بهترين شعر، شعر زندگي است. شعري است كه از خاموشي غم انگيز شب، از حركت كشتي در دل دريا، از راههاي پرگلي كه بسوي نهرهاي ناشناس مي رود، از رنجهاي بيحاصل از بامدادهاي تلخ، از طعم بوسه هايي كه رد و بدل نشده، از عشق بي عشق سخن مي گويد.

 

زندگی فی نفسه مانند یک بوم سفید نقاشی است؛ هر چه بر روی ان بکشی همان می شود. می توانی رنج و محنت بر روی آن نقاشی کنی، از طرف دیگر می توانی نقش شادی و خوشبختی بر ان بیفکنی. شکوه و عظمت وجود انسانی تو در این آزادی خلاصه می شود. تو می توانی طوری از این آزادی استفاده کنی که زندگی ات به جهنم تبدیل شود، یا طوری که زندگی ات  آکنده از زیبایی، نیکی،شادی و صفات بهشتی گردد. این به تو بستگی دارد. انسان دارای این ازادی است. دلیل اینکه در دنیا رنج و محنت وجود دارداین است که آدم ها نادان هستند و نمی دانند بر روی این بوم چه نقاشی کنند.

خوشبختي چیست؟

 بي شك همه ما انسانها بدنبال خوشبختي هستيم. آنچه بديهي و روشن است اين است كه هر كس با بينش، شناخت و طرز تفكري كه نسبت به زندگي خود و دنياي پيرامونش دارد، تعريف خاصي از خوشبختي ارائه خواهد داد. مسلما ديدگاه و بينش انسانها متفاوت است و هر يك از ما در محيط هاي خانوادگي متفاوت، با سلیقه ها، اصول وعقايد و فرهنگ هاي متفاوتي نيز زندگي مي كنيم. حتي دو نفر با فرهنگ و امكانات مشابه نيز ممكن است ديد و نگرش متفاوتي از خوشبختي داشته باشند.

هر كس به نوعي در تكاپو و كوشش است كه به خوشبختي واقعي كه ضامن زندگي حال و  آينده است، نائل آيد در صورتيكه بسياري از ما از درك خوشبختي واقعي عاجز و ناتوانيم. در بسياري از مواقع ، خوشبختي خود را به ديگري نسبت مي دهيم. بعنوان مثال، قبل از ازدواج تصور مي كنيم كه اگر با فلان شخص ازدواج كنيم حتما خوشبخت خواهيم شد. اما ايا ضامن خوشبختي ما ديگري است؟!

 هر کس باید خوشبختی را در وهله اول در خودش جستجو کند. مسئول و ضامن خوشبختی ما به هیچ وجه دیگران نیستند. هر چند كه مي توانيم خوشبختي ديگران  را در اين خوشبختي سهيم كنيم يا ديگران قادرند در خوشبختي خود ما را نيز سهيم كنند. کسی که مایه سعادت و خوشبختی ماست خود مائیم نه دیگران چرا که در اکثر اوقات انچه را که ما از دیگران و دیگران از ما انتظار و توقع دارند،عینیت و واقعیت ندارد و آنگونه که انتظار داریم دیگران يا خود ما تغییر کنینم، امکان پذیر و میسر نمی باشد. برای خوشبخت بودن به دیگری متکی نباشید. به خود و توانایی های خود تکیه کنید. کسی جز تو مایه خوشبختی، سعادت و شادی تو نیست. زمانی که به کسی عشق می ورزید و عاشقانه دوستش دارید، سلیقه ها، افکار، فرهنگ ها و عقاید خود را هماهنگ کنید و در انها را در  زیر یک سقف جمع کنید و هرگز سلایق و عقاید خود را بر دیگری تحمیل نکنید.

 

باید خوشبختی را در خود ببینیم و واقع بینانه و خوش بینانه به زندگی بنگریم و خط بطلان بر تصورات و تفکرات غلط و منفی خود بکشیم. باید بیاموزیم که کنترل زندگی خود را ، خود و نه دیگران در دست داشته باشیم.

آلبریت الیس میگوید:

" این مردم و اشیای محیط اطراف ما نیستند که ما را دگرگون می کنند، بلکه تنها تفکر ماست که می تواند ما را دگرگون کند."

 

 نخستین گام بسوی خوشبختی آن است که زندگی را آنگونه که هست پذیرا باشی. بیاد داشته باشیم که این خود ما هستیم که مسئول ان چیزی هستیم که برایمان پیش می آید. اگر احساس ناشادی  و غم و اندوه می کنیم، اگر درست زندگی نمی کنیم و از ان لذت نمی بریم، این خود ما هستیم که مسئول هستیم و نه دیگران ( باید تلاش کنیم تا ریشه های این ناکامی ها را با بینش و شناخت کافی تجزیه و تحلیل کنیم) و به این دلیل است که کسی نمی تواند ضامن خوشبختی ما شود. شاید تنها کاری که او می تواند انجام دهد این باشد که ما را در شادی و خوشبختی خود سهیم کند.

معنای خوشبختی و زندگی را تنها خود تو هستی که می دهی. کسی ضامن خوشبختی و معنا بخشیدن ان جز خود تو نیستی و این دیگران نیستند که به زندگی ما معنا می بخشند. خوشبختی و زندگی تنها از ان توست و این خود تو هستی که هر انگونه که می خواهی ان را تفسیر می کنی، شکل می دهی و معنا می بخشی  چرا که دیگری به زندگی تو دسترسی ندارد.

 

 اوشو مي گويد:

" گل سرخ، زيبا مي شكفد چون تلاش نمي كند نيلوفر باشد

و نيلوفرها اينگونه زيبا مي شكفند، چون چيزي از افسانه ي شكفتن گلهاي ديگر نمي دانند."

آنچه بسیار مهم است این است که دید و نگرش ما نسبت به زندگی و خوشبختی چگونه است؟ چگونه فکر می کنیم و می اندیشیم؟ برداشت ما و توقع ما از خوشبختی چیست؟  

فراموش نکنیم که خوشبختی امری درونی است و تمایل و اراده ما برای ارتقا و بهبود زندگی در واقع از نوع تفکر ما نسبت به زندگی نشات می گیرد.

رالف والدو امرسون؛ فیلسوف شهیر آمریکایی می گوید:

" ما در قالب شکلی که هر روز در آن تفکر می کنیم در می آئیم."

و شکسپیر، شاعر و نویسنده مشهور انگلیسی می گوید:

" چیزی به نام خوب و بد معنا ندارد بلکه این تفکرات ماست که آن را تعیین می کند." .

و ابراهام لینکن اولین رئیس جمهوری امریکا که از نوابغ روزگار بود هم گفته است:

" میزان خرسندی و خوشبختی مردم در میزان توانایی انها در خلق خوشبختی با تفکر است."

هر کس فیلمنامه زندگی خویش را خود می نویسد و می توان این گونه تعبیر نمود که در واقع کارگردان،فیلمبردار، بازیگر و بقیه عناصر سازنده فیلنامه زندگی  خود  و نهایتا مجری آن  خود ما هستیم. هر تصور و برداشت و ذهنیتی که نسبت به زندگی و پیرامون خود داشته باشیم همانگونه نیز اتفاق خواهدد افتاد. بدبینی یا خوش بینی ، احساس شادی یا غم، بدبختی یا خوشبختی ما تنها در گروی شیوه تفکرات ماست و زندگی و دنیای ما را اندیشه ها و تصورات ذهنی ما خلق می کنند. اگر خود را شخصی ضعیف النفس، ترسو، بدبخت و شکست خورده و بی اراده بپنداریم مسلما این نوع طرز تفکر کل زندگی ما را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد و به تقویت و تثبیت چنین رفتارهای ناخوشایندی کمک خواهد کرد. و عبرعکس اگر خود را شخصی موفق، مقتردر، توانا و خوشبخت بپنداریم، یقینا این رفتار در ما تقویت و تثبیت خواهد شد.            

                                                                                                                                                                                                                                 

زندگی ما را تفکرات و عقاید ما شکل می دهند. تصورات ذهنی که نسبت به راه و روش زندگی خود و دیگران داریم مهمترین عامل در شکل گیری خوشبختی ماست. تصورات و برداشت های مثبت و منفی ذهن ماست که معیارهای خوشبختی ما را رقم می زنند.این تصورات ذهنی شماست که به شما شادی و سرور، غم و اندوه و شکست و پیروزی می بخشد.

 

دکتر جرالد جی جامپولسکی می گوید:

" اگر بخاطر بسپاريم كه اين افكار ماست كه جهان پيرامون ما را مي سازد. فراموش نخواهيم كرد كه به راحتي مي توانيم افكارمان را دگرگون سازيم. با تغيير دادن افكار خود مي توان جهان را نيز تغيير داد. با ايجاد تحول در افكارمان در اصل فاعل يا عامل قضايا را تغيير مي دهيم. آنگاه جهان يعني مفعول نيز خود به خود دگرگون مي شود."

 

این که چگونه تصورات ذهنی خود را پرورش دهیم تا ما را در راه رسیدن به لذت و شادی و رضایت از زندگی و آنچه را که خوشبختی اش می نامیم، کمک کند از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همیشه بهترین و باارزش ترین تصاویر و تصورات ذهنی را در ذهن خود مجسم و نقاشی کنید و سعی کنید طلایی ترین لحظات زندگی خود را با شادی و شعف و سرور تلاقی دهید و تلاش کنید این مهم را در ذهن خود پرورش دهید و به خوبی و درستی تقویت کنید. اکثر اوقات در پی کسب خوشبختی هستیم اما انگونه که توقع و انتظار داریم، از زندگی خود لذت نمی بریم و در نتیجه امر باعث سردرگمی ، سرخوردگی ، ناخوشی و ناامیدی و افسردگی ما میگردد و انگاه است که در می یابیم که خوشبختی ان چیزی نیست که در جستجوی ان بوده ایم یا تصور میکنیم.

تا زمانی که نسبت به خود و زندگی و محیط پیرامون خود شناخت کافی نداشته باشیم و دید و تصور مثبتی ارائه ندهیم برای دست یافتن به خوشبختی واقعی عاجز و ناتوان خواهیم بود. باید با دید و نگرش مثبت به خود و دیگران نگاه کنیم و در وهله نخست باید از اعتماد به نفس خوب و قوی برخوردار باشیم. خوشبختی ما تنها متکی به شخص یا چیز خاصی نیست.

اکثر اوقات از زندگی خود و انچه که داریم قانع نیستیم و حتی قدر آن چه را که داریم و اندوخته  و توشه واقعی ماست را نمی دانیم و توجه ما بیشتر به داشته ها و زندگی دیگران است. با دیگری بودن را خوشبختی می نامیم؛ چیزی که خود از داشتن یا رسیدن به ان عاجزیم و ضعف داریم. دیگران را خوشبخت می پنداریم و خود را بنا به دلایلی مثلا فقدان چیزی/ کسی یا کمبودات امکانات زندگی و مصائب و مشکلات زندگی ، بدبخت و سرخورده تصور می کنیم. فرضا می پنداریم که با بدست اوردن پول و ثروت و بهبود بخشیدن امکانات و لوازمات زندگی خود می توانیم خوشبختی را در اغوش بگیریم. ظاهرا زندگی خود را متحول می سازیم، به زرق و برق و جلای زندگی می پردازیم و سعی در تغییر و تحول زندگی خود هستیم. بعضا تصور می کنیم که مثلا با داشتن فلان خانه یا ماشین شیک و حتی با ازدواج با فلان کس می توانیم خوشبخت شویم و بر این باوریم که با داشتن یک زندگی مرفه می توان خوشبختی را در اغوش کشید و تجربه کرد. اما ایا واقعا اینگونه است؟!

 

دائما در حال تغییر و تحول محیط اطراف و زندگی خود هستیم بدون اینکه حتی اندکی خود و تصورات ذهنی خود را نیز تغییر دهیم. به همه چیز می اندیشیم الی خود. به نو کردن و بروز در اوردن هر چیز هستیم مگر خود. انتظار داریم با هر تغییر و تحولی که در زندگی خود ایجاد می کنیم یک گام به خوشبختی نزدیک تر شویم. به نواقص و کمبودات زندگی خود توجه کافی داریم دریغ از اینکه کمی نیز  مواظب تصورات و آرامش ذهن و روان خود باشیم. تغییرات و تحولات خوشبختی به ارمغان نمی آورند. آن تغییر و تحولی در خوشبختی ما نقش دارد و موثر است  که هدفمندانه و با تصور مثبت به آن نگریسته شود و ما را به پیشرفت و ترقی  سوق دهد. 

 

دكتر جرالد جي جامپولسكي مي گويد:

" بياييد حال رابه ديده مهر و محبت بنگريم و درك كنيم كه در برگيرنده دانشي است كه صحت و درستي آن هميشگي و ناميراست. بياييد همواره در پس ايجاد و تحول در خود باشيم، تحولي كه در آن تنها به دادن توجه داشته باشيم و نه به گرفتن. "

 

زندگی امیخته ای است از رنج ها و غم ها، مشکلات و مصائب، شادی ها و لذت ها. برای لحظه ای زندگی کنید که در همین لحظه است. زندگی ما چرخه ای است ازتضادها ؛ تاثرات و لذتها، غم ها و شادی ها، پستی ها و بلندی ها، فرازها و نشیب ها، شکست ها و پیروزی ها. در زندگی این تضادها، تضاد نیستند بلکه مکمل هم هستند. همان گونه که روز شب و شب روز می شود.آنچه که حائز اهمیت است این است که ما به هنگام بروز چنین مشکلات و موانعی چگونه و با چه بینش و راهکرد و شیوه ای موضع می گیریم و در نهایت عکس العمل و واکنش ما چگونه است.

مشکلات و موانع نباید ما را نسبت به زندگی دلسرد، سرخورده و ناامید کنند بلکه باید بپذیرم که همه اینها مقدمه بلکه مکمل شادمانی، موفقیت و خوشبختی ما خواهند بود.

 

وینسنت لمباردی می گوید:

" مهم نیست اگر زمین بخورید، مهم دوباره برخاستن است."

 

اگر زندگی هدفمند و هوشمندی داشته باشیم، اگر در حال و همین لحظه زندگی کنیم و در پی رسیدن به ارامش درون باشیم و از شکست ها، تاثرات و کمبودات و مشکلات زندگی خود تجربه کسب کنیم و آنها را سخت قلمداد نکنیم، انها باعث ناکامی و شکست و ناامیدی و بدبختی ما نخواهند بود بلکه در تلاش خواهیم بود تا به تجزیه و تحلیل این شکست ها و مصائب بپردازیم و از چنین تجربه های تلخی با بینش و راهکردی مناسب در صدد جبران ان برائیم.

فراموش نکنیم که زندگی ما متعلق به حال است. باید در حال زندگی کرد و ان را غنیمت شمرد و تجربیات تلخ گذشته را فراموش کنید  و به نحو احسن از آنها درس عبرت بگیرید و با اعتماد به نفس، تلاش و پشتکار امیدوار به فردا و اینده ای روش باشید.

 

 دانته مي گويد:

"  به ياد داشته باش كه امروز طلوع ديگري ندارد. "

 

 اوشو با بياني لطيف مي گويد:

" هر لحظه با گذشته وداع كن.

هر لحظه خود را از گذشته پاك كن

در دنياي شناخته بمير تا به دنياي ناشناخته راه يابي

با مردن و لحظه به لحظه تولد يافتن خواهي توانست زندگي را زندگي كني و مرگ را نيز هم.

همين جا و اكنون زندگي كن!

زندگي با اميد، زندگي در آينده است

چيزي كه در واقع زندگي را به تعويق مي اندازد.

نه اين زندگي نيست، نوعي خودكشي است.

نيازي به هيچ اميدي نيست و نيازي به هيچ نوميدي نيز نيست

همين جا و اكنون زندگي كن، زندگي لذت لايزال است،  و در همين جا بر سر و رويت مي بارد

و تو نظر به ديگر سو داري "