تبليغاتX
زنجیر عشق
در باب عشق و زندگی - ازدواج و مسائل زناشویی
 حقایقی درباره مشکلات زناشویی مردان و زنان_ قسمت دوم

سلام دوستان عزیز

از دوستان عزیزی که با همسران خود مشکل دارند توصیه می کنم حتما پست های مربوط به مسائل زناشویی و ازدواج را دنبال کنند و حتما کتابهای دی انجلیس باربارا را هم مطالعه کنند.ضمنا از طولانی بودن پست ها پوزش میخوام. دوستان عزیز مطالب را در حالت افلاین بخونن. از توجه شما متشکرم

دلایلی وجود دارد که همسر ما ما را دوست ندارد و به حد کافی بما عشق نمی ورزد:

 

  1. به لحاظ روحی – احساسی سرد و کرخت بوده و نمی تواند کسی را دوست بدارد.
  2. بدلیل احساسات سرکوب شده، خشم و انزجار ابراز نشده و یا لطمات و صدمات عاطفی باقیمانده از دوران کودکی سرد و کرخت باشد.
  3. تفاهم کافی ندارد چرا که باندازه کافی دوستمان ندارد.
  4. نیاموخته و نمی داند که چگونه عشق خود را به شما نشان دهد.
  5. شما در پس زدگی عشق مهارت دارید

 

چنانچه مورد شما بدلیل مورد 1 و 3 باشد ، بهبود روابط کار دشواری است و جدایی بهترین راه حل خواهد بود.اگر بعد از چند ماه نتیجه نگرفتید ، متاسفانه تنها دو راه حل فوق را می توانید برگزینید.

 برای بهبود روابط باید لیست تفاهمی از زندگی و روابط خود تهیه کنید. این لیست می تواند موارد زیر باشد:

  1. علاقه شخصی( کوهنوردی، هنر ، پرورش حیوانات، باغداری، موسیقی و غیره)
  2. اطلاعات داده های ظاهری – عملی( سن، قیافه، هیکل، سر و وضع)
  3. بهداشت و سلامت( ورزش، رژیم غذایی، سیگار، مواد مخدر و الکل)
  4. نگرش های فلسفی – اخلاقی
  5. سوابق تحصیلی
  6. استعداد و قریحه در هنر: سرگرمی، لباس پوشیدن و غیره
  7. سبک های اجتماعی ( برون گرایی، درون گرایی، خودانگیختگی و خانواده مداری)
  8. علایق معنوی: روحی و مذهبی
  9. سبک عشقی( مهربانی، عطوفت و محبت، واقع گرا بودن، رمانتیک بودن، و ابرازگر بودن یا نبودن)
  10. اهداف شغلی: مالی و اقتصادی

 

وقتی چنین لیستی را تهیه نمودید مثلا 60 % تفاهم دارید و 40 % عدم تفاهم. ببینید این عدم تفاهم ها چه هستند و چرا و چگونه بوجود امده اند. مسلما اگر بهنگام آشنایی همه این موارد با شناخت و اگاهی کافی در نظر گرفته شود، بعد از ازدواج دیگر با مشکل عدم تفاهم مواجهه نخواهید شد. بعضی از لیست های عدم تفاهم هم ممکن است مهم جلوه ننمایند و می توان انها را نادیده گرفت مثلا ممکن است یکی از موارد عدم تفاهم وضع ظاهری یا نوع پوشیدن لباس باشد که چنین مواردی را می توان نادیده گرفت و بسادگی حل و فصل کرد.

 

هیچ رابطه ای در ابتدا همان محصول نهایی که در آخر از ان انتظار داریم، نیست. بدین معنی که می تواند رشد کند و بهتر شود. بخشی از عشق این است که همسرتان را در راستای رشد شخصی خودش( انگونه که مطلوب خودش نیز هست) حمایت کنید.

بدنبال این نباشید که کسی را پیدا کنید و بخواهید به زور او را تغییر دهید. زمانی که لیست تفاهم را چک کردید و عدم تفاهم داشتید و همسر شما با وجود تلاش و جدیت تمام و کمال شما، هیچ گونه رغبت و تمایلی به بهبود و التیام روابط شما ندارد و نسبت به شما و عشق ورزی به شما بی توجه و بی اعتناست:

  1. خود یا همسرتان را تغییر دهید تا با تصویر ذهنی یکدیگر تطابق و همخوانی پیدا کنید.( منظور این است که یکی از شما باید تغییر کند)
  2. به این رابطه پایان دهید. هر دوی خود را آزاد کنید و هر یک راه خود را بروید و همسری مناسب تر بیابید.

 

 

 

آیا این جملات برایتان اشنا هستند؟

  بسیاری از زنان با اغلب این جملات ارتباط برقرار می کنند چرا که خیلی از زنها با مردهایی هستند که اهمیت کمتری به رابطه و ازدواج شان می دهند. این واقعیت ندارد که مردها اهمیت کمتری برای عشق و روابط قائل هستند، بلکه حقیقت این است ؛ رازهایی در این باره وجود دارد که زنها می بایست انها را بفهمند و درک کنند.

 مردها هویت خود را بیشتر از ناحیه شغل و موفقیت هایشان تعریف می کنند، در حالیکه زنها هویت شان را صرفا بر اساس روابط ( احساسات و عواطف ) خود بیان می کنند.

 

چنانچه مردی نسبت به شغل و توانایی های حرفه ای خود احساس خوبی نداشته باشد، به سختی خواهد توانست توجه خود را بر روابط عشقی و احساسیش معطوف کند.

 چنانچه مرد زندگیتان در رابطه با شغلش مایوس و سرخورده است و یا نگران پروژه ای باشد و یا زیر فشار اقتصادی باشد و یا احساس کند در یکی از مراحل موفقیتش درمانده و فضایی برای رشد در اختیار ندارد، از لحاظ احساسی و عاطفی، تمام و کمال در دسترس شما نخواهد بود. بخش عمده ای از توجه و انرژی ذهنی او مدام درگیر نگرانی ها و درگیری های شغلیش خواهد بود و ممکن است اگاه و یا ناخوداگاه این روش را ادامه بدهد. برای او مشکل خواهد بود کاملا احساس ارامش و راحتی کند، بی انکه در زندگیش احساس موفقیت داشته باشد.

موضوع این نیست که دوستتان ندارد و یا به شما عشق نمی ورزد و یا این که بشما احتیاج ندارد. حتی موضوع این نیست که شغلش را بیش از شما دوست دارد. مطلب تنها این است که شغلش تاثیر درگیرانه تری بر احساس رشد شخصی و اعتماد به نفس او دارد تا رابطه اش با شما.

درک این موضوع و پذیرش ان برای زنها اندکی مشکل است. ارزش یابی زنها با ارزش یابی مردها متفاوت هستند. برای زنها صرف نظر از این که تا چه حد در شغل خود موفق هستند، مادامی که زندگی احساسی ارضاء کننده ای نداشته باشند، احساس خوبی نسبت به خودشان نخواهند داشت. برای یک زن صمیمت و نزذیکی با یک مرد، ارامش و راحتی است. این احساس ارامش در پایان روز به مانند ان است که هدیه ای دریافت کرده است و به هیچ وجه به معنای مزاحمت یا تداخل نخواهد بود. بهمین خاطر است که زنها از مردها توقع دارند تا نگرانی ها و ناراحتی های شغلی شان را به مجرد ان که عصرها در پایان کار انها را می بینند، دور بیاندازند، انها را در اغوش گرفته و در پناه عشق خود احساس راحتی و خوشحالی کنند. این صرفا برای زنها مطلوب است و لزوما به این معنا نیست که برای مردها نیز خوشایند باشد.

 

دلیل دوم اینکه چرا مردها در مقایسه با زن ها ، اهمیت کمتری به عشق و احساسات و روابط می دهند، در تفاوت های ساختمانی میان مغز مرد و زن نهفته است.

مغز مردها به سختی می تواند از تفکر به سمت احساست و عواطف تغییر عملکرد بدهد. مغز مردها و زنها متفاوت از یکدیگرند. مغز مرد تخصصی تر است. نیم کره راست مغز مردها با عملکردهای بینایی و فضایی و همچنین احجام سر و کار دارد. فعالیت هایی نظیر کسب مهارت های فیزیکی ، تطابق های چشمی و ماهیچه ای. در حالیکه نیم کره چپ ، به مهارت های گفتاری و شناختی اختصاص یافته است؛ مهارتهایی نظیر بیان احساسات و درک مسایل انتزاعی . نیم کره راست رشد و تمایز بیشتری از نیم کره چپ دارد. نتیجه چنین حالتی انست که دخترها در مقایسه با پسران گفتاری تر و کلامی تر هستند، بهمین دلیل است که اغلب مردها در مقایسه با زنها از مهارت های گفتاری کمتری برخوردار هستند.

 

از طرفی مغز زن ها عمومی تر است. به این معنا که هر دو نیم کره راست و چپ مغز زنها، با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردی مشابه دارند و تقسیم کار بین انها صورت نگرفته است. بنابراین جایگاه مردها بیشتر در سرشان است تا در قلبشان. این بدین معناست که مغز یک مرد در مقایسه با مغز یک زن، مدت زمان بیشتری احتیاج دارد که تغییر وضعیت بدهد. بنابراین هنگامی که شما و نامزد / همسرتان مشغول گفتگو درباره مسایل مادی و اقتصادی هستید، یا درگیر مکالمه ای روشنفکرانه می باشید و به ناگهان دوست دارید به همسرتان عشق بورزید، در اغوشش بگیرید و از احساسات تان صحبت کنید، احتمالا خواهید دید که همسرتان حوصله این کار را ندارد چرا که به همان سرعت شما نمی تواند از وضعیتی به وضعیت دیگر تغییر جهت بدهد.

 

ایا تا بحال اندیشیده اید که چرا نامزد /  همسرتان در پایان روز به وقت بیشتری احتیاج دارد تا پس از کار خودش را برهاند و همه چیز را خاموش کند؟

ایا تا بحال مشاهده کرده اید چرا هنگامی که با نامزد یا همسرتان به تعطیلات رفته اید از جانب او توجه، محبت و عشق بشتری دریافت می کنید؟

ایا توجه کرده اید در اینگونه مواقع گرایش او به روابط جنسی بیشتر می شود؟

 

هنگامیکه مردی را از شغل و کارش دور می سازید، نه تنها فشارها و اضطراب های محیط کاری را از رویش بر میدارید، بلکه به مغزش استراحت میدهید تا از ان عادت همیشگی، تمرکز 8 ساعته بر روی فعالیت های مغز راست و تحلیلی دست بر داشته و کمی ارام بگیرد. این باعث می شود همسرتان از لحاظ احساسی امنیت بیشتری داشته و بیشتر و بهتر درکتان کند و در نزدیکتان باشد چرا که دیگر مجبور نیستند مرتبا از این عملکرد به عملکرد دیگر تغییر وضعیت بدهد.

 

بخاطر داشته باشید مردها از این که بفهمند شما انها را درک می کنید، خیلی خوشحال می شوند. برعکس از این که از انها انتقاد کنید، متنفر هستند.

با نامزد /  همسرتان درباره روش های دیگر افزایش احساس عزت نفس و ارزشمند بودن( روش هایی به غیر از موفقیت های شغلی و حرفه ای بلکه پیشرفت های ارتباطی) به گفتگو بنشینید.

 

مردها نیز می بایست کمی احساسی تر و عاطفی تر باشند( توجه داشته باشید که این یک واقعیت است که زنها اصولا احساسی تر و عاطفی ترند و مردها بر عکس انها علاقه بیشتری به امور جنسی دارند.). می بایست اولویت های خود را بازبینی کنید و این الویت ها را نه بر اساس پیشرفت های مادی و اقتصادی ، بلکه کمی نیز بر اساس موفقیت های روحی، احساسی و عاطفی بنا گذارند.

 

می توانید کمک کنید تا همسرتان استرس کمتری داشته باشد و با جستجو کردن درباره راه هایی که در انتقال او از محیط کاری به کانون گرم خانواده می تواند کمک کند، حامی او باشید.

 

روش هایی بیابید تا نامزد یا همسرتان بتواند بوسیله ان تنش های کاری و شغلی اش را در پایان روز کاهش دهد مثلا: با ورزش کردن، قدم زدن، تفریح و گردش، سینما رفتن، دراز کشیدن و گوش دادن به سکوت یا موسیقی ارام بخش، ماساژ گرفتن از شما، گوش دادن به اخبار یا خواندن روزنامه ها و...

 

به مجرد ورود همسرتان از محل کار بخانه، با مسایل و مشکلات احساسی و عاطفی تان به او هجوم نبرید. به او وقت بدهید تا ارام گیرد و در شرایط بهتری باشد. بجای انکه تنها ارزو کنید همسرتان بیشتر خود را صرف رابطه با شما بکند، از او بخواهید احساساتش را در رابطه با موضوع های زیز با شما در میان بگذارد:

 

  1. تصویر ذهنی او از یک رابطه ایده ال چیست؟
  2. مایل است چه مقدار از وقت و انر.زی خود را به بهبود رابطه اش با شما اختصاص دهد.
  3. به منظور ایجاد رابطه ای مستحکم و نیرومند، مایل به اسفاده از چه روش ها و تکنیک هایی است( کتاب خواندن، مشاوره، سمینار... میزگرد و ...)
  4. برخورها و مشکلات پیش امده را چگونه و به چه روشی می خواهد حل کند؟( دوست دارد فورا درباره ان ها صحبت کند، یا منتظر شود بچه ها بخوابند، یا احساساتش را روی کاغذ بنویسد یا ...؟)

 

صحبت در خصوص موضوع های فوق با همسرتان، نه تنها به شما اطمینان خاطر می دهد که همسرتان نیز به همان اندازه شما به این قبیل مسایل اهمیت می دهد و حتی مایل است در جهت رشد و موفقیت رابطه اش تلاش کندف بلکه به او کمک می کند احساسات خوبی ناشی از صحبت درباره این قیبل مسایل با شما را تجربه کند. تعهد همسرتان مبنی بر مشارکت و همکاریش در رابطه با شما، باعث می شود احساس کنید هر دو اعضای یک تیم و به دنبال هدفی واحد هستید، دو انسان متعهد به موفقیت رابطه ای واحد.

 

|+| نوشته شده توسط حمید در یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388  |
 
 
 
بالا