چگونه عشق را از زندگی خود می رانیم؟_قسمت دوم

همگی ما دلهایی شکسته و رنجیده داریم. هیچ یک از ما دوران کودکی ایده آل و خالی از لطمات و صدمات عاطقی نداشته ایم و این را نیز می دانیم که عشق ترسناک است و حتی به نوعی یک ریسک محسوب می شود، اما هرگز بهانه ای نداریم با دیگران نامهربان باشیم. هرگز از گذشته های بسیار دردناک و تجارب تلخ زندگی خود بعنوان عذر و بهانه ای برای آنچه که امروز مرتکب می شوید، استفاده نکنید.
برای همسر خود توضیح دهید تا چه حد سعی می کنید به او نزدیک شوید، به او عشق بورزید و خواسته هایتان را با او در میان بگذارید، اما او سرباز می زند و اعتنایی به احساس شما ندارد. برای او توضیح دهید که چقدر شما و بچه هایتان به عشق و محبت او نیاز دارید.
عشق بر حذر می دارد، قلب ارتباط برقرار می کند. این قلب است که همواره از خود مایه می گذارد و ارتباط برقرار می کند. تنها از طریق عشق و برقراری ارتباط با دیگران و دنیای خارج است که می توانیم با دنیای درونی خودمان ارتباط برقرار کنیم.
هر بار که در عشق شکست بخورید، گرایش و تمایل شما به عشق ورزیدن مجدد کاهش می یابد و در ذهنتان عشق با طرد شدن، صدمه دیدن، اجبار، الزام، ازخود گذشتگی، وابستگی، نبرد و از دست دادن هویت شخصی خود تداعی معانی پیدا می کند.
این عشق ورزیدن نیست که بشما صدمه می زند، بلکه عشق نورزیدن و ترس از ابراز مجدد ان است که بشما صدمه می زند. هنگامی که عشق می ورزید از درون احساس سرزندگی و گرما می کنید، حتی اگر طرف مقابل ، عشق شما را دریافت نکرده باشد( زمانی همسایه ای داشتیم که دو دختر بسیار زیبا و خوشرو و مهربان داشت. وقتی برای اولین بار دختر کوچکتر را دیدم چنان با همان نگاه اول عشقش را در تمام تار و پود وجودم حس کردم و چنان از عشق ورزیدن به او سرمست و سرخوش بودم که سر از پا نمی شناختم. بنا به دلایلی در مدت دو سالی که در آن شهر زندگی میکردم، عشق خودم را به او ابراز نکردم از طرفی هم ، خواهر بزرگه او بصورت شیداگونه ای عاشق من شده بود، اما با وجودی که تا لحظه خداحافظی راز عشق خود را به او فاش نکردم اما همیشه عشقش به قلبم طراوت و شادابی اعجاب انگیزی می بخشید. من با عشق ورزیدن به او در شعف و شادی و سرور وصف ناپذیری غرق بودم(. آری، زمانی که عشق می ورزیم حتی اگر قادر به ابراز ان نباشیم، این عشق برایمان شیرین ، لذت بخش و فرح بخش خواهد بود.
چنانچه به عشق ورزی ادامه دهید ، از مزایای عشق ورزیدن خودتان بهرمنده خواهید شد. آیا زمانی را بیاد می اورید که نوجوان بودید و به کسی عشق می ورزیدید که حتی خود او از این که عاشقش بودید، خبر نداشت؟ آیا می توانید بخاطر آورید صرف عشق ورزیدن به آن شخص، تا چه حد احساس هیجان و خوشبختی به شما می داد. اصلا مهم نبود که طرف مقابل شما را دوست دارد یا نه، به صرف عاشق بودن و عشق ورزیدن به شما احساس خوبی دست می داد.
مشکل از آنجایی شروع می شود که طرف مقابل کاری می کند که شما دوست ندارید، سپس در آن لحظه است که ادامه ی عشق ورزیدن از کسی برایتان مشکل می شود، بطوریکه ممکن است دست از عشق ورزیدن به او بردارید. درست در همین لحظه است که احساس رنجش و آرزدگی می کنید. بزرگترین لطمه و دلشکستگی زندگی تان هنگامی به شما وارد می شود که دست از عشق ورزیدن به همسر/نامزدتان یا حتی دیگران بر می دارید. البته بسیار دردناک و ناراحت کننده است چنانچه در ازاء عشقی که به دیگران می ورزیم، پاسخی دریافت نکنیم و در عوض رفتارهای غیر منصفانه ای با ما داشته باشند، اما بیشتر رنجش و درد روحی هنگامی است که تصمیم بگیریم دیگر به انها عشق نورزیم.
این احتمال وجود دارد احساساتی که همسرتان سرکوب می کند، شما انها را بروز دهید.البته عکس این حالت نیز صادق است. احساساتی که شما سرکوب می کنید، همسرتان / نامزدتان ان ها را بروز خواهند داد. وقتی خشم و عصبانیت خود را انکار می کنید، در عوض همسرتان از دستتان عصبانی خواهد شد. هر چه بیشتر خشم تان را سرکوب کنید، در مقابل خشم و عصبانیت همسرتان مقاومت بیشتری از خود نشان خواهید داد. با این کار به نوبه ی خود همسرتان را عصبانی خواهید کرد.
در مقابل ان دسته از احساسات و عواطف همسرتان/نامزدتان، از خود مقاومت نشان خواهید داد که در خودتان سرکوب می کنید و احساسات و عواطفی که والدین سرکوب می کنند، فرزندان انها همان ها را نشان می دهند.
چنانچه هر یک از اعضای خانواده مسئولیت بازگو کردن تمامی حقیقت را درباره ی احساساتش بپذیرد و خودش را متعهد نماید که در بیان احساساتش صداقت کامل داشته باشد در نتیجه خانه، مکانی پر از صلح و صفا و آرامش و پر از تفاهم برای همه ی افراد خواهد شد. شاید بیان احساسات و گفتن حقیقت برای شما مشکل باشد اما ایمان داشته باشید که با این عمل می توانید عشق بورزید و مورد عشق ورزیدن قرار بگیرید. من به شما تضمین میدهم با این روش یعنی بیان تمام احساسات، خواسته ها و نیازهای خود با صداقت تمام و کمال می توانید بر مشکلات خود فائق ایید و عشق را با تمام وجود در زندگی خود تجربه کنید. البته نباید عجول باشید. هر کاری برای تحقق ان مدت زمانی لازم است و باید در این راه بردبار و صبور باشید.

روابط نامشروع و یا روابط خالی از تعهد و پایبندی، نه تنها می تواند باعث درد و رنج عاطفی و روحی بسیار زیادی شوند، بلکه به دلیل درگیری های فراوان سردرگمی زیادی را برای طرفین نیز تولید می کند.
در چنین مواقعی نه تنها متاثر از همسر /نامزد خود و احساسات او می باشید بلکه درگیر احساسات و عواطف طرف مقابل نیز می باشید.
روابط صمیمی میان دو انسان به اندازه کافی مشکل و پیچیده است و گاهی اوقات ممکن است با شکست مواجه شود. حال چنانچه شخص سوم و یا چهارمی را به ماجرا اضافه کنید، نتیجه ی ان عاملی جز سردرگمی و درد احساسی نخواهد بود. روابط نامشروع هرگز در دراز مدت موفق نخواهد بود. دلایل این شکست این است که بالانس و تعادل روحی میان طرفین، رابطه را کاملا بهم می زند. چنان چه با کسی درگیر رابطه نامشروع و پنهانی باشید، ممکن است نامزد/همسرتان چیزی راجع به ان نداند، اما حتما انرژی و احساسات و عواطف آن فرد سوم، با احساسات و عواطف شما تداخل پیدا خواهد کرد و شما را از خود متاثر خواهد ساخت. بنابراین چون شما تحت تاثیر قرار گرفته اید همسرتان نیز از آن تاثیر خواهد گرفت. مورد دیگری که نباید آن را نادیده گرفت این است که روابط پنهانی و نامشروع بتدریج باعث عادت و نوعی وابستگی می شود. به تدریج به این وضع عادت پیدا کرده و فرد خائن را در منجلاب هرزه گی و بی بند وباری غوطه ور می سازد. چنین شخصی را امید به بهبود نیست و نه تنها خود بلکه در ابعاد وسیعتری، جامعه را نیز به فساد و تباهی می کشد.
راه حل مشکلات یک رابطه این نیست که جاهای خالی را با یک رابطه ی اضافی و پنهانی دیگر پر کنید، بلکه راه حل مشکلات موجود در یک رابطه این است که قبل از هر چیز ابتدا به دلایل و عواملی که باعث این انحطاط و کج روی شده است را بررسی و تجزیه و تحلیل کنید و زخم های خود و همسرتان را التیام ببخشید و اعجاز عشق را مجددا در زندگی خود پیدا کنید. چنانچه این کار امکان پذیر نباشد، بهتر است به این رابطه پایان دهید و از همسر خود جدا شوید. آموختن مهارت های لازم جهت حل و فصل و تخلیه ی احساسات و عواطف و تنش های روحی ، ان هم بطور روزانه، یکی از موثرترین روش های موجود برای برقراری صلح و آرامش می باشد.
عشق یک شبه از بین نمی رود. نابود و زایل شدن عشق میان دو نفر هنگامی اتفاق می افتد که دو انسان ارتباط موجود بین خود را قطع می کنند. زمانی که احساسات خود را سرکوب می کنید و هیچ یک از شما حقیقت را صادقانه در مورد احساسات ، خواسته ها و نیازهای خود بهنگام بروز مشکلات به دیگری نمی گوید، تمامی فشارهای اعمال شده روی ارتباط احساسی – عاطفی وارد می شود و ارتباط احساسی - عاطفی شما از بین می رود. زن و شوهری که به این مقطع از رابطه ی خود رسیده اند، می توانند با صلح و صفا کنار یکدیگر زندگی کنند و دلیلش نیز این است که تنش احساسی – عاطفی بسیاری بین خود احساس نمی کنند و زندگی انها بدون شور و حال و عشق و کاملا سر و بی روح و خاموش خواهد بود.
اما آیا چنین زن و شوهری دوباره می توانند روابط صمیمی و عاشقانه داشته باشند؟ بله، البته که امکان پذیر می باشد، اما مستلزم کار و تلاش سخت است که ان نیز مستلزم تعهد و پایبندی هر دو طرف درگیر در رابطه می باشد.در پست های آینده درباره این امر بیشتر صحبت خواهیم کرد و از نظرات و دیدگاه های روانشاسان و صاحبنظران اشنا می شویم.
با تشکر از توجه شما دوستان عزیز و گلم![]()
![]()