد. عکس این قضیه هم تا حدودی صادق است یعنی پسران نیز دوست دارند بیشتر به مادر یا خانواده خود تکیه کنند تا خانواده زنانشان.
مادر شوهران همیشه به اینکه پسرشان چه کاری انجام میدهند فکر میکنند بخصوص اگر او تنها فرزند انها باشد. ایا او بطور مناسب غذا میخورد؟ ایا منزل به اندازه کافی برای او تمیز است و غیره و غیره.
اما پسرها به ندرت درباره هر چیزی با مادرشان صحبت می کنند. در نتیجه یک مادر شوهر به ندرت اطلاعات زیادی به دست خواهد اورد و احساس میکند از خانواده جدید پسر خود در حال جدا شدن است و ممکن است فکر کند که تنها راه که او می تواند داخل زندگی انها شود این است که بطور مرتب در زندگی انها حضور داشته باشد و به این ترتیب به هدف خود برسد و راه خود را باز کند. در طی دوران نامزدی، نامزد یک مرد اغلب در ساخت یک رابطه با مادر شوهرش سخت کار میکند زیرا این یک استراتژی یا شیوه خوب برای حفظ او بعنوان طرفدار خود است. اگر چه وقتی ازدواج همه چیز را دائمی و ثابت میکند تقریبا این رابطه شبیه به رابطه دو زن می شود که بخاطر یک مرد در حال جنگیدن هستند.
اما هر شکلی یک راه حلی دارد. انچه که نیاز است اراده برای حل ان است. پسر و دختر یا بعبارتی عروس و داماد باید وضعیت را بطور اشکار و معقول و اگاهانه حل کنند.
یک مادر شوهر اغلب بعد از ازدواج کنار گذاشته می شود یا رها می شود مگر اینکه او یک ارتباط قوی با عروس خود ایجاد کند. اگر عروس به مادر خود نزدیک باشد به عبارتی با او صمیمی باشد ممکن است فراموش کند که مادر شوهر او نیز به اندازه مادرش برای واحد خانواده مهم است. زندگی ما پرمشغله تر می شود و وقت کمتری برای خانواده نزدیک و در حال گستر ش ما وجود دارد و در کل وقت کمتری برای تماس انسانها با هم وجود دارد.
اگر مادر شوهر و عروس بخواهند به زندگی خود ادامه دهند باید یک طناب دوستی بوجود بیاورند. برای بقا در دنیای مدرن و پیشرفته امروزی، برای داشتن یک زندگی بدون استرس و فشار روحی و جلوگیری از قرار گرفتن مردان در مسائل و مشکلات ، چنین دوستی ضرورت می یابد. زنان باید بدون درگیر کردن شوهران / پسران خود این رابطه را در بین خود سر و سامان دهند. بنابراین یک عروس در وهله نخست باید رضایت خانواده همسر خود را جلب کند. مسلما این امر زمانی صورت می پذیرد که رابطه ای دوستانه و صمیمانه و البته دوجانبه و متقابل بین انها بر اساس احترام، توجه ، محیت و عشق و دوستی صورت پذیرد و هر یک از انها به حد و مرزهای بین یکدیگر توجه و احترام بگذارند و هیچ یک از انها فراتر از این حد و مرزها نروند و به حریم یکدیگر تجاوز نکنند.
بقیه این مطلب را در پایین صفحه در - ادامه مطلب - دنبال کنید( حدود یک صفحه)

درس های زندگی
اشخاصی که به اجبار می کوشند جالب باشند، یا که دیگران انها را دوست داشته باشند، بیشتر از همیشه نفرت انگیز می شوند!
حرمت و اعتبار خود را هرگز در ميدان مقايسه با ديگران مشکن
به خود راست بگو آنگاه توان دروغ گفتن به هيچ کس را نخواهي داشت
قضاوت نکن تا درباره تو قضاوت نکنند
انکه نیک بختی خود را بدست دیگری می داند بسی ناکامی خواهید کشید
تو از بدبختی خود ناله میکنی اگر ملاحظه کنی که دیگران چقدر رنج می کشند اهسته تر ناله خواهی کرد.
سعادت مانند توپ فوتبال است وقتي از ما دور مي شود دنبال آن مي دويم و وقتي مي ايستد با يك ضربه آنرا از خود دور مي سازيم
ما انسانها از بیچارگی، فقر و شکست و ناامیدی، درد و غم، مصائب و مشکلات و بدبختی و فلاکت خود ترس و هراس داریم و می خواهیم از دست انها خلاص شویم و شانه خالی کنیم در صورتیکه همه اینها جزئی از زندگی ماست و بدون دست و پنجه نرم کردن با انها زندگی ما انگونه که باید شکل نمی گیرد.
" اگر قرار است قانونی برای شاد بودن داشته باشید، بگذارید این باشد: برای شاد بودن من لازم نیست حتما چیزی در زندگی ام رخ دهد. من شادم برای این که زنده ام! زندگی موهبتی است که به من داده شده و من از آن لذت می برم."
" ارزيابي كردن ديگران و مورد ارزيابي قرار گرفتن عادتي است كه از گذشته هاي دور باقي مانده است، و در بدترين حالت باعث ترس و در بهترين حالت منجر به عشق مشروط مي شود. براي آنكه بتوان عشق نامشروط را در زندگي تجربه كرد بايد خود را از شر اين بخش ارزيابي كننده وجودمان رها كنيم. به جاي ارزيابي كردن ديگران بايد نداي قدرتمند درون مان را بشنويم كه به ما و سايرين مي گويد: " من با تمام وجود دوستت دارم و تو را همان گونه كه هستي مي پذيرم."

نظر شما دوستان عزیز درباره روابط بین عروس و داماد و مادر شوهر یا بطور کلی کسانی که در زندگی انها مداخله می کنند چیست؟ شما چه حد و حدودی را برای داشتن روابطی خوب و صمیمانه با این گونه افراد توصیه می کنید؟
