<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>زنجیر عشق</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/</link>
<description> در باب عشق و زندگی - ازدواج و مسائل زناشویی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 01 Jan 2010 21:19:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>چرا افسرده می شویم_ قسمت دوم - فقدان یا کمبود ایمان، معنویت و انسانیت</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-79.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;با ایمان زیستن به معنی ثمربخش زندگی کردن است.  ایمان خصلت منش ادمی است که در همه شخصیت ادمی نفوذ دارد. حد اعلای ایمان به دیگران، ایمان به بشریت است. ایمان به شهامت و توانایی و تن به خطر دادن نیاز دارد و آدمی باید آمادگی ان را داشته باشد که درد و سرخوردگی را بپذیرد. ایمان لازم است تا بتوانیم به کاری اقدام کنیم. برای اینکه بتوانیم مشکلات، شکستها و غمهای زندگی را کیفرهای غیر عادلانه ای تلقی نکنیم که فقط بر سر زندگی ما امده اند، و برای انکه بتوانیم انها را جزء مبارزه زندگی تلقی کنیم، که غلبه بر انها ما را نیرومندتر می سازد، باید ایمان و شهامت داشته باشیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;تمرین ایمان  و شهامت را باید از جزئیات کوچک زندگی روزانه شروع کرد. اولین قدم این است که ببینیم در کجا و در چه وقت ایمانمان را از دست داده ایم، و دلیل تراشیهای خود را برای توجیه از دست رفتن ایمان خویش مورد بررسی قرار دهیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;فقدان معنویت، ایمان و  انسانیت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; همه ما از نقش مثبت و موثر ایمان ، معنویت و انسانیت در زندگی روزمره خود بخوبی واقف هستیم هر چند که ممکن است بنا به دلایلی  نسبت به انها سهل انگار باشیم و یا که توجهی به انها نداشته باشیم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;FONT color=#cccccc&gt; انسانی که در خود احساس کرامت و ارزش می کند و از ایمان و معنویت و فضائل انسانی برخوردار است مسلما در حل مشکلات و گرفتاریها و رنج و اندوه هایی که در زندگی روزمره با انها مواجه می شود اگاهانه تر و بهتر و با دید وسیع تر و عمیق تری می نگرد. اگر ما انسانی بی ایمان باشیم( منظور من از ایمان تنها ایمان  بخدا نیست بلکه ایمان داشتن به مفهوم واقعی کلمه است) یقینا در برخورد و مواجه شدن با شکست ها و مشکلات و گرفتاریهای زندگی  با یاس و ناامیدی و ضعف برخورد خواهیم کرد و این باعث می شود تا ما اعتماد به نفس خود را از دست بدهیم و به انسانی ضعیف و ناامید و افسرده تبدیل شویم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;اگر ما از فضائل انسانی خوبی برخوردار نباشیم مسلما در حق دیگران بدی و ظلم و ستم روا خواهیم داشت، همه چیز را فقط برای خود و در جهت منافع و مصالح خودمان می خواهیم. انسانی که پایبند به معتقدات، معنویات&lt;BR&gt;و انسانیت نیست و از ایمان خوبی برخوردار نیست  حرمت ها را خواهد شکست، نسبت به قوانین  و حدود تببین شده بی توجه و سهل انگار خواهد بود و به انسانی بی رحم و بی ملاحظه و بی احساس و بی عاطفه تبدیل می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; فرض کنید  همسری دارید که نسبت به فضائل انسانی و اخلاقی و معنویات پایبند نیست؛ بدون شک چنین فردی  خیلی راحتر و بیشتر از یک انسان معنوی و معتقد یه شما خیانت خواهد کرد، از اینکه دوست پسر یا دوست دخترهای فراوانی داشته باشد هیچ ترس و عبا و شرم و حیایی نخواهد داشت، نسبت به مسائل زناشویی کمتر پایبند و متعهد خواهد بود و در هنگام بروز مشکلات و سختی ها  بی توجه و سهل انگارتر خواهد بود. البته منظور من این نیست که انسانهای معنوی و معتقد و با ایمان مرتکب جرم و جنایت و خیانت و امثال اینها نمی شوند بلکه انچه مسلم است این است که هر چه ما معنوی تر و معتقد تر باشیم و از ایمان و انسانیت بیشتری برخوردار باشیم به مراتب کمتر و کمتر با چنین  موضوعات مخربی روبرو خواهیم شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فکر می کنید از طول تاریخ بشریت تا بحال این همه جنگ و خونریزی و ظلم ستم و بی عدالتی به چه خاطر صورت گرفته است؟ و مشکل اساسی قرن حاضر را شما در چه چیزهایی می پندارید؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عقیده من مشکل اساسی جوامع کنونی فقدان معنویت و انسانیت( علم و ایمان و فضائل اخلاقی) است.  علم و ایمان باید توامان باشد در غیر اینصورت از مسیر درست و واقعی خود منحرف خواهند شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر ما انسانی بی ایمان باشیم و از ارزش های معنوی و انسانی محروم باشیم بدیهی است که به فردی تندخو، مغرور، بدخلق، دروغگو، پرخاشگر، ضعیف ، نا مهربان ، بی اراده، و از این قبیل تبدیل می شویم و هر یک از این عادات و رفتارهای ناهنجار  باعث رنجش و سرخوردگی، کمبود و در نهایت افسردگی ما خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#66ffcc&gt;فضائل و خصایص انسانی یا بعبارتی ارزشهای معنوی ای  چون  &lt;FONT color=#ffcc00&gt;حقیقت، صداقت، شهامت، همدردی، محبت ، عشق ، دوستی، آزادی، بخشش، اعتماد، مساوات و عدالت، صبر، بردباری، خلوص نیت، همکاری، خوش خلقی، حق شناسی، قدرشناسی، فروتنی، سخاوت، مهربانی&lt;/FONT&gt; و امثال اینها مسلما رفتارهای ما را به سمت و سویی مناسب و مطلوب سوق می دهند و هدایت می کنند و می توانند اساس زندگی اخلاقی ، رفتاری و معنوی ما باشند. یقینا همه ما این ارزشها را ارج می نهیم و تاثیرات بسزا و مثبت  انها را در زندگی روزمره و در معاشرت ها و رفتارهای فردی و اجتماعی و زناشویی بخوبی درک می کنیم و این صفات و ارزشهای معنوی برای همه ما ستودنی است. و از طرفی دیگر فقدان یا کمبود انها بر رفتار و کردار و شیوه زندگی ما تاثیرات سویی خواهد داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شما تا چه حد به معنویات و ارزشهای معنوی و انسانی اهمیت می دهید و  کدام یک از این ارزشها را در درون و وجود خود احساس می کنید؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ccff33&gt;بی شک همه ما به کمک نبوغ و نیروی معنوی خود می توانیم  فشار هایی که بواسطه  زندگی مدرن کنونی بر ما وارد می شود را کنترل کنیم و کاهش دهیم. ما به پشتوانه نیروی ایمان و برخوردای از  دو رکن اساسی معنویت و انسانیت قادر خواهیم بود کیفیت زندگی خود را بالاتر ببریم و زندگی خود را غنی تر سازیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فراموش نکنیم که هر یک از ما تاثیر و نفوذی محسوس بر دیگران داریم و به کمک نبوغ معنوی و انسانی خود می توانیم این تاثیر و نفوذ را نه تنها در خود و خانواده یا همسر خود بلکه به دیگران نیز انتشار دهیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;تونی بازان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; در کتاب نبوغ معنوی می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;ارزش های معنوی، رفتارهای اخلاقی و استانداردی هستند که ما برای خود تعیین کرده ایم . چنین رفتارهای استانداردی برای بقای شخصی و اجتماعی ضروری اند و بدون انها فلسفه ی صدفی و بی نظمی ، فوران می کند و تمدن مستهلک شده خاموش می گردرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و در جای دیگر می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;اگر ارزش هایتان بر ضد سلامتی خودتان و دیگران باشد، احتمال اینکه نارضایتی را در زندگی خود و دیگران بیفزایید ، بیشتر خواهد کرد و اگر ارزش هایتان مثبت باشد، شاهد نتایج مثبتی در زندگی خود و دیگران خواهید بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;بودا &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;افکار در غالب کلمات اشکار می شود؛&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;کلمات در غالب رفتار شکل می گیرد،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;اعمال بسط می یابد و به عادت تبدیل می شود،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;عادات شخصیت را آبدبده می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;پس مواظب افکار رو راهی که می پیماید باش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;و بگذار از عشق سرچشمه بگیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;و در نگرانی برای تمامی مخلوقات، تولد یابد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;و &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;حضرت محمد (ص)&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; می فرماید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;هر کس میانجی افکار نیک باشد و از آن بهر ه ببرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;پس همانا جزئی از آن است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;هر کس میانجی افکار بیمار باشد و سهمی از آن داشته باشد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;پس همانا در ان افتاده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دو رکن اساسی انسانیت ایمان و علم ( اگاهی ) است&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;. &lt;FONT color=#99ff00&gt;علم و اگاهی توانستن است و ایمان خوب خواستن و بهتر زیستن. علم می نمایاند که چه هست و ایمان الهام می بخشد که چه باید کرد. علم تحول و تغییری بیرونی است و ایمان تحول و تغییر درون است. با نیروی علم دنیا و جهان خود را می سازیم و با نیروی ایمان خود را می سازیم . بکمک ایمان در مقابل تنهایی ها، افسردگی ها، پوچی ها، اضطرابها و شکست ها و مشکلات زندگی می توانیم شیوه و روش مناسبی را اتخاذ کنیم و بر انها فائق ائیم . بعبارتی دیگر ایمان بما نیرو و انرژی و انگیزه و امید  حرکت و بهتر کردن روند زندگی را می بخشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فراموش نکنیم که تنها تفاوت ما نسبت به حیوانات  بعد غیر حیوانی ما یعنی علم و فرهنگ ( بعد معنوی و روحانی انسان) می باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;جورج سارتن&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; درباره نياز انسان به مثلث &quot; هنر و دين و علم &quot; چنين‏ می‏گويد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#99ff00&gt;هنر ، زيبائی را آشكار می‏سازد و همين جهت مايه شادی زندگی می‏شود. دين‏ محبت می‏آورد و موسيقی زندگی است علم با حق و راستی و عقل سر و كار دارد و مايه هوشياری نوع بشر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;چندی پیش مطلب زیبایی را در وبلاگ یکی از دوستان عزیز و ارجمندم خانم &lt;A href=&quot;http://sadafe-darya.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;مروارید عرفان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/A&gt; خواندم که بی مناسبت با موضوع قابل بحث ما نیست و من در اینجا برای شما نیز این مطلب را می گذارم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;بنظر &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;گاندی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; هفت مورد زیر که بدون هفت مورد دیگر ، خطرناک و ویرانگر هستند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;     &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;ثروت                     بدون زحمت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;     لذت                       بدون وجدان و صداقت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;     دانش                     بدون شخصیت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;     تجارت                    بدون اخلاق&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;     علم                       بدون انسانیت &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;     عبادت                     بدون ایثار &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;      سیاست                 بدون شرافت&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;این هفت مورد را گاندی ، تنها چند روز پیش از مرگش بر روی کاغذی نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر این است که وی این موارد را در جست و جوی خود برای یافتن ریشه های خشونت شناسائی کرد. و من یک مورد دیگر را به سلیقه خودم به این هفت مورد اضافه می کنم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;زندگی بدون ایمان، معنویت و انسانیت مفهومی ندارد و ویرانگر و تباه کننده خواهد بود&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;با ایمان زیستن به معنی ثمربخش زندگی کردن است.  ایمان خصلت منش ادمی است که در همه شخصیت ادمی نفوذ دارد. حد اعلای ایمان به دیگران، ایمان به بشریت است. ایمان به شهامت و توانایی و تن به خطر دادن نیاز دارد و آدمی باید آمادگی ان را داشته باشد که درد و سرخوردگی را بپذیرد. ایمان لازم است تا بتوانیم به کاری اقدام کنیم. برای اینکه بتوانیم مشکلات، شکستها و غمهای زندگی را کیفرهای غیر عادلانه ای تلقی نکنیم که فقط بر سر زندگی ما امده اند، و برای انکه بتوانیم انها را جزء مبارزه زندگی تلقی کنیم، که غلبه بر انها ما را نیرومندتر می سازد، باید ایمان و شهامت داشته باشیم. اما متاسفانه اکثر ما عادت کرده ایم با بروز حتی جزیی ترین مشکلات و غمها و شکست ها ، تسلیم شویم و ایمان خود را نیز از دست بدهیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;تمرین ایمان  و شهامت را باید از جزئیات کوچک زندگی روزانه شروع کرد. اولین قدم این است که ببینیم در کجا و در چه وقت ایمانمان را از دست داده ایم، و دلیل تراشیهای خود را برای توجیه از دست رفتن ایمان خویش مورد بررسی قرار دهیم. باید درک کنیم  از دست دادن ایمان ضعف می اورد و ضعف وقتی زیاد شد، بی ایمانی جدیدی تولید می کند و به همین ترتیب دور باطل اجتناب ناپذیری ایجاد می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;تونی بازان&lt;/FONT&gt; می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#99ff00&gt;نگاهی به زندگی گذشته ی خود و حوادث اصلی ، آسیبها، دردها و شکست های ان بیندازید. بدانید که هر یک از این حوادث ، روح شما را قدرتمندتر می سازد. هر کاری از عهده تان بر می اید ، انجام دهید تا نیروی در حال ازدیاد خود را به به تعجیل وادارید. جنبه های مثبت ان را ، مرزهای نقره فام ان را و تمام درس های ممکنی که می توانید بیاموزید، بیرون بکشید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به موفقیت خود و بهبود و التیام روابط خود و حل و فصل مشکلات خود ایمان و امید داشته باشید. با ایمان می توانید کوهی را جابجا کنید. اگر ایمان داشته باشید حتما موفق خواهید شد. نیروی ایمان نه چیز سحرانگیز است و نه اسرارامیز. ایمان به این شکل عمل می کند: اعتقاد به اینکه من از عهده این کار بر می ایم و هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری انجام دهیم روش انجام ان کار پیدا خواهد شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;چگونه بر نیروی ایمان خود بیافزاییم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;به پیروزی بیندیشید و هرگز به شکست فکر نکنید. افکار نوید بخش را جایگزین افکار یاس الود کنید. وقتی با وضعیت دشواری روبرو می شوید به خود بگویید موفق خواهم شد. وقتی با کسی رقابت می کنید بخود بگویید من در ردیف بهترین ها هستم و وقتی فرصتی بشما روی می اورد بخود بگویید می توانم انجامش بدهم. اجازه دهید روند افکارتان تحت نفوذ شعار پیروز خواهم شد، باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دائما بخود گوشزد کنید که از انچه تصور می کنید بهتر هستید. مردم موفق به هیچ وجه خارق العاده نیستند، موفق بودن مستلزم هوش برتر نیست، هیچ رمز و رازی ندارد و به بخت و اقبال هم متکی نیست. افراد موفق ادمهایی معمولی هستند که از اعتماد به نفس و ایمان بیشتری برخوردارند. هرگز خود را دست کم نگیرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;بزرگ اندیش باشید. میزان موفقیت شما ، میزان بینش شما را تعیین میکند اگر اهداف کوچک را مد نظر قرار دهید باید در انتظار نتایج کوچک هم باشید. اهداف بلند را در نظر بیاورید تا به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید.. این نکته را هم فراموش نکنید: بیشتر ایده ها و نقشه های بزرگ اگر اسانتر از ایده ها و نقشه های کوچک نباشد، دشوارتر از انها هم نخواهد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فراموش نکنیم که معنوی بودن با مذهبی بودن متفاوت است.به عقیده من معنوی بودن یعنی اگاهانه زیستن ، متحول ساختن خویشتن ، خودشناسی و شناختن جهان و پیرامون آن. معنوی بودن بما کمک خواهد کرد تا بهتر زندگی کنیم و از زندگی خود بهتر و بیشتر لذت ببریم. معنوی بودن یعنی اینکه چگونه به ارامش درونی برسیم و شاد زندگی کنیم و دیگران را نیز شاد کنیم. در واقع معنوی بودن بما کمک می کند &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;تا شیوه و روش درست زیستن را بیاموزیم و کیفیت زندگی خود را بالاتر ببریم..&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;تونی بازان&lt;/FONT&gt; در کتاب نیروی  نبوغ معنوی می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt; نبوغ معنوی دارای نیرویی است که می تواند زندگی ، فرهنگ، تاریخچه زندگی و کل دنیایتان را دگرگون سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#cccccc&gt;به عقیده من، تمام گنجینه ها و طلا و جواهرات دنیا به اندازه یک فضیلت اخلاقی و انسانی ارزش ندارد. صفاتی چون جاه طلبی، سلطه گری، عجب و خودپسندی، غرور و تکبر، بدخلقی، بخل و حسادت، سنگدلی، ظلم و ستم، بی عدالتی، ضایع کردن حق و حقوق دیگران، پرخاشگری، جنایت، گناه، بی بند و باری ، فحشاء، تجاوز، دروغ و بسیاری دیگر از صفات نکوهیده انسانی بخاطر ضعف انسان در ایمان بخدا و نیز فقدان انسانیت و معنویت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;یک انسان واقعی از زندگی خود لذت خواهد برد و با داشتن صفات و فضائل اخلاقی نیکویی چون خوش خلقی، صداقت و راستگویی، حیا، بخشش و ایثار، تواضع، گذشت، محبت و عشق و دوستی،  کمک و همیاری ، سخاوت و مهربانی و دیگر فضائل نیکو دیگران را نیز در این شادمانی و شادی بی نظیر سهیم میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دلیل عمده و اساسی این همه ظلم و ستم، جنگ و خونریزی، بی عدالتی، فحشا و بی بند وباری و غیره همه و همه به دلیل فقدان معنویت و انسانیت است. انسانی که دارای منش ها ، صفات و خوی های انسانی است و از لحاظ فردی بخوبی رشد کرده است و از ایمان استوار و مطمئنی برخورداراست، بی شک از مواهب و لذات بیشتری در زندگی بهره مند خواهد بود و کمتر دچار مشکل خواهد شد و در حین بروز مشکلات بهتر از دیگران به حل و فصل انها می پردازد. انسان های خوب و وارسته ، انسانهایی شاد و سرزنده هستند . و بعقیده من کسی که خصیصه انسانیت و ادمیت در او زنده است، بندرت سرخورده، مایوس، محزون و افسرده می شود. فضائل نیکوی اخلاقی و انسانی را بیاموزید تا انسانی واقعی و شاد باشید و از محاسن این خصایص، دیگران را نیز شاد و مسرور سازید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ffcc&gt;به ارزش ها و فضائل برتر خود بیندیشید و انها را در زندگی خود به ظهور برسانید و رفتار و شیوه زندگی خود را به سمت و سویی که فکر می کنید صحیح است سوق دهید و هدایت کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt; آرام باش، توکل کن، امیدوار باش، تفکر کن و آستین ها را بالا بزن، خواهی دید که خداوند زودتر از تو دست بکار شده است&lt;/FONT&gt;.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مهمترین و اساسی ترین عامل احساسات ناخوشایندی چون یاس و ناامیدی، کسالت و پوچی، سرخوردگی و دلمردگی و افسردگی فقدان معنویت، ایمان، عدم تعالی عقل ( جهل و غفلت) و فقدان عشق است و دیگر عوامل را تحت شعاع خود قرار می دهند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;انسان بی اعتقاد و بی ایمان، زندگیش واقعا پوچ و بیهوده است و در جهنم زندگی میکند. اعتقاد حتی به یک تکه سنگ ، لازم و ضروری و انکارناپذیر است. یاد خدا و ایمان باعث قوت قلب ادمی میگردد. نیرو و انرژی ادم را چندین برابر میکند چون میداند کسی هست که بتواند تکیه گاه محکمی برای او باشد. امید او باشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; ایمان به خدا و پایبندی به معنویات  بما امید مقابله و پیروز شدن بر هر مشکل و ناراحتی  را خواهد داد و انگیزه، نیرو، علاقه ، تلاش و اراده ما را برای رسیدن به هدف و موفقیت بیشتر و بهتر میکند.  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;زندگی شما بازتاب کامل اعتقادات شماست. هنگامی که عمیق ترین باورهای خود را درباره زندگی تغییر می دهید، زندگی شما هم به همان اندازه و ترتیب دستخوش تغییر می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;           &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;در واقع خدا و عشق هم معنی هستند. زندگی با عشق همان زندگی با خداست. شناخت عشق، شناخت خداست. هیچ دلیلی برای وجود خداوند بجز عشق نیست، همچنین هیچ راهی برای پرستش او به غیر از عاشق شدن وجود ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;نوع کنونی زندگی اجتماعی باعث شده است که کیلومترها از دل خود فاصله بگیریم. به دلهای خود بازگشت کنید و به معبد عشق در دلهای خود رجوع کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;انسان بدون عشق تاریکی مطلق است؛ شبی تاریک، و بدون درخشش حتی یک ستاره، حتی بدون روشنایی شمعی کوچک. با عشق ، اسمان درون انسان مملو از ستارگان درخشان میگردد. زندگی بدون روشنایی و عشق اصلا زندگی نیست بلکه تظاهر به زندگی است. هر لحظه از زندگی باید صرف عشق شود، در این صورت زندگی تبدیل به عبادت می شود و دیگر نیازی به جستجوی خدا نیست، زیرا خداوند خود به نزد کسی خواهد امد که مزه عشق را چشیده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;قلمرو خداوند در وجود شماست پس جستجوی ان در دنیای بیرون چه معنایی دارد؟ هر چه انسان بیشتر در جهان بیرون به دنبال این مطلب باشد بیشتر ناامید می شود و احساس بیهودگی بیشتری میکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt; خداوند رحمت و برکت است. خداوند لطافت است و هر چه انسان لطیف تر و مهربانتر شود، بیشتر در دسترس خداوند قرار می گیرد. تنها راه تجلی لطافت این است که مکر و حیله نفس را بفهمید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;  آرامش همیشه از سوی خداوند است. ارامش الهی همیشه در انتظار ماست ولی ما ان را نادیده می گیریم، زیرا کارهای دیگری برای انجام داریم. ما مشغولیات زیادی داریم و بیش از اندازه سرگرم دنیا هستیم، بطوری که فرصتی به خداوند نمی دهیم. حتی در خواب نیز به رویا دین و فکر کردن و نقشه کشیدن مشغول هستیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عصاره تمامی دعاها این است: &quot;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt; خدایا همراه ما باش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&quot;  و تنها زمانی که این دعا اجابت شود و ما همواره حضور خداوند را در نزد خود احساس کنیم، حقیقتا شاد و مسرور خواهیم بود. &lt;FONT color=#ffcc00&gt;بدون خدا بودن یعنی در ناراحتی و اندوه بودن. با او بودن یعنی در جشن و شادی بودن. بنابراین یا همراه با خداوند باشید یا اجازه دهید او با شما همراه شود، در این صورت اطراف خود بهشتی خلق خواهید کرد. ولی اگر خدا را نادیه بگیرید و یا او را انکار کنید، در اطراف خود جهنمی بوجود خواهید اورد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;اوشو&lt;/FONT&gt; عارف و فیلسوف بزرگ هندی می گوید:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ccff00&gt;تمام لحظه ها زیبا هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;این تویی که باید پذیرنده باشی و اماده تسلیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;تمام لحظه ها سرشار از نعمت اند،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;این تویی که باید توانایی دین داشته باشی،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;تمام لحظه ها با نیایش همراهند،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;اگر همه را با سپاسی ژرف بیذیری،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;هیچ مشکلی پیش نخواهد امد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 21:19:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=79</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-79.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چرا افسرده می شویم_ قسمت اول - عدم و فقدان عشق</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-78.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ff66&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;A href=&quot;http://mona-zarei.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;همیاری برای مونا زارعی&lt;/A&gt;  &lt;FONT color=#ffcc00&gt;دوستان عزیز این لینک رو  حتما بخونید و برای این دوست عزیز خصوصا در این ایام تاسوعا و عاشورای حسینی دعا کنید و در صورت امکان کمک کنید.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;روی گل شما به سرخی انار ، شب شما به شیرینی هندوانه ، خندتون مانند پسته و عمرتون به بلندی یلدا .پیشاپیش شب یلدا مبارک . . .&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff66&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;&quot; من از خودم خسته و کسل شده ام و نیرویی در خود احساس نمی کنم. تو می گویی که ما بایستی خودمان را انطور که هستیم بپذیریم. ولی من نمی توانم زندگی را، در حالی که می دانم از لذت درونی محروم هستم، بپذیرم. چه باید بکنم؟ &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;سلام دوستان عزیز و صمیمی مجازی من! سلام به همه شما عزیزانی که بیصدا و خاموش مطالب این حقیر رو دنبال می کنید. این بار می خوام درباره افسردگی بنویسم. کسانی که مطالب اولیه این وبلاگ رو خوانده اند حتما متوجه شده اند که سه پست رو دو سال پیش به این موضوع اختصاص دادم و حالا بار دیگه قصد دارم مفصل تر و جامع تر درباره این موضوع بحث کنیم.همانطور که همگی می دونید بدون شک یکی از بیماریهای ازاردهنده روحی و روانی دنیای امروز که کم و بیش بخاطر نوع زندگی امروزه در همه سرایت می کنه افسردگی و احساس روزمرگی و دلمردگی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این که چرا اکثر افراد دچار افسردگی می شوند، دلایل زیادی داره. من یک پزشک یا روانپزشک نیستم ولی بر اساس تجربیات و دانش و اندوخته های خود به این موضوع می پردازم و امیدوارم که مطالب این پست و پست های بعد برای شما عزیزان مفید واقع گردد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ممکنه بعضی از پست ها طولانی بشه متعاقبا از شما پوزش می خوام و تنها خواهش و توصیه من اینه که همه پست های مربوطه را در این خصوص در حالت آفلاین حتما دنبال کنید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;&lt;B&gt;دلایل افسردگی ، بدبختی، غم و اندوه ، خستگی و کسالت و دلمردکی از دیدگاه من:&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فقدان عشق وشکست و ناکامی حاصل از ان  &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فقدان معنویت، ایمان و  انسانیت&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;مشکلات و اختلافات زناشویی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;غم از دست دادن عزیزان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فقر و مشکلات مالی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt; عدم تعامل فکری و جهل و غفلت ادمی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عدم اعتماد به نفش&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فقدان احساس خوشبختی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فراموش کردن هسته وجودی خویش و عدم احساس مسئولیت در قبال خود و مسائل زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عدم تمرکز و انضباط در زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;اشباع شدن در خواسته ها و ارزوهای فردی و غفلت افراد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;روراست و صادق نبودن با خود&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;زندگی کاذب و دروغین  و تظاهر و ریاکاری&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عدم ارامش فکری و ذهنی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;احساس گناه&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;لذت نبردن از زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;یکنواختی زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;تقلید از زندگی دیگران و مقایسه و ارزیابی خود با دیگران&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;نبودن در سر جای خود و عدم انگیزه و اشتیاق و علاقه قلبی برای انجام کارها&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;تنوع طلبی افراد&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;هدفمند نبودن زندگی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;تغییرات غیر ارادی: سختی ها ، مشکلات ، مصائب زندگی و معضلات  فردی و اجتماعی &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;ترس و عدم شجاعت&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;نرسیدن به ارزوها و خواسته ها &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عدم دلخوشی و بیماری&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;فقدان اصالت&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;تعلقات و وابستگی های  دنیوی&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;یاس و نومیدی و عدم شادی و خنده&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عوامل بیرونی –  دیگران&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;&lt;B&gt;فقدان عشق و ناکامی حاصل از ان:&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;ایا می دانید فقدان عشق یا زایل شدن عشق در طول مدت زمان در هر رابطه ای، از موثرترین و اساسی ترین عوامل احساس افسردگی، کسالت و پوچی، یاس و سرخوردگی، شکست و دلمردگی افراد می باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مادامی که دیگری را عاشقانه دوست می داریم و او نیز عاشقانه ما را دوست دارد ، احساس خوشایند و دلپذیری توام با رضایت و خرسندی خواهیم داشت . عشق بعنوان علاقه شدید به دیگری، احساسی عظیم و تاثیری عمیق و اعجاب انگیز است توام با لذت وافر که زندگی ما را سرشار و اکنده از شادی و شعف می سازد. عشقی که حقیقی باشد و بیمارگونه و آزاردهنده و بعبارتی دیگر تباه کننده نباشد  یقینا باعث تغییر و تحولی عظیم و شگرف در همه ابعاد و زمینه های زندگی ما خواهد بود ولی همین که احساس می کنیم این عشق و احساس در حال زایل شدن و کمرنگ شدن است  یا بطور کلی کمبود و فقدان ان سبب نگرانی، افسردگی، غم و درد و اندوه، رنج و محنت، بیماری و حتی مرگ می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;عشق حقیقی  - ان عشقی که از شناخت و اگاهی و تفکر نشات می گیرد – بدون شک باعث خوشبختی و رشد و تعالی ما خواهد بود.&lt;/FONT&gt; حتما شما هم در زندگی حتی برای یکبار عاشق شده اید یا عاشقان بی شماری را می شناسید  و یا داستان های عاشقانه زیادی را خوانده اید. حتما شما نیز عشق پرشوری را تاکنون تجربه کرده اید ولی این عشق  کمرنگ و زایل شده است. حتما زوج های بسیاری را می شناسید که اوایل خود را عاشق ترین افراد می نامیدند ولی  به مرور زمان دیگر اثری از ان همه شور و عشق و اشتیاق بجای نمانده است. چرا؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; هیچ یک از عوامل زیر به اندازه این عامل  یعنی &lt;FONT color=#ffcc00&gt;فقدان یا کمبود و زایل شدن عشق&lt;/FONT&gt; باعث  افسردگی و دلمردگی افراد نمی شود. ما در گوشه و کنار خود نمونه های عینی  زیادی را می شناسیم. اکثر قریب به اتفاق زوج های نسل حاضر ازدواج موفقی ندارند و گله مند و ناراضی از کمرنگ شدن یا از بین رفتن عشق هستند. بدون شک و بدون استثناء همه کسانی که با کمبود و فقدان عشق در زندگی زناشویی مواجه شده اند دچار افسردگی و بیماری روحی و روانی شده اند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ccff00&gt;گاهی اوقات ، البته مقصر اصلی خود ما هستیم، چرا که عشق ما تنها بر اساس احساسات و هیجانات زودگذر بوده است. روابط ما اگاهانه و هدفمند و با شناخت و تفاهم کافی و لازم صورت نگرفته است. دلیل انتخاب فرد نامناسب زندگی خود، در وهله اول خود ما هستیم. هر چند که عشق به خاطر سرشت و ماهیت  واقعي اش در تضاد با عقل و خرد است. احتمالا به همين دليل عشق را شكلي از ديوانگي محسوب مي كنند. در واقع، در نظر بسياري از افراد، اصالت عسق با ميزان تجربه هاي غير عقلاني اش مشخص مي شود.&lt;/FONT&gt; اين نكته به شكلي موجز در جمله قصار بذله گويانه رابرت مالت آمده است: &lt;FONT color=#00ff66&gt;&quot; براي دوست داشتن تو هر دليل عقلاني كه بخواهي دارم. آنچه كه ندارم خود عقل است.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;یکی از پندارهای نادرست نسل بشر این است که همه گمان می کنند می دانند عشق چیست و هیچ کس به کاوش عشق نمی پردازد. همه گمان می کنند می دانند عشق چیست و هیچ کس لزومی به چشیدن طعم عشق نمی بیند. همه خود را بزرگترین عشاق می خوانند ولی طولی نمی انجامد که دیگر اثری از ان همه عشق و ادعا نیست. چنین است که عشق از جهان رخت بربسته است. دلیل فراوانی بدبختی این است که فقط عده ای بسیار اندک از انسان ها به راستی عاشق هستند. همه می خواهند عاشق باشند. همه می خواهند معشوق باشند اما هیچ کس هنر عشق ورزیدن را نمی اموزد، هیچ کس نمی خواهد  شالوده و بنیان عشقش بر اساس تفکر و اندیشه و شناخت و اگاهی باشد. شرط اساسی در عشق اگاه بودن است. هنر اگاهی است که به هنر عشق ورزیدن و شادبودن تبدیل می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  عشق همه مسائل زندگی فرد را تحت شعاع خود قرار میدهد. وقتی که عشق بخصوص در زندگی زناشویی به مرور زمان از بین می رود، مشکلات زیادی را بوجود می اورد. اختلافات، کشمکش ها، نزاع و دعواها، اعتراض ها، بی توجهی ها و داد و غرلندها شروع می شوند و همه اینها وقتی روی هم تلنبار شد، احساسات طرفین را سرکوب شده خواهی دید و انها را چنان سرد و کرخت و بی توجه که شاید دیگر کمترین امیدی به بهبود روابط شان نباشد و اینگونه است که یاس و نومیدی، افسردگی، شکست و سرخوردگی دامنگیر انها خواهد شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اما یکی از بدترین و مخربت ترین حالات و اثراتی که  فقدان یا کمبودعشق می تواند در زندگی زناشویی دو نفر داشته باشد، &lt;FONT color=#ffff00&gt;تاثیری است که بر روابط جنسی طرفین خصوصا زنها میگذارد. و یکی از عمده ترین دلایل خیانت همین امر می باشد&lt;/FONT&gt;. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;سنگ بنای اصلی و اساسی دلمردگی و افسردگی افراد به عقیده من، فقدان عشق یا شکست ،  ناکامی و نافرجامی در عشق و نیز فقدان و ضعف در معنویت و انسانیت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#66ff66&gt;عشق در آغاز باعث ايجاد حالتي رواني مي شود كه مشخصه اش افكار خيال پردازي درباره معشوقه است. اين ويژگي وسواس گونه عشق موجب مي شود كه معشوق هرگز از نظر عاشق دور نشود. در مرحله دوم، عشق دستوراتي به مراكز پاداش و جزا در مغز صادر مي كند. وقتي عاشق در كنار معشوق به سر مي برد، تجربه اي را از سر مي گذراند كه با داشتن سرخوشي و شور حاصل از عشق است. با اين حال، در زمان فراق، عاشق متحمل عقوبتي توام با احساس نااميدي و اندوه مي شود. و مرحله سوم و شايد جالب ترين مرحله، عشق ظاهرا خرد را پس مي زند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;وقتي  در عشق بنا به هر دلیلی ( یکطرفه بودن عشق، بی وفایی و خیانت ، جدایی و ...) طرد مي شويم، انگار احساس مي كنيم كه همه چيز را از دست داده ايم و تا اندازه اي هم از دست مي دهيم. پس از اعتراض، نااميدي و بي اعتنايي بوجود مي آيد چون اگر اعتراض شما شنيده نشود، شما در هر حال مثل مرده خواهيد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;گاهي عشقمان را ابراز مي كنيم اما جوابي دريافت نمي كنيم. كلمات ما با صداي مرده قلبي سرد مي ميرند و سكوتي كه در پي آن مي آيد، دهشتناك است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;زبان عشق يكطرفه و فقدان ان به زباني فاجعه آميز و مصيبت زده گرايش پيدا مي كند: &lt;FONT color=#66ffcc&gt;جهان ها &quot; فرو مي ريزند&quot; دلها &quot; شكسته و مايوس مي شوند &quot; و زندگي ها  &quot; خرد و نابود مي شوند &quot; .&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; وقتي عشقي به شك مي انجامد، زندگي بدون هدف مي شود و دليلي براي &quot;ادامه دادن&quot; وجود ندارد.عشق حتي در بهترين شكل خود تجربه اي دشوار و دردناك است، اما وقتي بدون پاسخ بماند، مسموم كننده مي شود؛ رد كردن عشق كشنده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;عشق وقتي بدون پاسخ بماند یا زایل می شود مصيبتي كشنده است. براي آرمان گرايي شاعر مسلك زندگي بدون عشق بي معني است. آرمان زندگي معشوق است بي همتا و بي بديل. بنابراين جستجوي عشق در جاي ديگر محكوم به شكست است و هر عشق جانشين و ناقص ديگري تنها تاكيدي خواهد بود بر آنچه كه گم شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; زخم نخستين عشق هرگز درمان نخواهد شد پس آرمان گرايي عاشق از امكانات محدودي برخوردار است: &lt;FONT color=#ccff00&gt;زيستن بقيه عمر خود با درد يا انتخاب فراموشي. در گير و دار جنون عشق، انتخاب دوم با وجود تمام بيم، عذاب و رنج توام با آن ظاهرا انتخاب جذاب تري است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;فقدان عشق مترداف است با فقدان زندگي.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;فلاكت حاصل از عشق بي پاسخ، حداقل تا حدي فلاكت كودكي است كه از سوي مادرش طرد شده است يا بدتر از آن ، فلاكت نوزادي است كه از تاريكي آرام بخش زهدان به درون جهان سرد و سخت اشياء و نورهاي زننده رانده شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;طردشدگي يا دلبستگي هاي از هم گسيخته قادرند احساسات قوي نااميدي كودكانه را پديد آورند. اين احساسات، بدوي، توانفرسا و احتمالا تشديد كننده رفتارهاي افراطي هستند كه برخي از آنها خود ويرانگرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; وقتی عشق بنا به هر دلیلی از بین می رود یا درگیر عشقی یکطرفه می شویم   عاشق سه مرحله را پشت سر میگذارد: &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;اعتراض، نااميدي و بي اعتنايي&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;. واكنش چنین عشاق دلشکسته ای  در ابتدا واكنش اعتراضي است. گريه مي كنند، مضطرب مي شوند و در تلاش هستند تا شكلي از ارتباط را با معشوق از دست رفته برقرار كنند. پس از شكست هاي مكرر براي به چنگ در آوردن دل معشوق ، اعتراض به نااميدي بدل مي شود و عاشق غمگين تمام نشانه هايي را از خود بروز مي دهد كه عموما با افسردگي  باليني در ارتباط هستند. در نهايت، خستگي عاطفي حالتي از بي اعتنايي را پديد مي آورد. اين مرحله با توجه به خطر خودكشي  خطرناك ترين مرحله است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; اگر  ما عاقلانه و درست عشق بورزیم و از عشق طرد نشویم  یا غافل  نباشیم، بی شک زندگی ما سرشار و لبریز از شادی   و نشاط و سرور میگردد. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;بطور کلی هر چه درک، دانش و شناخت ما وسیع تر شود، به همان میزان رفتار و کنش ما غنی تر، زیباتر و متکامل تر خواهد شد&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; و این نه تنها در مورد عشق بلکه در همه زمینه های زندگی صادق است.  &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;شما دوستان عزیز مجردی که این مطلب را می خوانید، شما عزیزانی که هنوز ازدواج نکرده اید پند و توصیه این حقیر را نادیده نگیرید: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;عشقی که بر پایه و اساس احساسات و هیجانات بنا شود دیری نمی پاید که چون اتش متزلزل و خاموش می شود. عشق، خصوصا و بویژه در عصر امروز و جامعه کنونی هرگز کافی نیست. اگر می خواهید ازدواجی موفق  و عشقی ماندگار داشته باشید حتما با شناخت و اگاهی و معرفت و تفاهم همه جانبه باید صورت گیرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;خوشبختی و سعادت شما  با عشق هنگامی میسر است که علاوه بر عشق و صداقت عناصر مهم و اساسی دیگری چون شناخت و تفاهم، دانایی و احترام، تعهد و وفاداری و صمیمیت نیز وجود داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ما نسبت به خرید چیزها و وسایل مورد نیازمان و در بسیاری از زمینه ها حساسیت و دقت  و وسواس زیادی بخرج می دهیم و سعی می کنیم بهترین جنس را انتخاب کنیم اما متاسفانه نسبت به مهمترین و ضروری ترین و حیاتی ترین موضوع زندگی یعنی ازدواج در اکثر مواقع سرسری یا کورکورانه تنها به پشتوانه و دلگرمی مشتی هیجانات و احساسات زودگذر ، عمل می کنیم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;دوستان عزیز!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; عشق اگر با شناخت و اگاهی صورت نگیرد  نه تنها باعث شادی و خوشبختی کسی نمی شود بلکه زمینه تباهی و افسردگی و شکست شما را نیز فراهم می کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عدم و فقدان شناخت  و اگاهی  مشکلات زیادی را در زندگی زناشویی ایجاد می کند. خیلی از زوج های نسل حاضر ادعا می کنند که با عشق و علاقه شدید زندگی مشترک خود را شروع کرده اند ولی متوجه می شوید که اکثر انها  مشکلات  زیادی دارند و دیگر عشقی در زندگی انها حکمفرما نیست.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;فقدان عشق افت زندگی زناشویی است. من نوعی اگر با عشق  همسرم را انتخاب نکرده باشم مسلما  این خلاء را سعی می کنم با ایجاد رابطه ای دیگر پر کنم یا این که به دلیل عدم عشق زندگی سرد و راکتی را بدون شوق و اشتیاق و شادی و نشاط  و هیجان و دلخوشی ادامه دهم که نهایتا تمام اینها باعث افسردگی و عدم ارامش و شادی من خواهد بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;زنان به عشق در زندگی زناشویی اهمیت بیشتری می دهند، به این معنی که عشق برای یک زن از اولویت بیشتری نسبت به بقیه موضوعات برخوردار است.وقتی این عشق بنا به هر دلیلی تضعیف، کمرنگ یا محو شود احساس و حالتی توام با سرخوردگی، حسرت و افسوس، افسردگی ، دلمردگی و شکست به او دست خواهد داد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;به عقیده من، فراگیری و شناخت هنر عشق ورزی ان هم در عصر کنونی یک امر حیاتی و اساسی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#66ff66&gt;انسان برای اینکه بتواند به دیگران عشق بورزد، ابتدا باید یاد بگیرد که چگونه خود را قبول کند و بخود عشق بورزد. شخصی که با خودش کنار نیامده است هرگز نمی تواند با جهان خارج کنار بیاید. به عقیده من هر کس که از پذیرفتن خود و بعبارتی دیگر از دوست داشتن و عشق ورزیدن به خود ضعیف و ناتوان است از پذیرفتن دیگران و دوست داشتن و عشق ورزیدن انها نیز ضعیف و ناتوان خواهد بود. چنین شخص درمانده ای یقینا در ایجاد ارتباط با دیگران مشکل خواهد داشت. این امر باعث می شود فرد اعتماد به نفس خود را از دست بدهد و وقتی که اعتماد به نفس وجود نداشته باشد مسلما  از اشکارترین عواقب ان افسردگی است. بسیاری از افراد تنها معایب و بدی های خود را می بینند و بر محاسن و قابلیت ها و توانایی های خود چشم می پوشند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;عشق بخود سرچشمه تمامی احساسات مثبت و سازنده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#cccccc&gt;سعی کنید  خود را برسمیت بشناسید و همواره خود را تقدیر و ستایش کنید، تنها معایب و بدی های خود را نبینید و از خود انتقاد نکنید بلکه قابلیت ها، استعدادها و محاسن و خوبی های خود را نیز نظاره گر باشید و برای خود احترام و ارزش قائل شوید تا بتوانید خود را از قید و بند عقاید و نظرات و باورهای دیگران رها کنید. کسی که بخود اعتماد می کند بیشتر می شکفد و شکوفا می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;به عشق فکر کنید، هر چه می توانید بیشتر و بیشتر ان را احساس کنید و هر عملی که انجام می دهید را اغشته به عشق کنید و بزودی به شاه کلیدی دست پیدا خواهید کرد که تمامی قفلهای هستی را به رویتان می گشاید. ما زاده شده ایم که عشق بورزیم و مورد عشق ورزی قرار بگیریم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;ما واقعیات زندگی مان را تفسیر میکنیم  اما ناظر ان نیستیم، به انها فکر می کنیم ولی انها را نمی بینیم.  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;انکس که بیشتر عشق می ورزد ، بیشتر دریافت می کند و بیشتر می شود، و انکس که کمتر عشق می ورزد؛ کمتر عشق را دریافت می کند و کمتر می شود.   &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گاهی اوقات ما دوستدار چیزهای نادرست و غلط هستیم؛ چیزهایی که باعث تغییر وجود و ضمیر ما می شوند.   &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;ما دانستن هنر زیستن و به تمامی زندگی کردن را بلد نیستیم. و برای زیستن ما به بال عشق نیازمندیم. عشق تنها نیروی حقیقی نهفته در درون ماست. عشق بمنزله تحمیل خواسته هایتان بر اشخاص دیگر نیست. دیگران را انگونه که هستند بپذیرید. در بسیاری از مواقع ، ما تعبیر غلط و نادرستی از عشق داریم؛ تصور می کنیم هر چه دیگری مطابق میل و خواست و اراده ما رفتار و تغییر کند و هر چه بیشتر بتوانیم خواسته های خود را بر دیگری تحمیل کنیم، این نشانه شدت  عشق و علاقه ماست ولی این تصوری اشتباه و نادرست بیش نیست و به مرور زمان باعث از بین رفتن عشق می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;رابطه ما با دیگران همان رابطه ای است که باخود داریم. اگر ما خود را  دوست داشته باشیم بی شک دیگران را نیز دوست خواهیم داشت، اگر با خود مهربان و متواضع باشیم حتما با دیگران نیز چنین خواهیم بود.&lt;/FONT&gt;    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;وقتي احساس فقدان عشق، افسردگي و خلاء كنيم، تلاش براي يافتن كسي كه عشقي را كه نياز داريم به ما بدهد، راه حل مناسبي نخواهد بود. تنها راه حل ثمربخش اين است كه خود، بي هيچ انتظاري و با تمام وجود به كسي عشق ورزيم. در اين صورت، عشقي كه عرضه مي كنيم بي درنگ به سوي خود ما باز خواهد گشت. تحت اين شرايط لازم نيست كه فرد مقابل مان تغيير كند يا چيزي به ما ارزاني كند. این بدان مفهوم است که او را بدون قید و شرط ( تعبیر و تفسیر نادرست و منفی نشود) و به دور از وابستگی به مفهوم واقعی دوست داریم و به او عشق می ورزیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در خصوص این مقوله یعنی عشق و وابستگی در پست های بعدی به ان خواهیم پرداخت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;پی نوشت1&lt;/FONT&gt;: &lt;FONT color=#99ff00&gt;بعضی از دوستان عزیزی که کامنت خصوصی گذاشته اند و سوال کرده اند که ایا می تونم  به سوالات روانشناسی انها پاسخ بدم یا نه، متذکر می شم که با کمال میل هر کمک و مساعدتی که بتونم دریغ نمی کنم.  سوالات خودتون رو( بوسیله کامنت یا میل ) مطرح کنید در اولین فرصت یا بوسیله میل یا از طریق وبلاگ( در صورت داشتن وبلاگ)  با کامنت جواب خواهم داد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;پی نوشت2&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;: &lt;FONT color=#ccff00&gt;از همراهی و توجه شما ممنون و سپاسگزارم. عذر و پوزش این حقیر را بخاطر طولانی بودن بعضی از پست ها بپذیرید.&lt;/FONT&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;پی نوشت3&lt;/FONT&gt;: &lt;FONT color=#66ff99&gt;به دلیل مشغله و تصادفی ( فقط یک معجزه و لطف و کرم بی همتای خداوند من و خانواده ام را از این تصادف هولناک نجات داد. فقط خسارت مالی بهمراه داشت که ان هم اصلا مهم نیست) که چند روز پیش &lt;B&gt;داشتم نتونستم به وبلاگ شما دوستان عزیز بیام حتما و در اولین فرصت وبلاگ های خوب شما را می خونم.&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;پی نوشت4&lt;/FONT&gt;: &lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ffcc&gt;خدایا زبان قاصر است از بیان شکر  و سپاس، اما با تمام وجودم بخاطر احسان و ترحمی که بر من و خانواده ام کردی بی نهایت ممنونم. میدونم که اگه روزی هزار بار هم شکرت رو بجا بیارم بازم کمه اما با همه این وجود با زبان بی زبانی میگم خدایا شکرت!&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 19 Dec 2009 20:50:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=78</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-78.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>راز</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-77.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;تو مثل راز پاییزی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;و من رنگ زمستانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;چگونه دل اسیرت شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;قسم به شب نمی دانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;تو مثل شمعدانی ها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;پر از رازیی و زیبابی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;و من در پیش چشمان تو مشتی خاک گلدانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;تو دریایی ترینی ابی و ارام و بی پایان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;و من موج گرفتاری اسیر دست توفانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;تو مثل اسمانی مهربان و ابی و شفاف&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;و من در ارزوی قطره های پاک بارانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;نمی دانم چه باید کرد با این روح اشفته&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;بفریادم برس ای عشق &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;من امشب پریشانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;تو دنیای منی  بی انتها و ساکت و سرشار&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;و من تنها در این دنیای دور &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;از غصه  مهمانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;تو مثل مرز احساسی قشنگ و دور و نامعلوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;و من در حسرت دیدار چشمت رو به پایانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;تو مثل مرحمی بر  بال بی جان  کبوتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;و من هم یک کبوتر تشنه باران درمانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;بمان امشب کنار لحظه های بیقرار من&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;ببین با تو چه رویایی است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;رنگ شوق چشمانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;شبی یک شاخه ی  نیلوفر به دست آبیت دادم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;هنوز  از عطر دستانت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;پر از شوق است دستانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;تو فکر خواب گلهایی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;که یک شب  باد ویران کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;و من خواب تو را می بینم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;و  لبخند پنهانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;تو مثل لحظه ای هستی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;که باران تازه می گیرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;و من مرغی که از عشقت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;فقط بی تاب و حیرانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;شب است و نغمه مهتاب و مرغان سفر کرده&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;و شاید یک مه کمرنگ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;از شعری که می خوانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;تمام ارزوهایم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;زمانی سبز می گردد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;که  تو یک شب بگویی دوستم داری تو  میدانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;غروب اخر شعرم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;پر از ارامش دریاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;و من امشب قسم خوردم تو را هرگز &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;نرنجانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;به جان هر چه عاشق  توی این دنیای پرغوغاست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;قدم بگذار روی کوچه های قلب ویرانم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;بدون تو شبی تنها و بی فانوس خواهم مرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;دعا کن بعد دیدار تو باشد وقت پایانم&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;پینوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;FONT color=#99ff33&gt;دوستان خوب و عزیز مجازی سلام. از همه شما دوستان عزیزی که در این مدت که نبودم جویای حالم بودین صمیمانه ممنونم.   از ان عده دوستان خوبم هم که  کامنت های خصوصی گذاشتند هم نهایت تشکر رو دارم. بنا به دلایلی مدتی از دنیای نت دور بودم و حالا هم به خواست و احترام شما دوستان عزیز دوباره خواهم نوشت. از لطف و محبت و صمیمیت و توجه همگی شما ممنون و سپاسگزارم و همواره در مسیر زندگی بهترینها را براتون ارزومندم&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/04.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Dec 2009 13:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=77</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-77.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-76.aspx</link>
<description>........ </description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 21:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=76</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-76.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مرگ عشق</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-75.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;هر کسی دوبار میمیرد: یکبار انوقت که عشق از دلش میرود و کسی نیز دیگر دوستش ندارد، بار دیگر آنوقت که زندگانی را وداع میگوید؛ اما مرگ زندگی، در برابر مرگ عشق ناچیز است.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;همه، انچه را که دوست دارند می کشند. بزدلان و پستان با بوسه می کشند و دلیران با شمشیر. برخی عشق خود را هنگام جوانی می کشند و برخی در روزگار پیری. گروهی با دست هوس، عشق خود را خفه اش می کنند و جمعی دیگر با دست آزمندی. برای عده ای دوران عشق کمتر از انچه باید دوام دارد و برای عده ای دیگر بیش از انچه شایسته است عمر میکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;اما فراموش نکنیم که همه مردم ان کس را که دوست دارند می کشند، و کاش همه این سخنان مرا بشنوند. بعضی محبوب خود را با نگاهی ستمگرانه می کشند و برخی چاپلوسانه چنین می کنند.  برخی با شک و تردید عشق خود را می کشند و برخی دیگر با حسادت و بدبینی. بعضی با بی وفایی و خیانت عشق خود را تباه می کنند و بعضی با افراط و زیاده خواهی. و برخی نیز عشق خود را با بی اعتمادی و عدم صداقت می کشند. اما همه در جنایت شریکند، زیرا همه، ان کس را که دوست دارند می کشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به پایان امد این دفتر   حکایت همچنان باقی است&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;خداوند یار و نگهدار همگی شما دوستان عزیز!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 20:47:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=75</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-75.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق و وسواس</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt; عشق و &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#cccc33&gt;وسواس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;سلام دوستان عزیز!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;هر چند این پست طولانی است اما توصیه می شود حتما در حالت افلاین این پست را بخونید. از توجه شما ممنون و سپاسگزارم و امیدوارم از این مطلب خوشتون بیاد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt; &quot; من و او براي امادگي كنكور، براي مطالعه و درس خواندن روزها  به كتابخانه اي در كنار ساحل مي رفتيم ( اما چه درس خواندني؟! مني كه تمامي افكار مشوش و آشفته ام مشغول به او بود. مرتب در روياي با او بودن در سر مي پروراندم و به كرات چشم به در مي دوختم تا كه وارد شود يا خارج شود. ديوانه اي به تمام معنا بودم. اگر يك روز او به كتابخانه نمي امد، واي !...كه فقط خدا مي دانست چه حال و روز خرابي داشتم. رنگ پريده (مايل به زردي) ، آشفته و بي رمق و بي جان مي گشتم. احساس مي نمودم كه تمام بدنم دارد كرخت و سست مي شود. ناگهان لرزشي تمام بدنم را فرا مي گرفت. لحظاتي اشك در چشمانم حلقه ور مي گشت و درد و غمي سنگين مثل خوره  تمام بدنم را فرا مي گرفت. و زماني كه تنها بودم يا از كوچه و خياباني مي گذشتم، از سوز ترانه اي جانسوز في البدايه از خود بر لب زمزمه ميكردم يا كه با فرياد مي خواندم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;هر روز تا ايستگاه اتوبوس بدرقه اش ميكردم و اين امر به من لذتي وصف ناپذير مي بخشيد. احساس مي كردم تمام خستگي ها و غم هاي روزانه ام را فراموش كرده ام. روزي همين جور كه كنارش راه مي رفتم ناخوداگاه از من فاصله گرفت و با دوستش سريع سوار اتوبوس شد. كسي چه مي داند چه حال و روزي داشتم و آن لحظات تشويش الود چگونه بر من گذشت. ضربان قلبم به شدت هر چه تمام تر شروع به تپيدن نمود. بدنم سست و بي جان و بي رمق گشت. رنگم پريده بود و هر كسي مرا مي ديد بلافاصله غم و درد و اضطراب و اشفتگي بي حد مرا مي توانست با اولين نگاه تشخيص بدهد. به هيچ وجه حال و روز خوشي نداشتم . هر آن احساس مي كردم كه قلبم از كار خواهد افتاد. سريع تاكسي گرفتم و به دنبالش روانه گشتم. از راه ميانبر مستقيم به خانه دوستش رفته بود. با وضع بسيار نگران كننده اي به خانه شان رفتم. زنگ در را بصدا در آوردم. برادرش در را باز كرد. مرا با آن وضعيت كه ديد، گفت چي شده؟ گفتم چيزي نيست. ...كجا رفت؟ گفت نيومده. گفتم چرا امده. بعد سراغ  مادرش را گرفتم . او هم آنجا نبود. خانه همسايه بود. برادرش رفت تا مادرش را صدا كند. زماني كه مادرش را ديدم، كاملا از تب و تاب افتاده بودم و احساس سرگيجه مي كردم. مادرش زماني كه مرا ديد بسيار سراسيمه شده بود و پرسيد: چي شده؟ چرا اين همه رنگت پريده؟ چرا نمي تواني حتي حرف بزني؟ گفتم:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;&quot; ...كجاست؟ وقتي بدرقه اش ميكردم نسبت به من بي توجهي كرد.&quot; يكدفعه ديدم او آمد. او نيز چون من حال و روز خوشي نداشت. رنگ پريده و رنجور و آشفته. تا مرا ديد زد زير گريه و گفت چرا از من توقع بيجا داري. ممكنه پدرم يكدفعه ببينه و ...جلد نوار گلهايي ازهايده، شجريان و هايده و خوانساري و ايرج را كه چند روز قبل از آن به او هديه كرده بودم را به مادرش دادم تا به او بدهد و بعد خداحافظي كردم. صدايم زد اما...من كه حالت ديوانگان را داشتم طاقت نياوردم و بعد از 10 دقيقه به او زنگ زدم. گفت : اگه زنگ نزده بودي از شدت ناراحتي و غم داشتم...و...و گفت: منو مي بخشي؟ گفتم چرا نبخشم. و وقتي من به او گفتم كه او نيز مرا خواهد بخشيد يا نه، اين گونه سؤالم را پاسخ گفت: &quot; من كسي نيستم كه ببخشم و هنوز در آن حد و اندازه اي نرسيده ام كه بتوانم كسي را ببخشم. او كه مي بخشد و مي بخشايد، تنها خداست.&quot; و اين جواب دلنشين و زيباي او هرگز از يادم نرفته است و بارها كه مسئله اي رخ مي دهد و كسي از من مي خواهد كه او را ببخشم ، بلافاصله بطور خودكار به ياد او مي افتم و من نيز انگونه پاسخ مي دهم كه او ان چنان دلنشين مرا پاسخ داد.&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وسواس واژه اي كه به تنهايي ايستادگي مي كند و شامل ويژگي هايي نظير شوريدگي و علاقه راسخ مي شود. وسواس هرگز آرامبخش نيست. هميشه پريشان كننده است و اندكي آميخته با خلوص بيمارگونه.نشانه هاي عشق زياد و متنوع است اما مي توان گفت كه وسواس اساسي ترين انهاست. اختلاف روانشناختي اوليه اي كه تمام ديگر اختلالات از آن ناشي مي شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اصل اين ديدگاه مورد تاييد بزرگان اوليه علم پزشكي نظير جالينوس و ابن سينا قرار گرفته است كه عدم توازن مخاطي مرتبط با بيماري عشق با مشغول شدن فكر به معشوق شدت مي يابد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;وسواس علت اصلي چند نشانه بيماري در بدن است: بيخوابي و بي قراري  ( در مورد خود من قرين به 17 سال است كه از لذت شيرين خواب در شب محرومم و هرگز نمي توانم كه شب بخوابم)تقريبا همواره با تفكر وسواس گونه همراه است. وسواس فكري اثر مخربي از خود به جاي مي گذارد و مدارهاي عصبي را در مغز پشت سر هم از كار مي اندازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;ريشه واژه &quot; وسواس &quot; كلمه لاتين Obsidese است كه معناي &quot; محاصره كردن &quot; را مي دهد.  اين كلمه ويژگي  اصلي تجربه وسواس گونه را  كه همانا احساس در دام افتادگي است، بازتاب مي دهد. اين احساس در ادبيات عشق كه در آن اغلب از استعاره هايي مثل به دام انداختن و محبوس شدن استفاده مي شود، به وضوح آشكار است. مردم &quot; اسير عشق &quot; يا &quot; زنداني عشق &quot;  مي شوند و دل هايشان &quot; تسخير شده&quot; ، &quot; در زنجير عشق اسيرمي شوند &quot; و به گروگان گرفته مي شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;نظر اشپرنيگر و كرامر(راهب فرقه دومنيك) اين است كه عشق غير عادي سه دليل مجزا دارد كه يكي طبيعي و دو تاي ديگر فوق طبيعي است. علت طبيعي &quot; كنترل نكردن چشم ها &quot; است (منظور ميل جنسي). علل فوق طبيعي &quot; اغواي شياطين &quot; و &quot; افسون ساحران زن &quot; است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عشق غير عادي شباهت شگفت انگيزي به عشق در نظر اول پيدا مي كند. اين عشق داراي عنصر اجبارهم هست چون افراد مبتلا به عشق غير عادي اغلب اجبار مقاومت ناپذيري در خود براي دنبال كردن كساني كه عاشق شان شده اند، احساس مي كنند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اشپرنيگر و كرامر آشكارا بيشتر به علل فوق طبيعي عشق غير عادي پرداخته اند تا علت طبيعي آن و به خواننده هشدار مي دهند كه : &quot; ساحران قادرند اذهان مردان را با عشقي غير عادي به زنان غريبه آلوده كنند و بنابراين دل هاي آنان به قدري به جوش و خروش مي آيد كه ديگر با هيچ شرم يا تنبيهي، هيچ كلمه اي و هيچ كاري، خلاصي از آن ممكن نيست. &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بيماري وسواس در 200 سال گذشته در شكل هاي تشخيصي بسياري كه به ندرت نامگذاري مي شوند، ظاهر شده است مانند شيدايي متمركز، ضعف رواني ، عقايد تثبيت يافته و تعهدات اجباري.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اختلال وسواس اجباري را با گروهي ديگر از مشكلات مي توان ديد كه عبارتند از: &lt;FONT color=#ffff00&gt;اصرار به نظم يا تقارن (رديف كردن وسايل شخصي)، اصرار به حفظ و نگهداري اشياء - ناتواني دردور انداختن اشياي بي ارزش( در مورد خود من شايد برايتان جالب باشد كه اگر به عنوان مثال بگويم كه بيش از 15 سال است كه آدامس يا كيف پول و در كل حتي جزئي ترين هديه از طرف كسي كه عاشقانه يا حتي دوستانه دوستش مي داشتم را  نگهداشته ام) و افكار خرافاتي (مثلا حدس زدن و گمان زياد درباره اهميت اعداد خوش يمن و بديمن).&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;اين رفتارهاي وسواس گونه هنگام بروز، معمولا آئيني مي شوند . آنها بايد به طريق خاصي و حتي در موقع خاصي اجرا شوند تا طبق معيار سخت گيرانه خاصي باشند تا بنوانند اضطراب را كاهش دهند&lt;/FONT&gt;( در مورد خود من جهت روشن شدن موضوع بيان مي دارم كه مثلا در موقع قرار به ساعت خاصي و نوع لباس خاصي و... اعتقاد و عادت داشتم . من مي بايست با وسواس خارق العاده اي اين امر را دنبال مي كردم و اگر روزي كوتاهي مي نمودم معتقد بودم كه اتفاقي خواهد افتاد و همين گونه هم بود. من به حدي دوست مي داشتم و عشق مي ورزيدم كه حتي بسياري از اين افكار و خرافات من بيشتر به حالت معجزه اي شباهت داشت. من در بعضي از مواقع قادر بودم كه اتفاقات اينده يا زندگي خود را پيش بيني كنم).&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#99ff00&gt;شما خواننده عزيز حتما آپ هاي قبلي مرا دنبال كرده ايد. اين كه چرا نام وبلاگم را به اين نام - زنجير عشق - گذاشته ام را در آپ سوم يا چهارم خود برايتان شرح داده ام كه بي شك به يك معجزه شباهت داشت. من نسبت به سالروز خاطره هايم بسيار وسواس داشتم . بعنوان مثال، اگر  درفلان روز در محل خاصي با او بودم يا اتفاق خاصي مي افتاد بسيار حريص و مصربودم تا در سال بعد در چنين روزي حتي ساعت و دقيقه اي آن خاطره برايم تكرار شود. من حريصانه دوست مي داشتم و ديوانه وار به حد پرستش عشق مي ورزيدم؛ آن قدر شديد و پر شور كه وقوع چنين اتفاقاتي برايم يك امر طبيعي بود بدبن معني كه كارهاي روزمره من شده بودند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;اما مشابهت بين بيماري وسواس و وسواس در زمينه عشق تا چه حد است؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;آشكارترين مشابهت بين آن دو در اين است كه بيماران وسواسي و افراد عاشق ظاهرا قادر به كنترل افكار خود نيستند. افكار و تصاويري را كه وارد آگاهي مي شود نمي توان حذف كرد. اگر چه اين تجربه در ابتدا براي عشاق لذت بخش است، اما خيلي زود براي آنها مسئله ساز مي شود. بيماران وسواسي اغلب در انجام وظايف روزانه دچار مشكل هستند چون حواس آنها هميشه با فعاليت دروني اي پرت مي شود. همين مسئله در مورد عاشقان هم صادق است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;گابريل گارسيا&lt;/FONT&gt; در رمان بي نظير خود؛ &lt;FONT color=#ffcc33&gt;عشق سالهاي وبا،&lt;/FONT&gt; كه مضموني عاشقانه دارد و متعلق به زمان هاي گذشته است، بما هشدار مي دهد كه وقتي وسواس ذهني را اشغال كند، تا ابد در آن مي ماند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;&quot; از طرف ديگر، فيورنتينو آريزا، فكر كردن درباره آن لحظه منحصر بفردي را كه فرمينا دازا او را پس از مدت ها روابط عاشقانه پردردسر ترك نكرد، رها نكرد يعني درست پنجاه و يك سال و نه ماه و چهار روز قبل . او در زندان مجبور نبود چوب خطي داشته باشد و با آن به ازاي هر روز خطي روي ديوار بكشد چون حتي يك روز هم بدون ياداوري معشوقش نگذشت. &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;روانكاري به نام ايروين يالوم در كتاب خود، جلاد عشق، موردي را توصيف مي كند كه در آن زني هفتاد ساله به نام تلما بعد از 27 روز روابط عاشقانه داشتن  با مردي جوان تر از خود، كاملا نسبت به او وسواس پيدا كرد. مدت ها پس از پايان رسيدن آن رابطه ، فكر وسواس گونه عليرغم نبود هيچ تماس يا برخوردي ادامه پيدا كرد. در يكي از جلسات اوليه روانكاري ، او بدين صورت اعتراف كرد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;&quot; 8 سال فكر كردن درباره او را رها نكردم. صبح ها ساعت هفت كنجكاو بودم ببينم كه بيدار شده است و شب ها او را تصور مي كردم كه دارد حريره جودوسر مي خورد. وقتي در خيابان قدم مي زدم، دنبال او مي گشتم. گاهي به اشتباه فكر مي كردم كه او را ديده ام و به طرف غريبه اي هجوم مي آوردم و به او سلام ميكردم. درباره او رويا مي بافتم. در ذهنم هر لحظه از ديدارهاي مان را در ظرف آن 27 روز بازسازي مي كردم. در واقع ، اكثر اوقات زندگي من با اين روياها ادامه يافت. به ندرت به انچه كه در زمان حال مي گذرد، توجه مي كنم. زندگي 8 سال قبل زيسته شده است. &quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اگر چه كنش وسواس حوزه مشترك اصي بين عاشقان و بيماران وسواسي است، با اين حال شباهت بين اين دو بسيار بيش از اينهاست. عاشقان پيش از رفتن به سر قرار، به آيين هاي شور و شعف و تميزكاري بسياري مي پردازند. براي آماده شدن، توجه زيادي به پاكيزگي شخصي مي كنند و همان مدتي را صرف حمام كردن خود مي كنند كه بسياري از بيماران وسواسي از ترس آلودگي در حمام مي مانند. عاشقان به هنگام دور بودن از شريك زندگي شان اغلب اجبار شديدي براي برقراري مجدد ارتباط با آنها در خود احساس مي كنند. اجبار مزبور با شدت بيشتري بر مي گردد. عاشقان غرق افكار خود مي شوند و درباره &quot; به سرانجام نرسيدن &quot; رابطه شان بشدت نگران هستند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;عاشقان بسيار خرافاتي هستند. آنها به طور معمول اهميت خاصي براي تجارب شانسي قائل اند. عاشقان رستوران ها، ميزها و نوشيدني هاي خاص خود را دارند. مراسم و آئيني كه در روزهاي خاص بايد تكرار شود. انها اشياي بي ارزشي مثل در بطري نوشيدني، فندك سيگار و تي شرتي كهنه را پيش خود نگه مي دارند. فكر دور ريختن اين اشياء مقدس عشق، ظاهرا نوعي تجاوز به مقدسات و نوعي خيانت است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قهرمان كتاب &lt;FONT color=#ffcc33&gt; غم هاي ورتر جوان، &lt;/FONT&gt;وابستگي بي همتا و غير عادي خود به تكه اي از لباس  را اين طور وصف مي كند:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt;&quot; براي من ارزش درد جدايي را داشت اما بالاخره تصميم گرفتم ديگر آن كت فرسوده آبي را كه در موقع اولين رقصم با لوته بر تن داشتم، نپوشم. ديگر كاملا غير قابل پوشيدن شده بود. هنوز يكي ديگر مثل آن دارم. درست مثل آن يكي، با يقه اي رو به پائين، و همان كت بي آستين و ساغرهاي چرمي. اما احساس خوبي نداشتم. نمي دانم شايد وقتي بزرگ تر شوم، احساس بهتري نسبت به آن داشته باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گوته ( از خلال شخصيت ورتر) آشكارا نشان مي دهد كه براي عاشقان جدايي از چيزهايي كه تداعي كننده عشق آنهاست، چه قدر سخت است. تو گويي اين نشانه هاي ارتباط نوعي بسط جسماني معشوق هستند، مالكيت آنها حتي در صورت غيبت معشوق، نقطه تماسي براي شان فراهم مي آورد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از شگفت انگيز ترين جنبه هاي بيماري وسواس كه ارتباط نزديكي  با فكر خرافاتي دارد، پديده اي است كه به آن&quot;پيوند فكر و عمل&quot; ميگويند. عاشقان اغلب بسيار شبيه به پيوند فكر و عمل را تجربه مي كنند كه معمولا بصورت آرزويي خود را نشان مي دهد. &lt;FONT color=#99ff00&gt;يك عاشق در مراحل اوليه يك رابطه عاشقانه، احتمالا سعي مي كند شانس برخورد اتفاقي  با معشوق را صرفا با فكر كردن درباره او امتحان كند. به جاي اين فكر كه &quot; اميدوارم امروز در ايستگاه اتوبوس باشد &quot; به خودش مي گويد: &quot; آن جا باش، آن جا باش، آن جا باش.&quot;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;بيماران وسواسي از بدگماني زياد گله دارند و تقريبا به همه چيز شكاك هستند. حال چه دستان شان را به اندازه كافي شسته باشند، چه نشسته باشند. خواه وسيله برقي را خاموش كرده باشند، خواه نكرده باشند. چه خاطرات شان  قابل اطمينان باشد، چه نباشد. چه احساسات شان قابل اطمينان باشد، چه نباشد و خواه انجام آئيني وسيله اي براي تصور كردن خطر باشد، خواه نباشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;بدگماني تعميم يافته يكي از مشخصه هاي اصلي عشق هم هست چيزي كه مورد ستايش استاندال بود؛ كسي كه شك و بدگماني را ششمين مرحله از مراحل هفتگانه نظريه عشق خود معرفي كرد. عاشقان هم مثل بيماران وسواسي دائم از خودشان مي پرسند:&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;آيا خوب به نظر مي رسم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt; آيا بايد آن حرف را مي زدم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt; منظور او چه بود؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;آيا دارم چيزها را با عجله مي گويم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;آيا بايد برايش يادداشتي بفرستم؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;آيا از احساس من خبر دارد؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;عاشقان بويژه عاشقان نامطمئن غلب در جريان مداومي از زير سوال بردن خود به سر مي برند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بدگماني شديد، هم در مردان و هم در زنان، تقريبا هميشه با وارسي زياد همراه بوده است. جنين افرادي معيارهاي زيبايي شناختي سختگيرانه خود را نه تنها نسبت به خود، بلكه نسبت به ديگران و جهان هم به كار مي گيرند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;وقتي عاشق مي شويم، وسواس پيدا مي كنيم، مي شوئيم، جارو مي كنيم، خودمان را وارسي مي كنيم، شخصيت معشوقه مان را بررسي مي كنيم و با هم شروع به جمع آوري اشياء مربوط به عشقمان مي كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;وقتي پيش از رفتن به سر قرار براي اولين بار، جلوي آينه و حمام مي ايستيم، خود را با آب و صابون مي شوئيم و به خودمان عطر و آدكلن مي زنيم، در واقع كاري را تكرار مي كنيم كه پيش تر ضمن كشتن شپش ها و گردگيري مي كرديم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;وسواس هرگز با وصلت خيالي ارضاء نمي شود. خيال پردازي ها حتي اگر عاشقانه و دلپذير باشند، باز به تجربه اي توام با شكنجه منتهي خواهد شد. بنابراين عاشق وسواسي مجبور است به دنبال &quot; چيز واقعي &quot; و معشوق واقعي باشد، شكل جسماني اصيلي كه تمام تصاوير خيال پردازانه از آن تقليد مي كنند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;در ذهن يك آدم وسواسي، زيبايي كامل در جهان مادي وجود دارد. عشق نه بر گستره اي عرفاني و معنوي، بلكه روي زمين به كمال مي رسد، جايي كه بتوانيم ضربان قلب انسان ديگر را لمس و حس كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;تمايل به بودن با معشوق تنفس همان هوايي كه او در آن نفس مي كشد و گرم شدن با همان آفتابي كه او را گرم مي كند، عقل و خرد را كاملا تحت الشعاع خود قرار مي دهد.عاشق وسواسي بارها به ديدار محل هايي خواهد رفت كه احتمال دارد معشوق يا معشوقه اش را در آن جا ملافات كند. حتي وقتي شانس چننين ديداري بسيار پايين باشد، اين تلاش باز احساس رضايت بخشي به او مي دهد. گاهي صرفا ايستادن در پياده رو يا قدم زدن در طول جاده اي كه معشوق اخيرا يا روزي درآن جا بوده است كافي است تا احساسي از ارتباط جسماني به او دست دهد. عاشقان قادرند براي لمس درخت يا مجسمه اي كه زماني نوك انگشتان معشوق آن را لمس كرده، كيلومترها سفر كند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مسلما اكثر موارد فوق الذكر براي اكثر شما دوستان عاشق من نيز رخ داده است، همان گونه كه به كرات براي خود من اتفاق افتاده است. براي شخص خود من واقعيات واقعي و مستند بي شماري در مورد حتي حرف حرف آنچه را كه تا كنون خوانده ايد، وجود دارند. مني كه حتي لحظه اي از زندگي ام بدون عشق سپري نشده است و زندگي خود را  با تمام وجود و به مفهوم واقعي كلمه نثار عشق مي كردم. من نسبت به همه چيز وسواس خارق العاده اي داشتم. مو به موي وقايع خاطراتم را بايد مي نوشتم؛ به گونه اي كه حتي حرفي نيز از سخنان ما در هر قرار و ملاقاتي ، هرگز از قلم نيفتاد. خود من بارها و بارها از تمام مكانهايي كه قبلا با او بوده ام ، به كرات ديدن كرده ام. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;عشق از ديدگاه من يعني زيستن، يعني زنده بودن و زندگي كردن. تا وقتي عشق هست زندگي ميكني و زماني كه عشق نباشد ، همه چيز بي روح و بي جان و مصنوعي بنظر مي رسد. عشق معناي تمام و كمال زندگي است و بي عشق يعني مردن. و به راستي كه همه ما در زماني زيسته ايم و خواهيم زيست كه عاشق بوده ايم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;بار ديگر تاكيد ميكنم كه عشق عالي ترين آرمان و برترين احساس موجود است. عشق همه چيز است و بدون عشق اصلا زندگي نيست. به عقيده من خوشبختي واقعي تنها و تنها در سايه عشق و محبت و نيكي به ديگران به كمال مطلوب و واقعي خواهد رسيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قهرمان برساخته ديكنز يعني ديويد كاپرفيلد كه در حسرت يك نگاه دورا به سر مي برد چنين مي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;&quot; روزانه كيلومترها به اميد ديدن او راه مي روم. اطراف خيابانهايي كه بهترين فروشگاه هاي مخصوص خانم ها در آن قرار داشتند، قدم زدم.مثل روحي سرگردان بارها به بازار رفتم، خسته و كوفته بارها از پارك گذشتم تا اين كه بالاخره كاملا از رمق افتادم.&quot; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مثل سايه دنبال كردن معشوق كار خطرناكي است. از اين كارهاي افراطي عاشقانه، اين كار رفتاري است كه بيشترين ترس و دلخوري را سبب مي شود. اگر &lt;FONT color=#66ffff&gt;چه از نظر عاشق ، دنبال كردن عملي وفادارانه و براي ابراز محبت است، اما به سادگي مي شود آن را تجاوز ناخوشايند به خلوت زندگي يا حتي تجاوز به عنف تعبير كرد. تعقيب اجباري يكي از نشانه هاي اصلي بيماري عشق است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;  &lt;FONT color=#ffff33&gt;وسواس تكيه گاه عشق پرشور است، اما ما هرگز نبايد ميراث روابط ناگوار آن را از ياد ببريم. هر وسواسي ديو خفته اي را پنهان مي كند و ديو به سادگي تحريك مي شود.&lt;U&gt;&lt;/U&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 13 Oct 2009 14:16:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نغمه ها</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;خسته و کوفته، بسوی بستر خود می شتابم تا مگر از رنج سفر که تنم را فرسوده است بیاسایم. اما در بستر خواب ، روز تازه ای در سفر من اغاز می شود، زیرا پس از کار تن، نوبت کار فکر فرا میرسد. &lt;FONT color=#99ff00&gt;روح من از اقامتگاه دور افتاده ام چون زائری پارسا رو بقبله وجود تو می اورد و دیگان خواب الود مرا در دنیای تاریکی که قلمرو برگزیده کوران است گشوده نگاه می دارد. اما من در تاریکی ، با چشم دل جمال دلارای تو را می بینم که چون گوهری شب چراغ در ظلمتی گوراسا می درخشد و چهره شب تیره را با زیبایی خود جوان می کند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff33&gt;دلدار من!&lt;/FONT&gt; حالا می بینی که هم  در روز تن من از رنج کار میفرساید و هم در شب، روح و دلم از عشق تو آرام ندارد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ffcc&gt;وقتیکه از دست طالع ناسازگار و تنگ نظری مردمان جهان در گوشه تنهایی دست به گریه میزنم و از سرشت غم انگیز خویش می نالم، وقتیکه از جور اسمان ستمکار که گوش به ناله های بیهوده من نمیدهد شکوه میکنم، وقتیکه حال زار خود را می بینم و بر اقبال بد خویش لعنت میفرستم و آرزو میکنم که چون مردم خوشبخت امیدی در دل و یارانی در گرد خود داشته  باشم، وقتیکه آرزوی هنرمندی هنرمندان میکنم و حسرت رفاه ان کسانرا میخورم که می توانند جمله هوسهای خود را به آسانی براورند، وقتی به همه این اندیشه های دور و دراز که مرا از خودم بیزار میکند فرو میروم،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ffcc33&gt;ناگهان یاد ارزوی دلارای تو میکنم و روح من چون سحرگاهان که جمال بامدادی را ببیند و نغمه شادی سر دهد، از زمین تیره و ترشرو روی بجانب آسمان درخشان میکند و سرود امید میخواند، زیرا انوقت که یاد عشق تو میکنم خود را چنان توانگر می یابم که مقام خویش را با همه شاهان جهان برابر نمی نهم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff33&gt;وقتی که خاطرات گذشته در دل خاموشم بیدار می شود، بیاد آرزوهای در خاک رفته آه سوزان از دل بر می کشم و غمهای کهن ایام از دست شده را در روح خود زنده میکنم. با دیدگان اشکبار یاد عزیزانی میکنم که دیری است اسیر شب جاودان مرگ شده اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;یاد از غم عشق های در خاک رفته و یاران فراموش شده میکنم&lt;/FONT&gt;. رنجهای کهن دوباره در دلم بیدار می شوند، افسرده و نومید، بدبختی های گذشته را یکایک از نظر میگذرانم و بر مجموعه غم انگیز اشکهایی که ریخته ام مینگرم و دوباره، چنانچه گویی وام سنگین اشک های زندگی را نپرداخته ام، دست بگریه میزنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamid0007.persiangig.com/29qjccz.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;اما، &lt;FONT color=#66ff66&gt;محبوب عزیز من،&lt;/FONT&gt; اگر در این میان یاد تو کنم، غم از دلم یکسره بیرون میرود؛ زیرا حس میکنم که در زندگانی هیچ چیز را از دست نداده ام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بارها سپیده درخشان بامدادی را دیدم که با نگاهی نوازشگر بر قله های کوهساران می نگریست، گاه با لبهای زرین خود بر چمنهای سرسبز بوسه میزد و گاه با جادوی آسمانی خویش ابهای خفته را به رنگ طلائی میآراست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بارها نیز دیدم که ابرهای تیره چهره فروزان خورشید آسمانی را فرو پوشیدند و مهر درخشان را واداشتند تا از فرط شرم چهره از زمین افسرده بپوشاند و در افق مغرب ناپدید شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff99&gt;خورشید عشق من نیز چون بامدادی کوتاه در زندگی من درخشید و پیشانی مرا با فروغ دلپذیر خود روشن کرد. اما افسوس ! دوران این تابندگی کوتاه بود، زیرا ابری تیره روی خورشید را فرا گرفت. با این همه در عشق من خللی وارد نشده، زیرا می دانستم که تابندگی خورشید های زمین نیز چون خورشید آسمان پایندگی ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گناه خودپسندی بر دیدگان من، بر روح من، بر سراپای من استیلا یافته چنان در دلم  ریشه کرده که داروئی برای درمان این درد نمی یابم. خیال میکنم هیچ چهره ای لطف چهره مرا ندارد، هیچ اندامی به برازندگی اندام من نیست، هیچ رفتاری به آراستگی رفتار من برابری نمیکند. پیاپی، چون مردی که از دور بمن نگرد و در من بجز حسن و کمال نبیند، محاسن خود را برای دیدگانم توصیف میکنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اما همینکه به ائینه خود مینگرم و چهره خویشتن را انچنانکه هست، فرسوده و پرچین می یابم، عشقی را که بخویشتن دارم بصورتی دیگر می یابم، &lt;FONT color=#ccff33&gt;یعنی در انوقت که می بینم با چنین چهره افسرده ای خود را دوست نمی توانم داشت، بجای وصف خود زبان به ستایش جمال دلارای تو می گشایم و با رنگ روغن جوانی تو ، سالخورگی خویش را از نظر خودم می پوشانم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقتی که بمیرم، بیش از ان مدتی که ناقوس مرگ با صدای شوم و تلخ بر بالای سر من طنین می افکند و به جهانیان پیام می دهد که موجودی این جهان زشت را ترک گفته است تا در دل خاک تیره با کرم های زشت تز محشور شود، بر مرگ من مگریید. حتی وقتیکه این اشعار مرا میخوانید از دستی که آنها را نوشته یاد مکنید &lt;FONT color=#66ffff&gt;زیرا من چندان شما را دوست دارم که میخواهم مرا فراموش کنید تا دلهای نازنینتان از یاد من آزرده نشود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اگر در آن هنگام که من در دل خاک تیره خاک شده ام، دیدگان شما بدین شعر من افتد، نام ناچیز مرا بر زبان می اورید، &lt;FONT color=#ffff00&gt;بگذارید مهری که بمن داشتید با زندگانی من پایان یابد تا دنیا از شکوه شما آگاه نشود و پس از مرگ من همراه اسم من، شما را مسخره نکند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamid0007.persiangig.com/xbdcnc.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;دور از تو، ای مایه شادکامی سال های گذران، چه زمستان تلخی بسر اوردم. چه سرمای کشنده ای در روح خود احساس کردم، چه روزهای تیره ای به شام بردم، چه غم خزانی در دل خود و در پیرامون خویش حکمفرما یافتم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با این همه، آن فصلی که از تو دور بودم براستی فصل زمستان نبود، تابستان بود. تابستان زیبا بود که از بهار عاشق پیشه بارور شده بود و چون بیوه زنی که پس از مرگ شوهر در انتظار زادن فرزندی باشد، خزان پربرکت را در دل می پرورانید اما این باروری در نظر من امیدی بیحاصل و زاده عشقی نامشروع بیش نبود، زیرا برای من تابستان و شادمانیهای ان فرع وجود توست. اگر تو از نزد من رفته باشی، حتی پرندگان نغمه سرا نیز برای من آواز نمی خوانند. اگر هم بخوانند آواز انها چنان غم انگیز است که برگهای درختان را از ترس نزدیکی زمستان زرد میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#66ff66&gt;یار زیبای من،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ffff33&gt;در نظر من تو هرگز پیر نمی شوی، زیرا زیبایی تو هنوز در دیده من مثل نخستین روزی که دیدگان ترا دیدم، در حد کمال است. با این همه از ان روز تاکنون  &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;بیست و یک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بار سال عوض شده، &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;بیست و یک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بار زمستانهای سرد جامه فاخر تابستان را از تن درختان جنگل به در اورده اند. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;بیست و یک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بار بهاران سرسبز و با شکوه جای خود را به خزان های افسرده و زرد روا داده اند. &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;بیست و یک&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; بار تابستان سوزان عطرهای اردیبهشتی را از گلزار ها ربوده است. اما در همه این مدت نهال زیبایی تو همچنان سرسبز و گل روی تو همچنان عطر فشان بوده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; با این همه ، زیبائی چون عقربک ساعت پیوسته روی صفحه ایام میلغزد و ارقامی را که نمودار گذشت عمر است در پشت سر میگذارد، جمال زیبای تو نیز که در نظر من همیشه تر و تازه می نماید، در تغییر است و فقط دیدگان منند که از درک این نکته ناتوانند. &lt;FONT color=#66ff99&gt;اگر راستی چنین باشد، ای روزگار آینده که هنوز پا به هستی نگذاشته ای، بدان که پیش از تولد تو کسی در خاک رفت که جمال او حد اعلای زیبائی آدمیزادگان بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamid0007.persiangig.com/140x45e.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;پی نوشت:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff00&gt;برای وبلاگ های بعضی از دوستان دیگه کامنت نمی زارم هر چند می خونمشون به این دلیل که وقتی که دارم وقت می زارم و برای نوشته های شما اهمیت و ارزش قائلم و شما یا نیستی و یا به ندرت آفتابی می شی این به این معناست که ممکنه از امدن من و برات کامنت گذاشتن راضی نباشی. هدف من  جمع کردن نظر و افزایش ان نیست.  حتی اگه هیچ کسی کامنتی هم نذاره تا وقتی که بتونم بخاطر هدف و علاقه ای که دارم به نوشتن ادامه میدم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آداب و فرهنگ وبلاگ نویسی و وبلاگ خوانی را خیلی از ما رعایت نمی کنیم. فراموش نکنیم در این دنیای مجازی همه ما به همدلی و کمک و دلگرمی هم نیاز داریم. می تونیم با مساعدت و کمک همدیگه تجربه ها و دستاوردهای تازه تری رو کسب کنیم و در نتیجه بهتر زندگی کنیم. می تونیم  با سهیم کردن افکار و خردمون در بهبود زندگی خود نقش موثری رو ایفا کنیم. می تونیم با بهره بردن از تجارب همدیگه و درس هایی که می گیریم بینش و نگرش خودمون رو نسبت به زندگی و دنیا و اطرافیانمان تغییر بدیم و دنیا و زندگی را زیباتر و بهتر از انچه که هست ببینیم. برای نوشته های دیگران ارزش و احترام قائل باشیم. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;شاید خیلی ها از این گفته من خوششون نیاد اما تنها انسانهای &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;مغرور و خودخواه و خودبین و خودمحور  و یا حسود&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; ( یه عده مستثنی از این هستند  سوء تفاهم پیش نیاد)می تونن ارزش و احترامی که دیگران براشون قائل میشن رو نادیده بگیرن. وبلاگی رو که میخونین ، کتابی رو که مطالعه می کنید ، فیلمی رو که تماشا می کنید یقین داشته باشید چیزی برای اموختن و تجربه کردن داره. سرسری از کنار چیزی نگذرین اگه که میخواین عمر و زندگی مفید و موثری رو داشته باشین. و در نهایت ان چه را که برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و انچه را که برای خود روا نمی داری برای دیگران نیز روا مدار. و از شما دوست عزیزی که قدم رنجه می کنی و به وبلاگ محقر من میای لطفا از نظرات کلیشه ای و جملات کلیشه ای و مضحک به به چه وبلاگ زیبایی داری حتی بدون این که مطلب رو خونده باشی  و امثالهم خودداری کنید. از توجه همگی شما ممنون و سپاسگزارم.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i24.tinypic.com/2dtosis.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i24.tinypic.com/2dtosis.gif&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 16:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از همدردی شما دوستان عزیز ممنونم</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#00ff66&gt;&lt;STRONG&gt;سلام دوستان عزیز!&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/24.gif&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff00&gt;از همه شما دوستان خوب و عزیزی که با من همدردی کردین و برای پسرم خالصانه دعا کردین صمیمانه و خالصانه تشکر می کنم. کامنت های شما باعث تسلی و امید و دلگرمی من بود. ببخشید که باعث رنجش و نگرانی شما شدم. به لطف و کرم پروردگار و دعای خیر شما دوستان عزیز حال پسرم خیلی خوبه و خطر رفع شد. شکستگی کتف و زخم ها و کوفتگی ها و بخیه هایی سرش  نیاز به زمان داره تا کاملا خوب بشه. اما خوب نگرانی که بابت عمل سرش بود منتفی شد و روز به روز داره بهتر میشه. میدونم که فقط یه معجزه و لطف خدا  بود و گرنه با این شدت تصادف ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc00&gt;خدا را شاکر و سپاسگزارم که این بار هم لطف و مرحمت و بخششش شامل حال من و پسرم شده. دعاهای شما هم در سلامتی پسرم مسلما بی اثر نبوده. از همگی شما ممنونم. اشالله که همیشه تندرست و سالم باشین و خداوند عزیزان و فرزندان شما را براتون نگه داره.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 07 Oct 2009 17:26:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پسرم رو دعا کنید!</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00ff99&gt;سلام دوستان عزیز!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#00ff99&gt;&lt;STRONG&gt;با قلب پاکتون برای پسرم اقا رضا( علی) دعا کنید&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;.&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;دیروز یه موتوری بهش زده. دعا کنید نیاز به عمل نداشته باشه و خوب بشه. از همتون  بی نهایت ممنونم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;خدایا شکرت. رضایم به رضای تو. خودت میدونی  که &lt;FONT color=#ccff33&gt;رضای &lt;/FONT&gt;من هدیه امام رضاست. مرگ و زندگی در دست توست. خودت دادی خودت هم می تونی هر وقت اراده کنی از من بگیریش. سلامتی پسرم رو از تو میخوام و اقا امام رضا. خدایا به بزرگی و عظمت و لطف و کرم بی پایانت به همه دردمندان و بیمارن...به همه انهایی که در بیمارستانها در بدترین شرایط بسر می برند و و والدینشون امید و تکیه گاهی جز تو ندارند  به همشون شفا و سلامتی عنایت کن. می دونم و ایمان دارم تا تو نخوای برگی از درختی نمی افته. خدایا بخاطر همه داده هات و نداده هات شکر.&lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=18 src=&quot;http://blogfa.com/images/smileys/28.gif&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 21:32:48 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چگونه به ارامش ذهنی و درونی برسیم؟ _ قسمت چهارم</title>
<link>http://lovechain.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://hamid0007.persiangig.com/1%20%281%29.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;با بالا رفتن سن كم كم ارزش هاي بزرگ تر ها در ما نفوذ مي كند، ارزش هايي كه تاكيد آن بر مبناي تعميم دادن گذشته به حال و پيش بيني آينده است، براي اكثر ما دشوار است كه حتي كمي از ارزش و اعتبار مفهوم گذشته، حال و آينده را زير سوال ببريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT color=#99ff00&gt;ما بر اين باوريم كه &lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;STRONG&gt;گذشته&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt; بدون كوچك ترين تغييري در آينده تكرار خواهد شد. در نتيجه معتقديم كه  در جهان خوفناكي زندگي مي كنيم كه دير يا زود رنج، ناكامي، كشمكش ، افسردگي  و بيماري از راه خواهيد رسيد. وقتي به احساس گناه و ناراحتي هاي گذشته مي چسبيم و به آنها مجال جولان مي دهيم، طبيعي است كه وسوسه مي شويم. براي آينده نيز طرح مشابهي در ذهن بريزيم. در چنين شرايطي آينده و گذشته يكي مي شوند.&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ffff00&gt;وقتي باور داشته باشيم كه گذشته خوفناك حقيقت محض است و فراموش كنيم واقعيت وجودي ما عشق است و اين كه عشق در همين لحظه حال حي و حاضر است، خود را به موجودي بي پناه و آسيب پذير مبدل مي كنيم و دائما  منتظريم كه گذشته باز تكرار شود. در نتيجه همان چيزي را مي بينيم كه انتظارش را داريم، و آن چه را كه انتظارش را داريم چيزي است كه طالب آنيم و زمينه را براي به وقوع پيوستن آن مهيا مي كنيم. در نتيجه حس گناه و ترس هاي گذشته دائما بازيافت مي شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;يكي از راه هاي رهايي از &lt;FONT color=#ffcc33&gt;&quot; زباله هاي باستاني &quot;&lt;/FONT&gt; خود تشخيص اين موضوع است كه فقط اين زباله ها ما را  به آن چه مي خواهيم نمي رساند. وقتي درك كنيم كه بازيافت اين زباله ها هيچ ارزشي ندارد، مي توانيم سدها را از ميان راه مان كنار زنيم. دقيقا در زمان حال ببخشيم و عشق ورزيم. تنها از اين راه است كه مي توان به شادي  حقيقي رسيد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;بياموزيم كه : مشغوليت ذهني مان به &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;گذشته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; و تعميم آن به آينده، هدف مرا براي رسيدن به ارامش در زمان حال، سركوب مي كند. گذشته پايان يافته و آينده هنوز نرسيده است. آرامش را نه در گذشته و نه در آينده بلكه تنها در زمان &lt;I&gt;حال&lt;/I&gt; مي توان جست و جو كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;من مصمم بي آن كه به گذشته يا آينده بيانديشم، فقط در حال زندگي كنم. من به خود يادآوري خواهم كرد: اين لحظه تنها زماني است كه در اختيار دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ترس و عشق، احساس گناه و عشق در يك جا نمي گنجد. &lt;FONT color=#66ffcc&gt;با دائم مرور كردن گذشته، خود را برده زمان مي سازم. با بخشش و رها كردن گذشته، خود را ازبار تجربيات دردناكي كه با خود حمل كرده و به زمان حال آورده ام، آزاد مي كنم. حالا حق من است كه رها از گذشته تحريف گر خود، خواهان موقعيت هايي براي رسيدن به آزادي باشم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#00ff99&gt;اكثر ما با نظام اعتقادي خاصي روزگار مي گذرانيم. ما معتقديم كه شادي يا ناشادي مان تا حدود زيادي به  امكانات محيط بيرون با عكس العمل هاي سايرين نسبت به ما ، وابسته است. غالبا احساس مي كنيم كه شادي ما به شانس هاي خوب يا بدي بستگي دارد كه خارج از حيطه اختيارات و مسئوليت هاي ماست. اگر ما فراموش مي كنيم ذهن مان را به گونه اي تربيت كنيم كه بتواند برداشت هاي ما را از جهان و محتويات درون آن به شكل درستي تغيير دهد. فراموش مي كنيم كه رسيدن به آرامش ذهن موضوعي دروني است و به ياري داشتن ذهني آرام است كه مي توان برداشت و تغييري صلح اميز نسبت به جهان اختيار كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt;وقتي با &lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;حوادث گذشته&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; زندگي مي كنيم يا رخدادهاي آينده را پيش بيني مي كنيم، زندگي را به قلمرويي از اوهام و خيالات محدود مي كنيم. تمام چيزهاي حقيقي زندگي تنها در زمان حال قابل تجربه است. وقتي كه سعي مي كنيم در زمان حال خاطرات حوادث گذشته را – چه شاد و چه ناشاد ــمرور كنيم، امكان رسيدن به تجربيات بكر و تازه را از خود مي گيريم. در نتيجه با رخدادهاي واقعي زمان حال دائما در كشمكش هستيم و نمي توانيم از فرصت هايي كه براي شاد بودن سر راهمان قرار مي گيرد، استفاده كنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffcc33&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هر زمان احساس كرديد چيزي يا كسي آرامش تان را تهديد مي كند با خود تكرار كنيد كه: &lt;FONT color=#ffff33&gt;من به جاي نابساماني ناشي از ترس ، انجام نشات گرفته از آرامش را برميگزينيم. مي توانم بجاي اين، آرامش را تجربه كنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#99ff33&gt;اگر مسائل زندگي را مشكل قلمداد نكنيم بلكه آن ها را فرصت هايي براي آموختن ببينيم، پس ازفراگرفتن درس هاي مان احساس شادي و سعادت و خوشبختي خواهيم كرد. درس هاي زندگي مان هرگز به ما رخ نمي نمايند مگر اين كه آمادگي آموختن شان را در خود ايجاد كرده باشيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;در ذهنم افكاري وجود د ارند كه مي توانند باعث آزارم شوند يا مدد رسان من باشند. اين، من هستم كه دائما محتويات ذهنم را بر مي گزينم چرا كه هيچ كس ديگري قادر به انجام چنين انتخابي براي من نيست. اين، من هستم كه مي توانم افكار آكنده از عشق و محبت را برگزينم و هر چيز ديگري را از ذهن بيرون بريزم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffff00&gt;مسئول هر آن چه مي بينم خود من هستم، اين من هستم كه نوع احساساتي را كه تجربه مي كنم برمي گزينم، و من هستم كه اهدافم را انتخاب مي كنم. و هر چه را كه برايم اتفاق مي افتد، خودم هستم كه طلب مي كنم. من همان چيزي را دريافت مي كنم كه خود طلب كرده ام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#33ff99&gt;بياييد با پايمردي به جاي انتخاب همزمان هدف هاي متعددي كه نتيجه اي جز برانگيختن كشمكش هاي دروني نخواهد داشت، رسيدن به آرامش را يگانه هدف خود بدانيم. بياييد بخشيدن و بي گناه ديدن يكديگر را تمرين كنيم. بياييد حال رابه ديده مهر و محبت بنگريم و درك كنيم كه در برگيرنده دانشي است كه صحت و درستي آن هميشگي و ناميراست. بياييد همواره در پس ايجاد و تحول در خود باشيم، تحولي كه در آن تنها به &lt;FONT color=#ffcc33&gt;دادن&lt;/FONT&gt; توجه داشته باشيم و &lt;FONT color=#ffcc33&gt;نه به گرفتن&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#ccff33&gt;بياييد درك كنيم كه چون پيكري واحد، و باهم متحديم و بدين طريق با نور عشقي كه از وجودمان ساطع مي شود جهان را روشنايي بخشيم. بياييد كه دريابيم كه جوهر اصلي سرشت ما عشق است و در نتيجه نور و مايه روشنايي دنيا خود ما هستيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 21:18:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=lovechain&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>lovechain</dc:creator>
<guid>http://lovechain.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
