خیانت و دلایل آن قسمت اول

سلام دوستان عزیز و گلم![]()
![]()
قبل از این که مطلب رو شروع کنم یه بار دیگه صمیمانه از همه شما عزیزانی که به من رای دادین یه دنیا ممنونم. هزاران گل رز
تقدیم بشما.
وبلاگ من با موضوع پوشش مسائل زنان و خانواده رتبه دوم 2 رو بدست اورد که بخاطر محبت بیکران شما عزیزان بود. خیلی خیلی ممنونم. این گلدسته تقدیم شما که مثل گلید:

چرا مردان و زنان به يكديگر خيانت مي كنند؟!
يكي از چيزهايي كه خواب راحت را از ما مي گيرد و مثل خوره شب و روز به جانمان مي اقتد، احتمال وجود زن، مرد، و حتي دوست پسر يا دوست دختر ديگري در زندگي و روابط ماست. اگر چنين كسي وجود داشته باشد و زماني كه انتظارش را نداريم سر و كله اش پيدا شود، چه حالي داريم و واكنش و عكس العمل ما چگونه خواهد بود؟
خيانت زيان آورترين و مخرب ترين عمل در يك ارتباط مي باشد.خيانت نه تنها منجر به صدمات غيرقابل جبران روحي و رواني به طرفين مي شود بلكه روحيه اعتماد و اطمينان را نيز از كسي كه مورد خيانت واقع شده است را از بين مي برد.
دکتر کال یونچی می گوید:
روابط مخفيانه شكلي از ارتباطات است كه از نوع روان شناسي براي زن و مرد مناسب نيست. اين شكل رابطه، در اديان مختلف نيز مطرود شمرده شده و همگي شكل قابل قبولي از روابط زن و مرد را بعنوان راه حل ارائه نموده اند. تاثيري كه اين نوع ارتباط مخفيانه بر روي سيستم اعصاب بر جاي مي گذارد و اثرات مخرب و ويرانگر آن، به راحتي از ذهن و روح پاك نمي شود. يكي از متفكران غربي در اين خصوص مي گويد: " گناهان اگر چه توسط خداوند بخشيده مي شوند اما سيستم عصبي انسانها هرگز آنها را نمي بخشند."
اثرات روحی و روانی که خیانت بر یک فرد حتی جامعه بر جا می گذارد بسی سخت و ناگوار و غیر قابل جبران است.
دکتر کال یونچی تعبير بسيار زيبايي دارد:
" اگر جامعه اي پر از انسان هایی باشد که چشم خود را بر روی روشنایی و نور بسته باشند، همه جا تیره و تار خواهد شد. در ان صورت در این میان به جز خفاش ها چیز دیگری نخواهند دید، چرا که خفاش های جامعه، تنها در مکان هایی که تاریکی حاکم است جان می گیرند."

حتما شما هم در طول زندگی خود با موارد زیادی از خیانت مواجه شده اید یا این که دیده یا شنیده اید. خیانت برای همگان منفور و یک عمل غیر اخلاقی و ناپسند بشمار می رود.
این که فردی را که دوستش دارید و به او عشق می ورزید ، روزی شما را با همه امال و ارزوها و رویاهایتان تنها می گذارد و به اصطلاح نسبت به شما بی وفایی و خیانت می کند، زجراور و غیر قابل تحمل و غیر قابل جبران است. وقتی مورد خیانت واقع می شوید صدمات روحی و روانی شدیدی به شما دست می دهد. افکارتان مرتبا مغشوش و پریشان است و در صدد انتقام هستید. حالا دیگر عشق شما به تنفر و نفرت و کینه و خشم و عذاب مبدل می شود. کاخ امال و رویاهاتان ناگهان فرو می نشیند، جهان ها فرو می پاشند، زندگی ها خرد و نابود می شود ، دلها شکسته و ناامید می شود و افسرده و مضطرب و غمگین می شوید و روحیه اعتماد در شما نسبت به همه چیز و همه کس سلب می شود.

در سنین نوجوانی و عنفوان جوانی همه ما بر اساس احساسات و هیجاناتی که زودگذر و بی ثبات هستند تصمیم می گیریم، عشق می ورزیم و دوست می داریم، و زندگی می کنیم.احساساتی که نه بر پایه عقل و منطق بلکه صرفا بر اساس شور و هیجان استوار است.
دکتر فرانک تالین می گوید:
"عاشقانه بودن، بازی کردن با آتش است، اتش متغیر و ناپایدار است. شور اگر چه هیجان انگیز است اما بسیار غیر قابل اعتماد است. آن قدر غیر قابل اعتماد که فرهنگ های آسیایی و شرقی آن را بعنوان بنیان ازدواج رد کرده اند و بجای آن فرایند های عقلانی " نظم و ترتیب" را توصیه کرده اند. تشکیل واحد خانوادگی جدید، نه تنها برای عروس و داماد و خانواده های شان بلکه برای کل اجتماع و جامعه در ابعاد گسترده تر چنان اهمیت دارد که نمی توان آن را تنها بر اساس عشق و شور و هیجانات استوار کرد. سطح عمیق تری از سازگاری شامل عواملی نظیر سوابق فرد، تحصیلات، فرهنگ، و خلق و خوی و تفاهم( تفاهم از لحاظ سنی، تحصیلی، فرهنگی،مادی, دینی و اخلاقی) شخص باید وجود داشته باشد تا نسبت به تداوم ارتباط اطمینان حاصل کنیم."
همان گونه که در بحث خوشبختی اذعان داشتم ما انسانها عقاید، سلایق، فرهنگ و تفکرات متفاوتی داریم. زمانی که بدون شناخت و آگاهی نسبت به این مسائل یکدیگر را دوست می داریم و عشق می ورزیم، غافل از ان هستیم که این امر مهم می تواند منجر به مشکلات عدید و فراوانی گردد. در اوایل ارتباط و اشنایی چنان غرق در شور و احساس هستیم و چنان پرشور کلمات عاشقانه را بر زبان جاری می کنیم و برای همدیگر خیالبافی و رویاپردازی می کنیم که گویی کسی در این دنیا عاشق تر از ما نبوده است. به یکدیگر وعده و وعیدهای فراوان می دهیم، سوگند عشق و وفا یاد می کنیم که تا ابد نسبت به هم وفادار خواهیم ماند و زندگی بدون دیگری را محال و مرگ می پنداریم. اما ایا واقعا اینگونه است و این عشق و شور و احساسات برای همیشه ماندگار و باقی خواهند ماند؟ چه تضمینی وجود دارد ؟
فراوانند عاشقانی از این قبیل که روزگاری برای هم می مردند و قصه عشق سر می دادند اما بعد از مدتی نه تنها عشق خود را از یاد برده اند بلکه بدتر از ان به یکدیگر خیانت کرده اند. شما نیز مانند من حتما موارد بسیاری را دیده، شنیده و شاید تجربه کرده باشید. داستانهای واقعی که بعد از خیانت یا بی وفایی و جدایی پایان بس غم انگیز و اندوه باری بهمراه داشته است.
نمی دانم ایا تا بحال به کسی علاقمند بوده اید و به او عشق ورزیده اید و مورد عشق واقع شده اید یا نه؟ اگر چنین است که مسلما این چنین است، بیاد اورید روزی را که عشق می ورزیدید و مورد عشق ورزیدن واقع شده اید. ان شور و احساس و هیجان اوایل اشنایی را بیاد اورید که چگونه کلمات عشق و دوستت دارم را همانند دانه بر می چیدید و در منقار هم می گذاشتید. چه رویاها که نداشتید و چه وعده و عیدها که ندادید.
و به یاد اورید لحظه جدایی را،لحظه تلخ و کشنده بی وفایی و خیانت را. چه بر سرتان امد؟ چه حال و روزی داشتید و چگونه داغ این شکست را تحمل نمودید؟ چه بسا که چه چیزهای با ارزش و قیمتی را که در این بازی مرگ و زندگی به بهای ناچیزی فروختید؟چیزهایی که بدست اوردنشان هرگز میسر نیست و نخواهد بود.
بی وفایی و خیانت باعث بر هم خوردن ارتباط بین طرفین می شود و عملی است که عواقب مهلک و مخربی را بهمراه خواهد داشت.
خیانت دو نوع است. جنسی و احساسی
خیانت جنسی: پیوند عاطفی میان آنها وجود ندارد. انها به دلیل برقراری ارتباط جنسی و هیجانی که در نزدیکی و دراز کشیدن پهلوی هم می تواند به وجود بیاید، جذبش شده است. در این نوع خیانت شخص هنوز از نطر عاطفی همسر خود را دوست دارد اما بنا به دلایلی رغبت به تمایل جنسی با دیگری را دارد.
خیانت احساسی: از نظر عاطفی به شخص دیگری غیر از همسر خودش علاقمند است. در این نوع خیانت معمولا دیگر عاطفه و عشقی بین طرفین وجود ندارد و سعی میکند این کمبود عاطفی را در جای دیگر جبران کند.
عمده نيازهاي فرد در يك رابطه مخفيانه و نامشروع مي تواند مواردي از قبيل موارد زير باشد:
رفاقت و دوستي، رقابت، از سوي فردي دوست داشته شدن و مورد توجه قرار گرفتن، تنوع جنسي، تجربه تازه و ماجراجويي، انتقام جويي، هيجان و لذت جويي، پر كردن خلاء تنهايي، سرگرمي ، رفع عقده هاي رواني و جنسي، درك شدن، شهوت و هوس، احساس طراوت و جواني كردن، احساس آزادي كردن، تقويت اعتماد به نفس، مورد نياز بودن، يك ريسك لذت بخش و مفرح، نشان دادن شايستگي و استحقاق و پوشاندن ضعف هاي خود، براورده ساختن نيازهاي جنسي، تعلق پذيري و برتري جويي و شيطنت و بسياري موارد ديگر.
سعي دارم در این مبحث و بحث های اینده به ذکر علل و عوامل خیانت در مردان و زنان بپردازم. و در هر پست به یک یا چند از این عوامل به بحث و گفتگو بنشینیم.
دلایل خیانت زنان و مردان از دیدگاه من:
v عدم ارضاء جنسی و بی اهمیت جلوه ادن این امر مهم
v فقر و مشکلات مادی
v حسادت
v تغییرات شدید شخصیتی و رفتاری
v عدم توجه و بی اهمیتی یکی از طرفین
v مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفتن
v دیدگاه اشتباه
v خیانت یکی از طرفین به دلیل حس انتقام جویی
v قانع نبودن به وضع موجود و زیاده خواهی و تنوع طلبی در زندگی
v اعتیاد
v عقده های روانی و جنسی
v اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر
v بی خطر و ناچیز قلمداد دادن امر خیانت
v بوالهوسی و هوسرانی
v سهل انگاری و غفلت همسر
v محو و کم رنگ شدن عشق و علاقه اولیه
v عدم زیبایی و جذابیت همسر یا عدم توجه به خود
v تحریک دوستان و جو حاکم بر اجتماع و محیط اطراف
v عدم داشتن فرزند
v پرخاشگری و ناسازگاری
v بیوه بودن
v تهدید و ارعاب
v بهبود وضعیت مادی نسبت به گذشته
v دلایل غیر عادی
v آزادی و عادت
v ازدواج های ناموفق
v خواست های بی حد و مرز
v کمبودات روحی و روانی
v متزلزل بودن فردیت و شخصیت
v فقدان اصالت و انسانیت
v ضعف یا عدم ایمان و معنویت
v تنوع طلبی (ابراز علاقه بیشتر توسط دیگری و میل به دوست داشتن و مورد دوست داشتن قرار گرفتن)
در پست های آینده درباره موارد فوق بحث خواهیم کرد. از توجه و همراهی شما عزیزان بی نهایت ممنونم. حتما از نظرات خوب و مفیدتان درباره این موضوع منو همراهی کنید. به نظر شما دلیل خیانت یه مرد یا یک زن چی می تونه باشه؟
معرفی وبلاگ دوستان: