خیانت : به شریک جنسی خود وفادار باشید

  

يكي از چيزهايي كه خواب راحت را از ما مي گيرد و مثل خوره شب و روز به جانمان مي اقتد، احتمال وجود زن، مرد، و حتي دوست پسر يا دوست دختر ديگري در زندگي و روابط ماست. اگر چنين كسي وجود داشته باشد و زماني كه انتظارش را نداريم سر و كله اش پيدا شود،  چه حالي داريم و واكنش و عكس العمل ما چگونه خواهد بود؟

خيانت زيان آورترين و مخرب ترين عمل در يك ارتباط مي باشد.خيانت نه تنها منجر به صدمات غيرقابل جبران روحي و رواني به طرفين مي شود بلكه روحيه اعتماد و اطمينان را نيز از كسي كه مورد خيانت واقع شده است را از بين مي برد.

 

روابط مخفيانه شكلي از ارتباطات است كه از نوع روان شناسي براي زن و مرد مناسب نيست. اين شكل رابطه، در اديان مختلف نيز مطرود شمرده  شده و همگي شكل قابل قبولي از روابط زن و مرد را بعنوان راه حل ارائه نموده اند. تاثيري كه اين نوع ارتباط مخفيانه بر روي سيستم اعصاب بر جاي مي گذارد و اثرات مخرب و ويرانگر آن، به راحتي از ذهن و روح پاك نمي شود. يكي از متفكران غربي در اين خصوص مي گويد: " گناهان اگر چه توسط خداوند بخشيده مي شوند اما سيستم عصبي انسانها هرگز آنها را نمي بخشند."

اثرات روحی و روانی که خیانت بر یک فرد حتی جامعه بر جا می گذارد بسی سخت و ناگوار و غیر قابل جبران است.

دکتر کال یونچی تعبير بسيار زيبايي دارد:

" اگر جامعه اي پر از انسان هایی باشد که چشم خود را بر روی روشنایی و نور بسته باشند، همه جا تیره و تار خواهد شد. در ان صورت در این میان به جز خفاش ها چیز دیگری نخواهند دید، چرا که خفاش های جامعه، تنها در مکان هایی که تاریکی حاکم است جان می گیرند."

 

حتما شما هم در طول زندگی خود با موارد زیادی از خیانت مواجه شده اید یعنی دیده یا شنیده اید. خیانت برای همگان منفور و یک عمل غیر اخلاقی و ناپسند بشمار می رود.

این که فردی را که دوستش دارید و به او عشق می ورزید ، روزی شما را با همه امال و ارزوها و رویاهایتان تنها می گذارد و به اصطلاح نسبت به شما بی وفایی و خیانت می کند، زجراور ، دردناک، غیر قابل تحمل و غیر قابل جبران است. وقتی مورد خیانت واقع می شوید صدمات روحی و روانی شدیدی به شما وارد می شود. افکارتان مرتبا مغشوش و پریشان است و در صدد انتقام هستید. حالا دیگر عشق شما به تنفر و نفرت و کینه و خشم و عذاب و از همه مهمتر انتقام مبدل می شود. کاخ امال و رویاهاتان ناگهان فرو می نشیند، جهان ها فرو می پاشند، زندگی ها خرد و نابود می شود ، دلها شکسته و ناامید می شود و افسرده و مضطرب و غمگین می شوید و روحیه اعتماد در شما نسبت به همه چیز و همه کس سلب می شود.

 

آمیزش جنسی روشی برای تداوم نژاد از طریق فرزندان و خانواده در اینده می باشد. آمیزش جنسی می تواند مایه لذت و خوشی بسیار باشد. طبیعت این طور خواسته است تا نژاد بشر ادامه یابد. اما اگر آمیزش جنسی مورد سوء استفاده یا سوء استعمال واقع شود، کیفر و مجازات های سنگینی را به دنبال خواهد داشت. بنظر میرسد طبیعت نیز این طور اقتضا می کند.

 

به شریک جنسی خود وفادار باشید:

 

خیانت از طرف یک شریک جنسی به میزان زیادی  بقای فرد را کاهش می دهد. تاریخ و روزنامه ها دارای نمونه های بسیاری از طغیان شدید احساسات تند انسانی به دلیل خیانت هستند. " احساس گناه " اهریمن ملایمی است. " حسادت و انتقام جویی " هیولاهای بزرگتری هستند. کسی نمی داند که چنین احساساتی چه وقت برانگیخته خواهند شد. اشکالی ندارد که از " متمدن بودن " و " مقید بودن " و " فهمیده بودن " حرف بزنیم. اما حرف زدن زندگی های از هم پاشیده را ترمیم نخواهد کرد. " احساس گناه " به هیچ وجه خنجر در پشت  فرو رفته را تلافی نمی کند.

 

علاوه بر همه اینها، موضوع سلامتی در میان است. اگر شما در مورد وفادار بودن شریک جنسی خود اصراری نداشته باشید ، شما خودتان را در خطر ابتلا به بیماری قرار داده اید. برای مدتی کوتاه می گفتند که بیماری های آمیزشی کاملا مهار شده اند. شاید در گذشته این طور بود، اما اکنون دیگر چنین نیست. در حال حاضر گونه های درمان ناپذیری از این امراض وجود دارند.

 

مشکلات مربوط به رفتارهای نادرست آمیزش جنسی موضوع تازه ای نیست. در قرن هفتم میلادی، مذهب پرطرفدار بودیسم در هندوستان از بین رفت. به تعبیر تاریخ نویسان ان کشور، دلیل این واقعه، رواج بی بند و باری جنسی در نیایشگاهها بود. در دوران پس از ان نیز هرگاه بی بند و باری جنسی در یک سازمان بازرگانی یا در سازمان های دیگر رواج پیدا کند، می توان دید که ان تشکیلات با شکست رویرو می شوند. صرفنظر از اینکه تا چه حد درباره این موضوع متمدنانه بحث شود، خیانت سبب از هم پاشیدگی خانواده ها می شود.

 

میل شدید در یک لحظه می تواند تبدیل به یک عمر اندوه شود. به اطرافیان خود در این باره گوشزد کنید و از تندرستی و شادکامی خود مراقبت کنید. آمیزش جنسی گامی بزرگ به سوی خوشبختی و شادکامی است. اگر با وفاداری و صداقت همراه باشد در ان هیچ عیب و ایرادی نیست.

 

 

ننگين!...

برو اي زن، برو اي لكه آلوده به ننگ

برو، اي داغ سيه خورده به پيشاتي تو

برو از ديده ام اي ديو سيهكار پليد

تا ز خاطرم ببرم ننگ هوسراني تو

راست گو، ان لب گلرنگ شراب الودت

با كدامين لب افسون شده در بازي بود؟

نگه گرم گنه زاي سخن پردازت

با نگاه جه كسي، گرم سخن سازي بود؟

فاش گو، چشم سيه مست گناه آموزت

نگه عشق و تمنا به سراپاي كه داشت؟

آن بدانديش بدآموز تبهكار كه بود

كه به فرمان هوس بر لب تو بوسه گذاشت؟

مرمرين پيكر افسونگر جادوئي تو

گردن آويز چه كس بود و در آغوش كه بود؟

موي مواج نوازشگر تو تا دم صبح

دور از ديده من ريخته بر دوش كه بود؟

اين تو بودي كه به هر لحظه بهنگام سخن

نام تو در همه جا زيور گفتارم بود؟!

من ندانستم از آغاز كه نيرنگ و فريب

خفته در پرده چشمان بدين زيبائي

بيخبر بودم از اين ننگ كه با بيخبري

مي زدم بوسه بلبهاي زني هر جائي

واي بر من، تو هماني كه اميدم بودي؟

تو همان چشم سيه دلبر افسونگر من؟

هر چه كوشم مگر اين حادثه باور نكنم

ميدود ياد خطاهاي تو در باور من

واي اين ياد گنه خيز جنون آلوده

آهنين چنگ فرو برده در انديشه من

ترسم اين ياد روانسوز، كه در جان زده چنگ

از سر خشم، بتلخي بكند ريشه من

در خيالم چه نشستي به تباهي؟ برخيز

تا كه جان را از غم ياد تو آزاد كنم

پنجه اهرمني را ز گلويم بردار

تا به چاهي روم از ننگ تو فرياد كنم.

 

 

درسهای زندگی در مورد هوس:

 

پاداش مجاهد شهید در راه خدا، بزرگ تر از پاداش عفیف پاکدامنی نیست که قدرت بر گناه دارد و آلوده نمی گردد. همانا عفیف پاکدامن، فرشته ای از فرشته هاست. – امام علی (ع)

 

بکوشید که بنده هوس خود نباشید، وگرنه خوبی و بدی شما در قالب هوستان فرو خواهد ریخت، جز ان دم که هوستان خرسند است خوب نخواهید بود و هنگام ناخرسندی هوس، جز بد نخواهید کرد.

 

آدم چیزی را که دارد نمی خواهد، چشم و دلش دنبال چیزهایی که ندارد، میرود در حالیکه هزارها مردم به داشته های او حسرت می برند.

 

دیوژن به اسکندر جهانگیر گفته بود: " تو بنده بنده من هستی. یعنی من بر هوسهای خود  تسلط یافته ام و تو اسیر انها هستی. – لرد آیبوری

 

مصائب حقیقی حیات انقدر ها زیاد نیست، عداب و بدبختی ما نتیجه اضطراب، وسواس و هوسبازی است. – لرد آویبوری

 

اگر ر.زگار یک موجب ملال فراهم میکند، ما خود بدست خیال( هوس ) ده موجب دیگر می سازیم. – حجازی

 

از تصور محسوسات، توجه می زاید، از توجه خواستن و از خواستن هوی و از هوس عنان گسیختگی.

 

هوس به روی خیالات واهی و خوشبختی به روی واقعیت بنا شده است. – شالمفور

 

هوس را بازیچه خود قرار دهیم نه اینکه خود بازیچه هوس شویم. – حجازی

 

کسی که خود را گرامی دارد، هوا و هوس را خوار شمارد. – امام علی (ع)

 

خود را به هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد. – بزرگمهر

 

کسی که در هوسرانی بکوشد، از شخصیتش کاسته می شود.

 

اگر میخواهید غنی شوید از هوای نفس بکاهید – ولتر

 

ثروت ریشه شهوت هاست. - امام علی (ع)

 

 

 

با زنی ازدواج کن که از همنشینی با او لذت ببری، چون هر چه پیرتر شوی مهارت های گفتاری همسرت برایت بیشتر اهمیت خواهد داشت.

سعی کن زندگی خوب و پرافتخاری داشته باشی تا بعدها که به گذشته فکر میکنی از یاداوری ان لذت ببری.

در زندگی به همان اندازه که به مسائل منفی فکر میکنی، به عواملی هم که نقش مثبت دارند، بیندیش.

سعی کن همیشه زود به بازار بروی چون معمولا اجناس خوب زود به فروش می رسند.

نامه ای به نویسنده مورد علاقه ات بنویس و از کارهایش تعریف کن.

غذایی که می توانی در خانه درست کنی در رستوران سفارش نده.

یادت باشد که خلاء موجود در قلب را نمی توان با پول پر کرد.

برای همسرت، یک  حامی، یک دوست و یک پناهگاه باش.

هرگز در حضور دیگران همسر و فرزندانت را تحقیر نکن.

قدر دوست خوب،  سلامتی و ازدواج موفق خود را بدان.

حساس و زود رنج نباش. انتقاد را نیز مانند تحسین بپذیر.

پیش از ازدواج، حداقل شش ماه با همسرت نامزد باش.

ناراحتی های کوچک را با مشکلات بزرگ اشتباه نکن.

وقتی در کاری شکست میخوری عذر و بهانه نیاور.

روز تولد همسرت برای مادرش گل بفرست.

 

با آرزوی بهترینها برای شما دوستان عزیز

گلهای سرخ عشق

 عشق چیزی است که همه ما خواهان ان هستیم و بعبارتی تشنه ان هستیم. عشقی که بدون ان زندگی مفهوم و معنایی ندارد و تنها تظاهری بیش نیست. انسان بدون عشق همانند انسانی کور است. همانند پرنده ای بی بال و پر. همانند تاریکی مطلق است؛ تاریکی که حتی یک ستاره نیز در ان سوسو نمی زند. انسان بدون عشق در غم و بیچارگی و ناامیدی بسر خواهد برد. عشق زیباترین تجربه زندگی است،  تنها دروازه ای است  که همیشه بسوی خداوند گشوده است. عشق برترین و شورانگیز ترین احساس و ارمان بشری است. احساسی شیرین و لذت بخش  که سرمستی خاص خود را به ارمغان می اورد.عشق زیباترین گنجینه هاست. عشق زندگی است و زندگی خاکی است که گلهای سرخ عشق در ان شکوفا می شود. و انچه می ماند و هرگز نمی میرد عشق است. و زندگی تا زمانی که عشق است، سرشار و اکنده از وجد و سرور و شعف و شادی است و دستخوش خطا نمی گردد. پائولو کوئیلیو در کتاب " عطیه برتر رساله ای درباره عشق" که قطعه ای بسیار زیبا از رساله پولس قدیس ( یکی ار بزرگترین رسولان و مبلغان مسیحی است) به قرنتیان است، می گوید."

 " اگر به زبان مردم و فرشتگان سخن گویم و عشق نداشته باشم،

 به نحاس صدا دهنده و سنج فغان کننده مانند شده ام.

 اگر صاحب عطیه پیشگویی باشم و

 آگاه باشم بر تمام اسرار و بر تمامی دانش ها؛

 اگر ایمانم چنان کامل باشد، تا ان جا که کوه ها را جا به جا کنم،

 و عشق نداشته باشم، هیچم.

 و اگر تمامی اموالم را میان فقیران تقسیم کنم

 و اگر بدن خود را به اتش بسپارم، اما عشق نداشته باشم،

هیچ حاصلی به دستم نیست.

 عشق بردبار است،

 عشق مهربان است،

 در اتش حسد نمی سوزد،

 کبر ندارد، غرور ندارد،

 اطوار ناپسندیده ندارد،

 نفع خویش را خواهان نیست،

 خشم نمی گیرد، سوء ظن ندارد،

از ناراستی شاد نمی شود، اما با راستی به شعف می اید .

در همه چیز صبر می کند، همه را باور می کند،

 همواره امیدوار است و همواره، بردبار. عشق هرگز نابود نمی شود.

اما پیشگویی ها نیست می شوند و زبان ها پایان می یابند و دانش زایل می شود.

زیرا دانش و پیشگویی ما جزئی است،

 اما ان گاه که کامل بیابد، جزئی نابود خواهد شد.

 ان گاه که طفل بودم همچون طفلی سخن می گفتم و احساسم کودکانه بود،

 ان گاه که مرد شدم، کارهای کودکانه را ترک گفتم.

چرا که اکنون در آئینه می بینم، معماوار،

 و در ان هنگام، چهره به چهره می بینم اش.

 اکنون دانش جزیی دارم،

 و در ان هنگام خواهم شناخت، همان گونه که شناخته شده ام.

 اینک اما سه چیز می ماند:

 ایمان، امید و عشق. اما برترین ان ها، عشق است."

 

عشق یعنی شکوفا شدن، رشد کردن، بالیدن، متولد شدن و متبلور شدن. بزرگترین موهبت الهی زندگی است؛ زندگی که سرشار و اکنده از عشق است. با عشق می روید ، با عشق می بالد, و با عشق رشد میکند و شکوفا می شود. و عشق همچون دانه ای است که در دل خاک زندگی متبلور می شود.هر لحظه زندگی باید وقف عشق شود تنها در این صورت است که زندگی معنایی ژرف و عمیق می یابد. عشق در نهان و ضمیر همگان وجود دارد تنها کافی است این عشق را از حالت بالقوه به بالفعل دراورد. امروزه ما چنان در زندگی دنیوی خود غرق گشته ایم که از زندگی معنوی و روحانی که اکنده از عشق است غافل گشته ایم. زندگی دنیوی و معنوی انسان باید توام با هم رشد کند و شکوفا شود. عشق تنها پل ارتباطی میان انسان و خداوند و دیگران است. تنها زورقی است که انسان را از این کرانه رود به کرانه دیگر سوق می دهد.

 

 انسان بدون عشق در کویر سوزران و خشک و بی اب و علف ناامیدی زندگی میکند چرا که تنها با نور عشق و ایمان است که انوار امید و شادی وارد زندگی می شوند. تنها عشق است که باعث متعالی شدن و الهی شدن انسان ها می شود. با عشق می توان به اقلیم خداوند سفر نمود. عشق تنها شاه کلید تمام مشکلات است. اوشو در این باره این چنین زیبا می گوید:

" به عشق فکر کنید، هر چه می توانید بیشتر و بیشتر ان را احساس کنید و هر عملی  که انجام می دهید را اغشته به عشق کنید و بزودی به شاه کلیدی دست پیدا خواهید کرد که تمامی قفل های هستی را به رویتان می گشاید. ولی این تنها هنگامی میسر است که انسان در طریق عشق قرار گرفته باشد. ما زاده شده ایم که عشق بورزیم و مورد عشق ورزی قرار بگیریم."

 

 

 متاسفانه ما بیشتر علاقمند به مواردی هستیم که بما تعلق ندارند بلکه متعلق به دیگران است با ولعی سیری ناپذیر دائما در حال خواستن این چیز و ان چیز هستیم و چنان در تعلقات و دلبستگی های خود غوطه ور گشته ایم که دیگر حتی روزنه ای برای تابش نور عشق در قلب خود احساس نمی کنیم. نوع کنونی زندگی،  دلهای ما را در سیطره و تسلط خود در اورده اند و بعبارتی بهتر و گوبا تر ما را استثمار کرده اند. در چنین دنیایی، که همگان غرق در تعلقات و مصنوعات هستیم و به کالایی مصرفی تبدیل شده ایم، فقدان عشق و معنویت و انسانیت بیش از پیش مشهود و اشکار است.

 

فراموش کردن درون و توجه بیش از حد به به نوع زندگی کنونی، شاید اغراق نباشد اگر بگوییم که دلیل تمامی مشکلات و نگرانی های بشر امروزی است. در حقیقت انسان های مدرن امروزی توانایی درک عشق و دوستی را ندارند. و نیاز به معنویت و عشق ، امروزه بیش از پیش ضرورت دارد. باید یاد بگیریم که چگونه پذیرای دریافت عشق باشیم  و یا به دیگری این عشق را هدیه دهیم. باید یاد بگیریم که پذیرا و اماده باشیم و هنر عشق ورزیدن را بیاموزیم. در بسیاری از مواقع عشق در اطراف ما وجود دارد ولی ما پذیرای ان نیستیم. سعی می کنیم با خشم و حسادت، تصاحب و مالکیت و کینه و تنفر ان را از خود برانیم.

اوشو این عارف و فیلسوف بزرگ هندی در این باره می گوید:

 

" عشق پدیده ای است که همیشه از ماوراء جاری می شود. عشق چیزی نیست که انسان خود بتواند ان را بسازد. در نهایت انسان می تواند پذیرا باشد و ان را دریافت کند یا بسته باشد و ان را رد کند. انسان می تواند به ان " بله " یا " نه " بگوید. اگر به عشق " نه " بگوید در غم و بیچارگی باقی خواهد ماند و همیشه این نفس است که تمایل دارد " نه" بگوید. در صورتی که انسان به عشق " بله " بگوید، زندگی او تبدیل به شادی و جشن می شود. ولی برای گفتن به عشق باید " نفس " را زیر پا گذاشت."

 

عشق تولد دوباره انسانهاست. معجزه ای که می میراند و دوباره زندگی می بخشد؛ زندگی ای کاملا متفاوت با گذشته. روحی است که دمیده میشود و زندگی می بخشد، چرا که انسان بدون عشق  تنها مرده ای زنده است و روحی  ندارد. اوشو میگوید:

 

" عشق همانند پیکانی است که به قلب انسان نفوذ می کند. در واقع عشق باعث می شود انسان از انچه که هست بمیرد و تولدی دوباره را تجربه کند. عشق هم زهر است و هم نوشدارو...عشق چیزی نیست مگر شکوفا شدن دل آدمی، و شکوفه های دل انسان همگی سفید هستند. رنگ سفید تمامی رنگها را در خود دارد و زیبایی ان در همین است."

 

 

درسهای زندگی:

 

بیاموزیم تنها نظاره گر  نقاط ضعف و معایب دیگران نباشیم بلکه نقاط قوت و امتیازات و محاسن او را نیز مورد توجه قرار دهیم.

بیاموزیم ادم منفی باف و بدبینی نباشیم  و بهنگام ناملایمات و مشکلات زیاد آه و ناله نکنیم.

بیاموزیم خود را عقل کل  تصور نکنیم و بیش از حد حرف خود را درست نپنداریم.

بیاموزیم ریاکار و متظاهر نباشیم و بطور واقعی مودب و انسان باشیم.

بیاموزیم انچه را که برای خود می پسندیم، برای دیگران نیز بپسندیم

بیاموزیم به دیگران به دیده عشق و محبت و دوستی بنگریم.

بیاموزیم احساس بزرگی  و ارزش  دیگران را تقویت کنیم.

بیاموزیم نسبت به دیگران گذشت و بخشش داشته باشیم.

بیاموزیم به زیر دستان خود نیز التفات داشته باشیم

بیاموزیم به عقاید و دیدگاه دیگران احترام بگذاریم.

بیاموزیم همواره متواضع و خاکی باشیم.

بیاموزیم حقوق دیگران را ضایع نکینم.

 

امیرالمومنین علی (ع) خطاب به فرزندش حضرت امام حسن(ع):

 

مبادا با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری، یا انچه را انجام داده ای بزگ شماری، یا مردم را وعده ای داده سپس خلف وعده نمایی! منت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین می برد.

 

سخنان نورانی و حکمت آمیز مولای متقیان علی (ع):

 

کسی که آرزوهایش طولانی است، کردارش نیز ناپسند است.

 

دنیا بدن ها را فرسوده، و آرزوها را تازه می کند، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز می سازد، کسی که به ان دست یافت خسته می شود و ان که به دنیا نرسید، رنج می برد.

 

ای دنیا! ای دنیای حرام! از من دور شو، ایا برای من خودنمایی می کنی؟ یا شیفته من شده ای تا روزی در دل من جای گیری؟ هرگز مباد! غیر مرا بفریب، که مرا در تو هیچ نیازی نیست، تو را سه طلاقه کرده ام، تا بازگشتی نباشد، دوران زندگانی تو کوتاه، ارزش تو اندک، و ارزوی تو پست است. آه از توشه اندک، و درازی راه، و دوری منزل، و عظمت روز قیامت!

 

معرفی وبلاگ دوستان:

 

  

گفتگوهای تنهایی

 

آوای شبگرد کوه تنهایی

 

عشق پرواز بلندیست

 

فرشته مهر

 

سلام دوست من   

 

زندگی و ... 

 

زگیل خان

 

در پست های بعد درباره عشق، این احساس شورانگیز و دل انگیز بیشتر بحث خواهیم نمود. از همراهی و توجه شما عزیزان ممنونم. همواره لحظاتی اکنده از عشق و محبت و صفا توام با نشاط ، شادی و تندرستی داشته باشید.